Saturday, February 03, 2007

esmael enayat asl

Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.

در هر 5 ساعت حداقل یک مورد نقض حقوق بشر در ایران اتفاق می افتد

به مناسبت 22 بهمن
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار می کند:
سخنرانی، بحث و گفتگو

موضوع و سخنرانان:
خانم اعظم لحنی: دستاوردهای جمهوری اسلامی برای زن ایرانی
آقای محمد حسن ذوالقدر: آیا 22 بهمن 1357 پایان انقلاب است


زمان: 4 فوریه 2007 ساعت 16:00 الی 18:00
مکان: هانوفر دفتر کانون دفاع از حقوق بشر در ايران نمايندگی هانوفر ( IIK )
C/O Kulturzentrum IIK
Zur Bettfedernfabrik 1
30451 Hannover
هماهنگ کننده: اعظم لحنی 05751 96 88 51

esmael enayat asl

Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.

در هر 5 ساعت حداقل یک مورد نقض حقوق بشر در ایران اتفاق می افتد

به مناسبت 22 بهمن
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برگزار می کند:
سخنرانی، بحث و گفتگو

موضوع و سخنرانان:
خانم اعظم لحنی: دستاوردهای جمهوری اسلامی برای زن ایرانی
آقای محمد حسن ذوالقدر: آیا 22 بهمن 1357 پایان انقلاب است


زمان: 4 فوریه 2007 ساعت 16:00 الی 18:00
مکان: هانوفر دفتر کانون دفاع از حقوق بشر در ايران نمايندگی هانوفر ( IIK )
C/O Kulturzentrum IIK
Zur Bettfedernfabrik 1
30451 Hannover
هماهنگ کننده: اعظم لحنی 05751 96 88 51

Thursday, February 01, 2007

esmael enayat asl


کانون دفاع از حقوق بشر در ايران سازمان حقوق بشر اهواز
در هر 5 ساعت حداقل یک مورد نقض حقوق بشر در ایران اتفاق می افتد
P. O. Box 17725, London, N5 2WP, U.K Postfach 5242 , 30052 Hannover , Germany
Fax: +1 703 266 03 30 Fax : +49 511 261 73 76
Email : ahro25@yahoo.co.uk Email : komite_aghwam@yahoo.de
www.ahwazhumanrights.org www.bashariyat.de
www.hr-aghwam.blogspot.com
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به : کليه مراجع ٬ سازمانها ٬ آزاديخواهان و فعالان حقوق بشر
يورش ها و سرکوب هاى وحشيانه رژيم جمهورى اسلامى بر عليه اقوام و ملتهاى تحت ستم در ايران ٬ بازداشت هاى خود سرانه و غيرقانونى فعالان ﴿ سياسى، مدنى، فرهنگى و دانشجوئى ﴾ اين عرصه و بستن اتهامات واهى و دروغين به ايشان ٬ اعمال شکنجه هاى ددمنشانه و دريغ نکردن از هرگونه اعمال غير انسانى عليه ايشان در جهت متلاشى نمودن وضعيت روحى و جسمى فرد و اخذ اعترافات اجبارى و غيرقانونى ٬ برگزارى دادگاههاى فرمايشى در پشت درب هاى بسته و بدون حضور وکيل مدافع در اين جلسات و نهايتاً بى اعتنايى رژيم و سران آن به اعتراض سازمانها و مراجع بين المللى در اين خصوص٬ نشان دهنده اين حقيقت است که حکومت جمهورى اسلامى نه تنها پاي بند هيچ يک از معاهدات و کنوانسيون هاى بين المللى نبوده که حتى قوانين معيوب و ناقص مصوب خود را نيز در اين زمينه زير پا گذاشته و همچنان سياستهاى سرکوب و پاکسازى قومى خود را با شدت و حدت بيشترى ادامه مى دهد .
درحقيقت مطالبات دموکراتیک ملی اقوام و ملل کشور ما نه تنها پاسخ نمی یابند، بلکه از سوی جمهوری اسلامی که مخالف آزادی و دموکراسی برای همه شهروندان کشور است، به شکل مضاعف مورد سرکوب قرار میگیرند.
اخيرا و در ادامه اين گونه سياستها ٬ رژيم جمهوری اسلامی با اجراى احکام جديد اعدام ( بر اساس اخبار و اطلاعات رسيده و در تاريخ بيست و چهارم ژانويه ٢٠٠٧ ، چهار تن ديگر از اعراب اهوازى به اتهام بمب گذارى در زندان اهواز اعدام گرديده اند. اين اعدامها علاوه بر اعدام ٢نفر عرب اهوازی در زندان کارون طى چند روزگذشته ، سه تن از اعراب اهوازی در ١٩ دسامبر سال گذشته و ٢ نفر دیگر در چند ماه قبل از آن ميباشد ) و حبس هاى دراز مدت جوانان و فعالان خلق عرب، همچنين اخذ اعترافات اجبارى از متهمان در زندان ( تحت شکنجه ) و ضبط و تکثير تصاويرى از این اعترافات اجباری و پخش سى دى هاى آن در اهواز و برخى شهرهاى ديگر استان خوزستان٬ قصد ايجاد رعب و وحشت در منطقه و آغاز موج جديدى از حملات خود برعليه ملت مظلوم عرب را دارد
لذا ٬ ما بعنوان کانون دفاع ازحقوق بشر در ايران به همراه سازمان حقوق بشر اهواز ٬ ضمن ابراز مراتب نگرانی و انزجارعمیق خود از چنین اقداماتى و نتایج آن ٬ رعايت حقوق بشر و ميثاقهای جهانی را ، که از جانب دولتمردان ايران مستمراً زير پا گذاشته میشود ، يگانه راه تامين حقوق ملى- شهروندی و تامين تنوع زبانی و فرهنگی دانسته و خواستار توقف بی درنگ کلیه اقدامات سرکوبگرانه رژیم در خوزستان و سایر نقاط کشور و همچنن اجراى سريع موارد ذيل مى باشيم :
١- توقـف سريع اجراى احکام اعدام .
٢ – آزادى بى قيد و شرط کليه زندانيان سياسى وعقيدتى .
٣ – توقف سريع رفتارهاى ضد انسانى و شکنجه هاى طاقت فرسا در زندانها و بازداشتگاههاى پنهانى و اجازه نظارت گزارشگر ويژه حقوق بشر بر اين موارد .
( لازم به ذکر است که در ارتباط با بند سوم و بر اساس اطلاعات دريافتى ٬ ٥ فعال سیاسی عرب که بوسیله سوریه تحویل رژيم داده شده اند ٬ مدتی است بدلیل عدم شرکت در اعترافات تلوزیونی ٬ در زندان "ملی راه" تحت شکنجه های بیرحمانه ای قرار گرفته اند ٬ بنحوى که يك نفر از ايشان در اثر این شکنجه ها کاملاً فلج شده است . )
درپايان ازهمه مراجع ٬ سازمانها ٬ نیروهای آزادیخواه و فعالان حقوق بشر درون و برون از ایران دعوت می کنيم که در برابر این ظلم و دیگر سرکوب ها سکوت ننموده و هماهنگ صدای اعتراض خود را بعناوین گوناگون بلند نمايند.
رو نوشت جهت اطلاع ٬ پيگيرى و اقدام عاجل به :
1- دفتر دبير کل سازمان ملل متحد
2- دفتر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد – ژنو
3- نسخه به اعضاء شورای حقوق بشر سازمان ملل
4- سرويس بين المللى براى حقوق بشر– سوئيس
5- کمسیون اروپا برای حقوق بشر
6- دفترمرکزى دیدبان حقوق بشر - آمريکا
7- دفتر دیدبان حقوق بشر– لندن
8- دفتر دیدبان حقوق بشر – برلين
9- دفترمرکزى امنستی انترناشنال - لندن
10- دفتر امنستی انترناشنال - آلمان
11- دفتر امنستی انترناشنال – هلند
12- دفتر امنستی انترناشنال – ژنو
13- کميته پيگيرى دفاع ازحقوق بشر - سوئيس
14- کميسيون بين المللى – آمريکايى حقوق بشر
15- فدراسيون بين المللى پيگيرى حقوق بشر - پاريس
16- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص شکنجه
17- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص اعدام
18- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص حمایت از مردمان بومی
19- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص برای اقلیت ها
20- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص حمایت از آزادی بیان و عقیده
21- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص استقلال قضات و وکلا
22- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص مسکن
23- سازمان جهانى عليه شکنجه - سوئيس
24- کميته اروپائى ضد شکنجه
25- دفتر جلوگيرى از شکنجه - فرانسه
26- کميته مبارزه با شکنجه – سوئيس
27- مرکز جلوگيرى ازشکنجه و اعدام - فرانسه
28- مرکز بين المللى عليه شکنجه و جنايت – دانمارك
29- خانه آزادی - آمريکا
30- اتحاديه بين المللى پارلمانها
31- انجمن مدافع اقوام تحت ستم

esmael enayat asl


کانون دفاع از حقوق بشر در ايران سازمان حقوق بشر اهواز
در هر 5 ساعت حداقل یک مورد نقض حقوق بشر در ایران اتفاق می افتد
P. O. Box 17725, London, N5 2WP, U.K Postfach 5242 , 30052 Hannover , Germany
Fax: +1 703 266 03 30 Fax : +49 511 261 73 76
Email : ahro25@yahoo.co.uk Email : komite_aghwam@yahoo.de
www.ahwazhumanrights.org www.bashariyat.de
www.hr-aghwam.blogspot.com
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
به : کليه مراجع ٬ سازمانها ٬ آزاديخواهان و فعالان حقوق بشر
يورش ها و سرکوب هاى وحشيانه رژيم جمهورى اسلامى بر عليه اقوام و ملتهاى تحت ستم در ايران ٬ بازداشت هاى خود سرانه و غيرقانونى فعالان ﴿ سياسى، مدنى، فرهنگى و دانشجوئى ﴾ اين عرصه و بستن اتهامات واهى و دروغين به ايشان ٬ اعمال شکنجه هاى ددمنشانه و دريغ نکردن از هرگونه اعمال غير انسانى عليه ايشان در جهت متلاشى نمودن وضعيت روحى و جسمى فرد و اخذ اعترافات اجبارى و غيرقانونى ٬ برگزارى دادگاههاى فرمايشى در پشت درب هاى بسته و بدون حضور وکيل مدافع در اين جلسات و نهايتاً بى اعتنايى رژيم و سران آن به اعتراض سازمانها و مراجع بين المللى در اين خصوص٬ نشان دهنده اين حقيقت است که حکومت جمهورى اسلامى نه تنها پاي بند هيچ يک از معاهدات و کنوانسيون هاى بين المللى نبوده که حتى قوانين معيوب و ناقص مصوب خود را نيز در اين زمينه زير پا گذاشته و همچنان سياستهاى سرکوب و پاکسازى قومى خود را با شدت و حدت بيشترى ادامه مى دهد .
درحقيقت مطالبات دموکراتیک ملی اقوام و ملل کشور ما نه تنها پاسخ نمی یابند، بلکه از سوی جمهوری اسلامی که مخالف آزادی و دموکراسی برای همه شهروندان کشور است، به شکل مضاعف مورد سرکوب قرار میگیرند.
اخيرا و در ادامه اين گونه سياستها ٬ رژيم جمهوری اسلامی با اجراى احکام جديد اعدام ( بر اساس اخبار و اطلاعات رسيده و در تاريخ بيست و چهارم ژانويه ٢٠٠٧ ، چهار تن ديگر از اعراب اهوازى به اتهام بمب گذارى در زندان اهواز اعدام گرديده اند. اين اعدامها علاوه بر اعدام ٢نفر عرب اهوازی در زندان کارون طى چند روزگذشته ، سه تن از اعراب اهوازی در ١٩ دسامبر سال گذشته و ٢ نفر دیگر در چند ماه قبل از آن ميباشد ) و حبس هاى دراز مدت جوانان و فعالان خلق عرب، همچنين اخذ اعترافات اجبارى از متهمان در زندان ( تحت شکنجه ) و ضبط و تکثير تصاويرى از این اعترافات اجباری و پخش سى دى هاى آن در اهواز و برخى شهرهاى ديگر استان خوزستان٬ قصد ايجاد رعب و وحشت در منطقه و آغاز موج جديدى از حملات خود برعليه ملت مظلوم عرب را دارد
لذا ٬ ما بعنوان کانون دفاع ازحقوق بشر در ايران به همراه سازمان حقوق بشر اهواز ٬ ضمن ابراز مراتب نگرانی و انزجارعمیق خود از چنین اقداماتى و نتایج آن ٬ رعايت حقوق بشر و ميثاقهای جهانی را ، که از جانب دولتمردان ايران مستمراً زير پا گذاشته میشود ، يگانه راه تامين حقوق ملى- شهروندی و تامين تنوع زبانی و فرهنگی دانسته و خواستار توقف بی درنگ کلیه اقدامات سرکوبگرانه رژیم در خوزستان و سایر نقاط کشور و همچنن اجراى سريع موارد ذيل مى باشيم :
١- توقـف سريع اجراى احکام اعدام .
٢ – آزادى بى قيد و شرط کليه زندانيان سياسى وعقيدتى .
٣ – توقف سريع رفتارهاى ضد انسانى و شکنجه هاى طاقت فرسا در زندانها و بازداشتگاههاى پنهانى و اجازه نظارت گزارشگر ويژه حقوق بشر بر اين موارد .
( لازم به ذکر است که در ارتباط با بند سوم و بر اساس اطلاعات دريافتى ٬ ٥ فعال سیاسی عرب که بوسیله سوریه تحویل رژيم داده شده اند ٬ مدتی است بدلیل عدم شرکت در اعترافات تلوزیونی ٬ در زندان "ملی راه" تحت شکنجه های بیرحمانه ای قرار گرفته اند ٬ بنحوى که يك نفر از ايشان در اثر این شکنجه ها کاملاً فلج شده است . )
درپايان ازهمه مراجع ٬ سازمانها ٬ نیروهای آزادیخواه و فعالان حقوق بشر درون و برون از ایران دعوت می کنيم که در برابر این ظلم و دیگر سرکوب ها سکوت ننموده و هماهنگ صدای اعتراض خود را بعناوین گوناگون بلند نمايند.
رو نوشت جهت اطلاع ٬ پيگيرى و اقدام عاجل به :
1- دفتر دبير کل سازمان ملل متحد
2- دفتر شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد – ژنو
3- نسخه به اعضاء شورای حقوق بشر سازمان ملل
4- سرويس بين المللى براى حقوق بشر– سوئيس
5- کمسیون اروپا برای حقوق بشر
6- دفترمرکزى دیدبان حقوق بشر - آمريکا
7- دفتر دیدبان حقوق بشر– لندن
8- دفتر دیدبان حقوق بشر – برلين
9- دفترمرکزى امنستی انترناشنال - لندن
10- دفتر امنستی انترناشنال - آلمان
11- دفتر امنستی انترناشنال – هلند
12- دفتر امنستی انترناشنال – ژنو
13- کميته پيگيرى دفاع ازحقوق بشر - سوئيس
14- کميسيون بين المللى – آمريکايى حقوق بشر
15- فدراسيون بين المللى پيگيرى حقوق بشر - پاريس
16- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص شکنجه
17- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص اعدام
18- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص حمایت از مردمان بومی
19- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص برای اقلیت ها
20- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص حمایت از آزادی بیان و عقیده
21- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص استقلال قضات و وکلا
22- گزارشگرمخصوص سازمان ملل در خصوص مسکن
23- سازمان جهانى عليه شکنجه - سوئيس
24- کميته اروپائى ضد شکنجه
25- دفتر جلوگيرى از شکنجه - فرانسه
26- کميته مبارزه با شکنجه – سوئيس
27- مرکز جلوگيرى ازشکنجه و اعدام - فرانسه
28- مرکز بين المللى عليه شکنجه و جنايت – دانمارك
29- خانه آزادی - آمريکا
30- اتحاديه بين المللى پارلمانها
31- انجمن مدافع اقوام تحت ستم

Wednesday, January 31, 2007

ايران در گزارش خانه آزادی در رديف کشورهای صحنه پس رفت آزادی قرارگرفت


ايران در گزارش خانه آزادی در رديف کشورهای صحنه پس رفت آزادی قرارگرفت

خانه آزادی، که تشکيلاتی غيردولتی و مستقر در واشنگتن است، در گزارش امسال خود از رکود و ايستائی آزادی در سطحی جهانی در دهه گذشته خبر داده، و بر پس رفت آن در سال گذشته در آسيا تاکيد گذاشته است.
گزارش سال ۲۰۰۷ اين گروه امروز زير عنوان حقوق سياسی و آزاديهای فردی منتشر شد.
خانه آزادی کشورها را در سه گروه آزاد، نيمه آزاد، و عاری از آزادی طبقه بندی کرده است.
گزارش در مجموع از کاهش نسبی آزادی در سال ۲۰۰۶ در مقايسه با سال ۲۰۰۵ حکايت دارد.
گزارش ميگويد نيمی از مردم فاقد آزادی در جهان در چين زندگی ميکنند.
گزارش ميگويد آسيا در سال ۲۰۰۶ با پس رفتی که تايلند، فيليپين و تيمور شرقی شاهد آن هستند، صحنه بيشترين نسبت کاهش آزادی بود.
گزارش روند پس رفت آزادی را در دهه گذشته، در غياب پيشرفتی عمده، و ظهور رژيم هائی استبدادی که بشدت با دموکراسی خصومت دارند، مضطرب کننده توصيف کرده است. گزارش از روسيه، ونزوئلا و ايران به عنوان نمونه هائی از اين روند منفی نام می برد.
گزارش، برمه، زيمبابوه، سومالی، اريتره و ايران را جزو کشورهائی معرفی ميکند که در سال ۲۰۰۶ صحنه کاهش آزادی بوده اند.
گزارش ميگويد کشورهای شبه قاره صحرای آفريقا نيز در سال گذشته بيشتر صحنه پس رفت بودند تا پيشرفت.
خانه آزادی همچنين چندين مورد اشکال در آمريکا را يادآوری ميکند و ميگويد اقدامات ضد تروريسم دولت بوش کماکان عامل نگرانی در مورد حراست از آزاديهای فردی است.

Bahadori

سخنرانی آقای امید رفیعی: حقوق بشر و موقیت کنونی آن در ایران 1 2 3

bahadori

سخنرانی آقای محمد حسن ذوالقدر: تقابل مذهب و حقوق بشر 1 2 3

Monday, January 15, 2007

esdmael enayat asl

از جمله زمينه ها يي كه دولت احمدي نژاد بعنوان بلدوزر چراغ خاموش حكومت اسلامي درعرصه ظاهرا فرهنگي ودراصل تمامي زمينه ها كمر همت به نابودي و تخريب آن بسته است محروم كردن انديشمندان سباسي ايران زمين درعرصه اينترنتي است طرح جديد در زمينه شناسايي دارندگان وب سايت ها در ايران وكاهش سرعت دسترسي بهاطلاعات تخريبي انفجاريست كه به منظور تعقيب سياستهاي تخريبي حكومت اسلامي در آخرين تفكر پس انديشي طراحي شده است در حالي كه در جهان سرعت و مبادله اطلاعات كشورهايي نظير ژاپن .كره جنوبي , هند,مالزي,و سنگاپور گامهاي اساسي براي ايجاد زير ساخت هاي علمي ,اقتصادي,سياسي,فرهنگي را در كريدورهاي اينترنتي از ساليان پيش دردسترس همگان قرار داده اند حكومت اسلمي بار ديگر سيرت استبدادي وخصلت ضدمردمي خود را عيان نموده است و دست به انهدام پايه هاي علمي كشور زده است زيرا با استعداد و اشتياقي كه در جوانان فكور و جستجو گر ايراني نهفته است بديهي ا ست كه ابن سد و مانع مشكلي مضاعف را براي آنان فراهم نموده و آنان راهر چه بيشتر از جستجو را داشته و به صندوقخانه عزلت گزيني سوق خواهد داد.صرف نظر از بحث مالي سرعت اينترنت با سرعت پايين اين مانع خود باز دارنده ايست در جهت عدم دسترسي به بعضي از سا يتها با تراكم بالابراي پوبندگان اطاعات .استبداد كور از اين اقدام كه با هدف نهان شناسايي مخالفان سياسي و پيشگيري از فعاليت آنان طراحي شده است در نهايت بدنبال كنترل افكار پويا ودگرانديش غير خودي است .حكومت اسلامي بعد از تحديد ابراز عقايد مطبوعاتي وقلع و قمع روزنامه نويسان مخالف در پي كور كردن آخرين وسيله اطلاع رساني است تا ملت ايران همچنان درپس مه هاي خاكستري وغليظ اوهام به روزمرگي مشغول باشند و حكومت براي بقاي خود كارت بيمه اي جديد را تهيه كرده باشد.جبارت ديني اهميت نمي دهد كه انديشمندان جوان ايراني با سر خو ردگي از اين آخربن سنگر باز هم بيشتر به انزوا پناه برده وقصه دردناك فحشاواعتياد و هزاران بلاي بي نام ونشان وبا نام ونشان ديگر دامنگيرشان شود .براي رهبران تحميلي ايران اهميتي ندارد كه ساكنين اين سرزمين در اثر تصميمات كور و سترون اينان حتي از آويختن به آخرين واگن قطاري كه تمامي ملل در آن سوارند باز بمانند وبر سرشان در فرداي پر از رقابت در پهنه اقتصادو علم و دانش بهمن فقر هموار شود .براي آنان چه اهميتي دارد كه جوانان برومند اين سرزمين با چشمي نگران و با قلبي مملو از تاثر خاك وطن را در پي يافتن فردايي روشن وامن ترك گويند زيرا كه آنان در فكر بقاي خود به هر قيمتي هستند وهمه كس وهمه چيز را در مسلخ استبداد سر ميبرند .دسترسي به اطلاعات اينترنتي براي ساختن فردا همان نقشي را ايفا ميكند كه در گذشته ماشين بخار براي تمدن بشري ايفا كرد وداراي همان ويژگي است هم اكنون خطوط ارتباطي زميني,هوايي,دريايي در پيشبرد ملتهاايفا مبكنند.بعداز زدن رگهاي آزاديخواهان ودگرانديشان ومدافعان حقوق بشري چه در داخل وچه در خارج اينك حكومتيان شاهرگ ملت ايران را نشانه گرفته اند تا با نرسيدن خون به مغز جامعه ايراني صبحانه اي مناسب براي ضحاكان ماردوش در سپيده دم تيره ملت ايران تدارك ببينند سپيده دمي كه شبش از آن ملت شده وصبحش براي رجاله هاي وطني و وطن فروشان مزدور آغازيست براي تكراري ديگر غافل از آنكهبغض فرو خورده ملت ايران زماني خواهد جوشد ودر آن جوشش وخيزش نه از تاج نشان خواهد ماند ونه از تاج نشان ژانويه 20007 اسماعيل عنايت اصل

esdmael enayat asl

از جمله زمينه ها يي كه دولت احمدي نژاد بعنوان بلدوزر چراغ خاموش حكومت اسلامي درعرصه ظاهرا فرهنگي ودراصل تمامي زمينه ها كمر همت به نابودي و تخريب آن بسته است محروم كردن انديشمندان سباسي ايران زمين درعرصه اينترنتي است طرح جديد در زمينه شناسايي دارندگان وب سايت ها در ايران وكاهش سرعت دسترسي بهاطلاعات تخريبي انفجاريست كه به منظور تعقيب سياستهاي تخريبي حكومت اسلامي در آخرين تفكر پس انديشي طراحي شده است در حالي كه در جهان سرعت و مبادله اطلاعات كشورهايي نظير ژاپن .كره جنوبي , هند,مالزي,و سنگاپور گامهاي اساسي براي ايجاد زير ساخت هاي علمي ,اقتصادي,سياسي,فرهنگي را در كريدورهاي اينترنتي از ساليان پيش دردسترس همگان قرار داده اند حكومت اسلمي بار ديگر سيرت استبدادي وخصلت ضدمردمي خود را عيان نموده است و دست به انهدام پايه هاي علمي كشور زده است زيرا با استعداد و اشتياقي كه در جوانان فكور و جستجو گر ايراني نهفته است بديهي ا ست كه ابن سد و مانع مشكلي مضاعف را براي آنان فراهم نموده و آنان راهر چه بيشتر از جستجو را داشته و به صندوقخانه عزلت گزيني سوق خواهد داد.صرف نظر از بحث مالي سرعت اينترنت با سرعت پايين اين مانع خود باز دارنده ايست در جهت عدم دسترسي به بعضي از سا يتها با تراكم بالابراي پوبندگان اطاعات .استبداد كور از اين اقدام كه با هدف نهان شناسايي مخالفان سياسي و پيشگيري از فعاليت آنان طراحي شده است در نهايت بدنبال كنترل افكار پويا ودگرانديش غير خودي است .حكومت اسلامي بعد از تحديد ابراز عقايد مطبوعاتي وقلع و قمع روزنامه نويسان مخالف در پي كور كردن آخرين وسيله اطلاع رساني است تا ملت ايران همچنان درپس مه هاي خاكستري وغليظ اوهام به روزمرگي مشغول باشند و حكومت براي بقاي خود كارت بيمه اي جديد را تهيه كرده باشد.جبارت ديني اهميت نمي دهد كه انديشمندان جوان ايراني با سر خو ردگي از اين آخربن سنگر باز هم بيشتر به انزوا پناه برده وقصه دردناك فحشاواعتياد و هزاران بلاي بي نام ونشان وبا نام ونشان ديگر دامنگيرشان شود .براي رهبران تحميلي ايران اهميتي ندارد كه ساكنين اين سرزمين در اثر تصميمات كور و سترون اينان حتي از آويختن به آخرين واگن قطاري كه تمامي ملل در آن سوارند باز بمانند وبر سرشان در فرداي پر از رقابت در پهنه اقتصادو علم و دانش بهمن فقر هموار شود .براي آنان چه اهميتي دارد كه جوانان برومند اين سرزمين با چشمي نگران و با قلبي مملو از تاثر خاك وطن را در پي يافتن فردايي روشن وامن ترك گويند زيرا كه آنان در فكر بقاي خود به هر قيمتي هستند وهمه كس وهمه چيز را در مسلخ استبداد سر ميبرند .دسترسي به اطلاعات اينترنتي براي ساختن فردا همان نقشي را ايفا ميكند كه در گذشته ماشين بخار براي تمدن بشري ايفا كرد وداراي همان ويژگي است هم اكنون خطوط ارتباطي زميني,هوايي,دريايي در پيشبرد ملتهاايفا مبكنند.بعداز زدن رگهاي آزاديخواهان ودگرانديشان ومدافعان حقوق بشري چه در داخل وچه در خارج اينك حكومتيان شاهرگ ملت ايران را نشانه گرفته اند تا با نرسيدن خون به مغز جامعه ايراني صبحانه اي مناسب براي ضحاكان ماردوش در سپيده دم تيره ملت ايران تدارك ببينند سپيده دمي كه شبش از آن ملت شده وصبحش براي رجاله هاي وطني و وطن فروشان مزدور آغازيست براي تكراري ديگر غافل از آنكهبغض فرو خورده ملت ايران زماني خواهد جوشد ودر آن جوشش وخيزش نه از تاج نشان خواهد ماند ونه از تاج نشان ژانويه 20007 اسماعيل عنايت اصل


مجازات اعدام درایران

دوستداران دمکراسی، آزاداندیشان و همه ی کسانی که برای نشان دادن دلبستگی خود به آرمان مشترک محافظت از خقوق بشر دراین جا گرد آ مده اید! خانم ها! آقایان!
همه ی ما یک آرمان مشترک داریم و آن نیز بر شمردن دمکراسی و رعایت حقوق انکار ناپذیرانسانی به سان اولین ومقدم ترین اولویت درمبارزه ی اجتماعی مان وآرزوِی تخقق حقوق برابر برای همه ی انسان ها ، صرف نظر از تفاوت های آرمانی، نژادی، تباری و جنسیتی شان است؛ و می دانیم که نخستین و مهم ترین این خقوق، بر پایه ی ماده ی 3 اعلامیه ی جهانی خقوق بشر،مرچع و مبنای مورد توافق همه ی حاضران ، همه ی سازمان های ملی و بین المللی حقوق بشرو بسیاری از دولت ها در سراسر جهان، ازجمله جمهوری اسلامی ایران،به شرح درپی آمده است :
" هرکس حق زندگی،آزادی و امنیت شخصی دارد."
از این رو، اگرماده هایی از این اعلامیه ی جهانی در پایه ی حقوقی حاکم در جوامع برخی از کشورها یی که مدعی پذیرش و رعایت حقوق انسانی اند و امضای شان رادر زیر اعلامیه ی جهانی حقوق بشر نهاده اند، از جمله ج اا، گنجانیده نشده یا
اگرموادی ازجمله ماده ی 3 آن در این کشورها به اجرا درنیامده است ، معنی اش این است که آن ها آشکارا و خودخواسته خقوق بشر را نقض می کنند.
ج ا ا مجازات اعدام را، برپایه ی قوانین داخلی اش و گاه حتی برحلاف آن ،اجرامی کرده است ، هرچند که اجرای چنین احکامی با اسنا د بین المللی مورد پذیرش آن ناسازگاراست.
من، دراین گفتار، نخست به دسته بندی سرچشمه های مجازات اعدام در ایران خواهم کوشید. سپس آن هارا با ارائه ی نمونه{هایی} ازهرکدام توصیف خواهم کرد . و سرانجام راه هایی را برای ازمیان برداشتن جرم هایی که مجازات اعدام را درایران ایجاب می کند یا موجب تخفیف آن می شود پیشنهاد خواهم کرد.

آ.سرچشمه های مجازات اعدام در ایران امروز

آ.1 سرچشمه ی سیاسی
آ.2 سرچشمه های دینی و احکام مذهبی
1


آ.3 سرچشمه ی امنیتی

آ.1 سرچشمه ی سیاسی اعدام در ایران امروز

نظام هایی همچون جمهوری اسلامی ایران که تداوم موجودیت خود را به هر دلیل، ازجمله به دلیل اعتقادهای آرمانِی،منافع اقتصادی وجزآن در اولویت می شمارند، به هر وسیله ، ازجمله حذف فیزیکی کسانی که آنان را دشمن می شمارند وبه راستی نیز مخالفان آن ها یند، برای رسیدن به هدف دست می یازند.
زندانیان سیاسی و آرمانی، اسیران عملیات نظامی،وکسانی که به بر اندازی نظام موجود می اندیشند در چنین کشورهایی در معرض مجازات اعدام یا حذف فیزیکی به روش های دیگرند.

آ.2 سرچشمه های دینی و احکام مذهبی مجازات اعدام درایران امروز و گونه هایی از اعدام که برپایه ی ِآن ها اعمال می شود.

جمهوری اسلامی ایران برپایه ی خداسالاری وآموزه های دین اسلام بنا شده است. در چنین نظام هایی قانون بر بنیان باورهای مذهبی استواراست که صدور واجرای حکم اعدام را نیز نمی توان ازآن مستثنا کرد.

آ.3 سرچشمه ی امنیتی اعدام در ایران امروز

گاهی قوای قضایی برخی کشورها ممکن است بدین سبب صدور و اجرای احکام اعدام را روا شمارند که امنیت نظام خویش را در خطر می بینند. این حالت ممکن است بدون ارتکاب جرمی به دست متهمان نیز،تنها بدین سبب که شروع به اندیشیدن درباره ی آن کرده اند ، یا این که ابزار ارتکاب آن را در اختیار گزفته اند، پیش آید.
چون مقامات جمهوری اسلامی ایران ازآغاز رسیدن به قدرت در معرض خطر تروربوده اند وانفجار بمب در مکان های همگانی نیزبسیار بوده است ، هنوز هم نمونه هایی ازاین گونه احکام اعدام درکشورما به اجرا در می آید.
این سرچشمه های سه گانه همواره در صدور و اجرای احکام اعدام به تنهایی عمل نمی کنند،بلکه گاه دو سرچشمه یا بیشترممکن است برای تحقق اعدام ها با
2

هم درآمیزند؛ اما همواره یکی از این سرچشمه ها پایه قرار می گیرد. من، در جریان
توصیف هایم درباره ی موضوع باردیگر به این نکته بازگشت خواهم کرد.

ب. نمونه های اعدام با سرچشمه های گوناگون در ایران امروز

ب .1 اعدام های انجام شده با سرچشمه سیاسی

ب.1.1 اعدام های اجراشده پس از به قدرت رسیدن ج ا ا

نخستین موج اعدام درسرآغاز به قدرت رسیدن ج ا ا،درفوریه ی1979{بهمن1357} ،رخ داد ودرآن بسیاری از دولتمردان و امیران نیروهای مسلح نظام شاه،به فرمان جانشین او، آیت اله خمینی،نخستین رهبرح ا ا ،و بنا به اعتراف بعدی خلخالی، مجری این اعدام ها در کتاب خاطرات اش، اعدام شدند. دو موج کوچک تر اما مهم دیگرنیز پس از آن پدید آمد ند و در آن ها افسران نیروها ی هوایی و دریایی ، پس از رخداد
ها ی موسوم به"کودتای نوژه" و کشف اتحادی از افسران نیروی دریایی که به شرکت در توطئه علیه ج اا متهم شد به اعدام محکوم شدند.
این سه موج اعدام،بی تردید سرچشمه ی سیاسی داشتند ،هرچند که تخت لوای دین به اجرا درآمدند واعدام شدگان درآن ها "مفسد فی الارض " و"محارب باخدا"
نام گرفتند؛ نامی که دولتمردان جمهوری اسلامی به هرکدام ازمنتقدان یا مخالفا ن شان می دادند.علت ریشه ای این اعدام ها تغییرقدرت سیاسی در ایران و احساس ضرورت محافظت ازقدرت تازه پدید آمده ی خود دربرابرقدرت دیرپا واکنون شکست خورده ی سلطنتی بود که درذهن قدرت پیروزمند شکل گرفته بود. یه دیگرسخن، این اعدام ها به منظور تحکیم شالوده های ج اا،پس ازبراندازی نظام پیش از خود، به اجرا در آمدند. نخستین موج اعدام ها تنها به دلیل شیوه ی اجرای آن ها- که محاکمه ها درآن بدون حضور هیئت منصفه یا هرگونه تخقیق انجام می پذیرفت – مورد انتقاد قرار گرفتند ، زیرا بیشتر مردم درآن زمانه ی حساس سرشارازشورانقلابی بودند.

ب.2.1 اعدام اعضای گروه های سیاسی مخالف

چهارمین موج اعدام درایرانکه درسال 1981{1360} ، هنگامی که نیروهای سیاسی آزاداندیش تحکیم مواضع مستقل سیاسی خودرا آغازکردندو صدای شان را درپهنه های ملی و بیلن المللی به گوش همگان رسانیدند ، و هم زمان با جنبش های خود-
3


مختاری درمنطقه های غیرفارسی- زبان،ازجمله درکردستان، آذربایجان ،خوزستان وترکمن- صحرا، شروع شد وپس از قتل عام تابستان1988{1367}، موسوم به
"فاجعه ی ملی" پایان پذیرفت نیزدر اساس سیاسی بود، اما به بهانه های دینی به اجرا در آمد.
درآغاز،همه روزه 20-30 نفربه مرگ محکوم می شدند ، احکام آنان به اجرا در
می آمدونام شان نیز در رسانه هااعلام می شد؛اما به زودی معلوم شد که مردم به این اعدام های کلان واکنش منفی نشان می دهند و این موضوع کارگزا ران ج ا ا را وادار کرد که مخالفان سیاسی آن را اعدام کنند، اما نام وشمار آنان را اعلام نکنند.این موج درطول جنگ ها ی ویرانگر هشت ساله بین ایران و عراق متوقف نشد، اما ا فت و خیزهای خودرا داشت و درسال1988{1367} به اوج خودرسید. دراین موج اعدام، هزاران ایرانی که مانند دولتمردان ج ا ا نمی اندیشیدند به دار کشیده یا تیر باران شدند
و بی هیچ نام و نشانی در گورهای دسته جمعی ، مانند خاوران ، به خاک سپرده شدند.
می گویند که یکی از این گورها نیز در نزدیکی "بهشت سکینه" ، واقع در فاصله ی چهار کیلومتری محل آغاز آزاد راه قزوین- کرج ، قراردارد. داده های آماری منتشر شده د از سوی یک گروه چپ مذهبی گویای آن است که ازآغازانقلاب نا تمام بهمن 1357{فوریه ی!979}نزدیک به 14000 نفر به مرگ محگوم شده اند که 10000 نفر از آن ها تازمان شروع فاجعه ی ملی سال 1988،و نزدیک به 4000 نفر نیز پس ازآن اعدام شده اند. نام ونشان سهم چشمگیری از این قربانیان در فهرست ها آمده است.
در این موچ اعضا و هواداران سازمان های فداییان خلق،راه کارگر، مجاهدین، پیکار،حزب دمکرات کردستان، کومله،جنبش خلق ترکمن،جنبش خلق عرب در خوزستان، جنبش خلق مسلمان در آذربایجان، حزب توده و دیگرسازمان های سیاسی اعدام شدند. این جریان ادامه یافت تا این که سرانجام در زمستان 1983{1361} و سپس در بهار 1983{1362}، شمار بسیارِی از رهبران ، کادرها و اعضای حزب توده و سپس فداییان {اکثریت} دستگیر شدند.
در سال 1987{1365}سازمان فداییان{اکثریت}، پس ازبرگزاری کنگره ی آن در خارچ از کشورو بازگشت رهبران و کادر هاِ آن به ایران ضربه ی سختی را تاب آورد. بازداشت شدگان در این ضربه به تدریج تا تابستان1979{1367} اعدام شدند.
می توان اعدام هایی را که در مقطع زمانی نامبرده به اجرا درآمدند ، بنابه دلایل درپی آمده، موجی بزرگ و متفاوت با موج پیشین به حساب آورد.
1.این موج پس ازپایان جنگ 8ساله میان ایران وعراق، دربهار8 198{1367} ، پدید آمد که در آن هنگام دیگر این بهانه که "گروهک های ضد انقلاب " دولت
4

اسلامی را در جریان جنگ تحمیل شده به آن ،ازسوی مابقی جهان، تضعیف می کنند دیگر وجود نداشت.
2. در مدتی بسیار کوتاه که چیزی نزدیک به یک ماه به طول انجامید هزاران کوشنده ی سیاسی در زندان ها به دارآویخته یا تیر باران شدند که بسیاری از آنان دوره ی زندان خورا تحمل کرده یا زمان نزدیک به پایان آن را می گذرانیدند. نام و
مشخصات بیش از 2000تن از این افراد در فهرست مجاهدین منتشر شد ، اما می گویند شمارایشان بسیارازاین حد افزون تر است، چون آنها را در گورهای جمعی ، بی هیچ گورمشخص یا سنگ قبری، به خاک سپرده اند.و حتی جای آن ها بر هیچ کس، حتی آنان که مدفون شان ساخته اند نیز، آ شکارنیست؛ و هیچ کس در باره ی گورهای جمعی دیگرهم چیزی نمی داند. می گویند گور جمعی خاوران نیز نا شناخته بود تا این این که زایری دست یکی ازاعدام شدگان ،به نام کیومرث زرشناس ، از اعدام شدکان توده ای را که از خاک بیرون مانده بود دید.
برخی می گویند شمار این قربانیان به 16000نفر نیز می رسد،اما هیچ کس شمار
واقعی آن ها را نمی داند.
3. رنگ مذهبی این اعدام ها بسیار آشکارتر از اعدام های پیشین بود ، هرچند که آن ها نیز از سرچشمه ی سیاسی همسان بر خوردار بود ند. چهار فردی که آیت اله خمینی مسوولیت این اعدام ها را به آنان سپرده بود ، از هر زندانی چهار سو ال می پرسیدند :1} آیا خدا را می پرستی؛2}آیا مسلمان هستی؛3} آیا ج ا ا را قبول داری؛ 4} آیا نمازمی خوانی؟ پاسخ منفی به سه سوال نخست مجازات اعدام را ضرورمی ساخت وپاسخ منفی به سوال آخرضربه های شلاق را ، تازمانی که زندانی اظهار می کرد که ازآن پس نماز خواهد خواند، در پی ذاشت .
این موج اعدام پس از صدور قطع نامه ی آتش بس در مورد جنگ ایران و عراق ،در ماه ژوئن 1988{خرداد1367}، و پس از این که آیت اله خمینی گفت که "جام زهر را سرکشیده" است شکل گرفت؛ و با هجوم حمله ی " فروغ جاویدان" مجاهدین به مرزهای غربی ایران هم زمان شد که با ضد حمله ی "مرصاد" نیروهای مسلح ایران پاسخ گرفت.
جانشین رهبر وقت ج ا ا،آیت اله حسین علی منتظری، دو نامه به آیت اله خمینی نوشت و به خاطر فرمان اش در باره ی اعدام زندانیان سیاسی به او اعتراض کرد، اما نه تنها نتوانست روند آن رخدادهای فاجعه بار را دگرگون کند، بلکه خود نیز مورد بی مهری رهبر وقت ایران قرارگرفت وناگزیر شد در خانه ی خودش در شهر قم دوران حصر خود را بگذراند.
آن چه او به رهبر وقت و چهار نفر کسانی که مامور اجرای آن اعدام ها شدند
5

نوشت، به خوبی ماهیت ودامنه ی این" فاجعه ی ملی " را آشکار می کند. او در نخستین نامه اش به آیت اله خمینی ،در31 جولای 1988{9 امرداد1367}،نوشت:" ...اعدام بازداشت شدگان وقایع اخیر{مقصود هجوم" فروغ جاویدان" و ضد حملهِ ی"مرصاد" است}مورد قبول ملت و جامعه است و ظاهرا عوارض نامطلوبی ندارد،اما اعدام کسانی که از پیش در زندان بوده اند :1}... در شرایط فعلی نشانه ی انتقام جویی ما تلقی می شود؛...2}...بسیاری از خانواده ها را که معمولا متدین و انقلابی اند ناراحت و مایوس می کند،به طوری که زده می شوند؛3} بسیاری از آن -
ها سرموضع نیستند,اما مسئولان تند آنها را سر موضع به حساب می آورند؛4}
در شرایط فعلی که زندانیان اخیروحملات صدام ما را در موضع ستم دیده قرار داده است و بسیاری از رسانه ها و شخصیت ها از ما دفاع می کنند، صلاح نیست که بگذاریم تبلیغات سوء علیه ما شروع شود؛ 5}افرادی که پیش از این به وسیله ی دادگاه ها و مطابق بعضی معیارها به کم تر از اعدام محکوم شد ه اند، نباید بدون
مقدمه و بدون انجام فعالیت تازه اعدام شوند؛ انجام چنین کاری به معنی بی توجهی به
معیارهای قضایی و حکم قضات است ؛ 6} تحت تاثیر جو قرارگرفتن رواج دارد و بسیاری افراد بی گناه یا کم گناه ممکن است به فرمان جناب عالی اعدام شوند؛ 7}ما هیچ نتیجه ای از آدم کشی و خشونت نگرفته ایم . اما،در خال حاضر، تبلیغات را علیه خودمان زیاد کرده ایم . خوب است مدتی هم بررحم ومحبت خودمان بیفزاییم ؛8} اگر خیلی به اجرای دستورهایتان اصرار دارید، لااقل به آن ها بگویید بر اساس اجماع قاضی،دادستان و مسوول اطلاعات ،به عنوان ضابطه ی تصمیم گیری ، عمل کنند .... زنان،به خصوص زنان باردار نیز نباید اعدام شوند؛ 9} اعدام هزاران نفر درچند روز نتایج سویی دارد و خالی ازخطا نخواهد بود."
مقامات دولتی می خواستند پیامدهای نامطلوب اجتماعی- اقتصادی جنگ ایران وعراق بر زندگی مردم ایران را، با نشان دادن خشونت به کوشند گا ن سیاسی که
پیش بینی می کردند ممکن است با بهره برداری از این نتایج متحد شوند ازچشم مردم
دور نگه دارند.
خویشاوند یک قربانی این رخدادها درمصاحبه اش با روزنامه ی شهروند کانادا
گفت:" پدرم سوال هایی داشت و بدون این که پاسخی برای آن ها بیابد درگذشت. او همیشه می پرسید: آیا این آقایان عاملان و آمران به حقانیت عمل خود اعتقاد داشته و دارند و یا ازآن شرمسار هستند؟ اگر به درستی آن معتقد ند، چرا از فاش گویی آن شرمسار هستند؛ آن هم بیست سال پس از وقوع آن عمل؟ چرا می کوشند که هیچ کس در باره ی آن هیچ چیز نداند و نشنود؟ "
این مصاحبه شونده پس از انتقاد های خود از قید وبندهایی که دولت و ماموران اش برای گرد آمدن خانواده های مقتولان در گورگاه شان بر آن ها تحمیل می کنن
6
کنند،گفت :"اگر درست عمل کردید پای آن بایستید و اگر شرمسارید در رفتار خود نشان دهید."
ودر پاسخ به پرسشی در باره ی "ببحشیم و فراموش نکنیم " ، راجع به رخداد های سال 1988{1367} ، کفت:" به عقیده ی من این جوانان ...جان خودرا در راه آرمانی دادند که دنیایی بهتر، فارغ ار رشتی ها و پلشتی ها، را نشانه رفته بود. پس انتقام چیزی نیست که درحدمت آن آرما ن باشد. ما، اگر نه به خود بلکه به آن عزیزان می اندیشیم، پس باید بخشش را بر انتقام ترچیح دهیم .
" اما نباید فراموش کنیم که این کار{بخشش} زمینه هایی می خواهد . اول این که مسوولان چرایی و چگونگی کاری را که انجام دادند توضیح دهئد. سپس وصیت نامه های عزیزان مان را تحویل دهند. پس از آن باید جای گورها را مشخص کنند.سرانجام
باید سنگ قبر این عزیزان مشخص و سنگ نوشته ای به نام این عزیزان بر پاشود. تنها در این صورت است که می توان انتظار بخشش داشت. بخشش روندی دو سویه است وطرف بخشوده شده باید حد اقلی ازوظایف خودرا به جای آورد."{سیامک طاهری، مصاحبه با خسرو شمیرانی ،خبرنگار شهروند،12 سپتامبر2006.}

ب.3.1 قتل های سیاسی- فرهنگی موسوم به" قتل های زنجیرای"درایران"
موج دیگری از اعدام ها موجی سیاسی – فرهنگی به نام "قتل های زنجیره ای" بود که بیشترآن ها درنیمه ی دوم دهه ی1990 رخ داد و درسال 1998{1377} اوج گرفت.این اعدام ها اعدام هایی نا منتظره بودند که پس از وقوع آن ها آیت اله دری نجف آبادی ، وزیر اطلاعات وقت از مقام اش استعفا کرد و از مردم عذر خواست . این قتل ها ، پس ازافشایشان، به افراد خودسر وزارتخانه ی پیشگفته منتسب شدند . برخی از افراد که درآن ها نقش هایی اثر بخش و با اهمیت داسشتند، از جمله سعید امامی{اسلامی} ، مصطفی کاظمی {موسوی} ،علیخانی{هاشمی}، کارگزاران بلند پایه ی آن وزارت خانه و کسانی دیگر ازآمران وعاملان آن ها بازداشت ومحاکمه شدند . سعید امامی که نقش اول را در این قتل ها ی زنجیره ای به عهده داشت و معاون پیشین و مدیر کل وقت آن وزارت خانه بود، دربیمارستان وپس ازیک خود کشی مشکوک درگذشت وهمسر او ودیگر کارگزاران اطلاعاتی درزندان جرم های منتسب به خود را، به سان افراد خودسر، به گردن گرفتند. بدین سان، برخی از آمران واقعی این قتل های تراژیک از چرخه ی تحقیق در باره ی آن ها خارج شدند. مجله ی ایران فردا بانام ومشخصات 84 تن از کشته شدگان که نام داریوش فروهر ، پروانه ی مجد اسکندری{فروهر}،کوشندگان سیاسی و بنیانگذاران و رهبران حزب ملت ایران ، محمد مختاری ،غفارحسینی و احمد میر علایی ، کوشند گان فرهنگی و
7

اعضای نامدار کانون نویسندگان ایران، پیروزدوانی ومجید شریف،کوشندگان سیاسی ، احمد تفضلی ، سعیدی سیرجانی ، ابراهیم زال زاده ، حمید حاجی زاده ،فعالان فرهنگی وکارون ، فرزند خردسال حمید حاچی زاده نیز در میان آنان دیده می شد انتشار یافت.
این گونه قتل ها نیز از سرچشمه ی سیاسی بر خوردار بودند و بیشتر به منظور
محدود کردن آزادی قلم و بیان مورد تاکید در ماده های 18 و 19 اعلامیه ق جهانی حقوق بشربه اجرا در آمدند. این محدودیت ها در سرکوب آزادی های پیشگفته ، در نخستین دوره ی ریاست جمهوری خاتمی وتداوم برخوردهای فرهنگی میان اعضای
کابینه ی او ودیگراصلاح طلبان از یک سوو نیروهای بنیادگرا و دست راستی از سوی دیگر،اهمیت داشتند.گروه دوم که شکست سختی را درمبارزه با اصلاح طلبان تحمل کرده بود، می کوشید تا هم مخالفان نظری و آرمانی خود را از میان بردارد و هم بی کفایتی رقیبان اصلاح طلب خود را درانجام توسعه ی اجتماعی و سیاسی و تامین نیازهای امنیت اجتماعی نشان دهد.
همزمان، نامه های مشکوکی با نام هایی مستعار همچون مصطفی نواب صفوی، سپاه سربلند مخمد و سپاه اسلام نوشته می شد که در آن ها 80 - افزون بر2000 تن ازمخالفان ، آزاد اندیشان ،یا کوشندگان سیاسی- فرهنگی به مرگ تهدید می شدند. نام کسانی که در این موج از اعدام ها جان باختند نیز در این گونه نامه ها گنجانیده شده بود{چنین نامه هایی از آن پس نیز گاهی اوقات در ایران منتشر شده است} . آخرین آن ها با افزون بر 2000 نام در ماه های اخیر انتشار یافته است .

ب.2 نمونه هایی از اعدام های سر برزده ازسرچشمه های دینی و احکام مذهبی در ایران

گذشته ازرخدادهای فاجعه بار1988{1367}که انگیزه های سیاسی در آن ها برتری داشتند،امابا انگیزه های دینی درآمیخته بودند و تحت لوای آن ها تداوم می پذیرفتند ،
مجازات های اعدامی که جنبه ی دینی صرف داشته یا سربرزده از احکام مذهبی بوده اند نیز وجود داشته اندو من در اینجا نمونه هایی ازآن ها را شرح می دهم .

ب.1.2 ارتداد

کسی که مسلمان به دنیا بیاید و سپس پیروی ازدینی دیگر رابپذیرند مرتد ند و با ید
8


کشته شوند. قتل اسقف دیباج و دیگران به دلیل رو کردن ازاسلام به مسیحیت،دردهه
ی 1960، نمونه ای از این قتل هاست .

ب.2.2 قصاص

بر پایه ی قوانین اسلامی:
کسی که ، جزبرای انجام مجازاتی قانونی، به قتلی دست زند باید کشته شود مگر این که خویشاوندان درجه اول مقتول او را ببخشند.

ب. 3.2 زناکاری

هر شخص که باداشتن همسر مرتکب آمیزش جنسی با دیگری شود، به سنگسارشدن محکوم می شود که در بیشتر موارد به مرگ می انجامد. بسیاری از افراد در ایران امروزبدین سان مجازات شده اند و هم اکنون نیزهفت مرد و دو زن در انتظارسنگسار به سر می برند.

ب.4.2 لواط

کسی که به لواط دست زند به فرو افکنده شدن از کوه ، با قراردادن اش درگونی ، محکوم می شود.

ب.5.2 نوشیدن نوشابه های الکلی

هرکس که شاهدان سه نوبت او را به هنگام نوشیدن نوشابه های الکلی ببینند به مرگ محکوم می شود. من خود شخصی را در زندان رجایی شهر{که آن را "عجایب شهر" می خوانند }،وقتی که دوره ی زندانم را در آن جا می گذراندم ، دیدم که به همین دلیل سال ها در انتظار مرگ به سر برده بود.

چهار دسته ی آخر اعدام ها را می توان اعدام هایی با سرچشمه ی احکام مذهبی نام نهاد و آن ها را مجزا از اعدام هایی با سرچشمه ی دینی شمرد یا ، همان طور که پیش از این تعریف کردیم ، آن ها را زیر عنوان گسترده تر ب.2 گرد هم آورد.
9


نمونه های بسیاری از این گونه احکام مجازات اعدام وجود داشته اند که صادر شده و به اجرا در آمده اند. بسیاری از آن ها نیز هستند که صادر شده اند تا بر پایه ی قوانین
مذهبی اجرا شوند و در انتطار آن اند. اجرای این احکام را ممکن است برخی قاضیان انسان دوست به تعویق اندازند،اما ، مگر با تغییر قوانین موجود ، نمی توان آن ها را لغو کرد.

ب.3 نمونه های مجازات اعدام با سرچشمه ی امنیتی درایران امروز

مواردی وجود دارد که مقامات دولتی بدان سبب آن هارا به اجرا می گذارند که احساس می کنند امنیت جامعه یا نظام ممکن است به سبب انجام جرمی، مستقیم یا غیر مستقیم، در معرض خطر قرار گیرد . این دسته از از اعدام ها ، حتی پیش از ارتکاب جرم و رخ نمودن پیامد های ناگوار آن نیز، ممکن است به اجرا درآیند.

ب.1.3 داد وستد مواد مخدر

داد وستد مواه مخدر سلامت اجتماعی وبهداشتی جامعه را به مخاطره ای واقعی می افکند و این واقعیت ممکن است بر ماندگاری نظام تاثیر نامساعد بگذارد. ازاین رو، مقا ما ت ج ا ا گاه برای رو در رویی با آن از مجازات اعدام بهره می جویند.

ب.2.3 نمونه هایی همچون هواپیماربایی، انفجار بمب و مانند آن ها

این گونه موردها،حتی اگر قتلی را ازپی نداشته باشند نیز، به مجازات مرگ می انجامند.

ب.3.3 به خطرافتاد ن امنیت خود ج ا ا

هر گونه عملیاتی که ممکن باشد ماند گاری ج ا ا را به مخاطره اندازد ، صرف نطر از نتایج واقعی آن ، بر مجازات اعدام راه می گشاید؛ همان طور که اعضای برخی گروه های غیر نظامی ، یا اعضا و هواداران غیر نظامی برخی سازمان های نظامی ، تحت پوشش نفی با ورهای دینی مورد پشتیبانی نظام ، در قتل عام 1988{1367} ا
10
اعدام شدند. بیشتر این گروه های سیاسی غیرنظامی دشمنان ج ا ا نبودند ، بلکه سازمان ها و حزب هایی مستقل بودند وباورهایی ازآن خویش وروش زندگی و راه رشد مخصوص به خود را داشتند که با ج ا ا هما نند نبود ؛ اما نظام احساس می کرد که ممکن است به گونه ای خطری بالقوه را برای امنیت آن پدید آورند، اگر بتوانند گروهی ماندگاربمانند و به سان یک نیروی سیاسی نیرومند در برابر او با هم متحد شوند.

راهی دیگر برای دسته بندی مجازات های اعدام در ایران امروز

می توان به راهی دیگر نیز مجازات های اعدام را دسته بندی کرد.آن ها را می توان آبه دودسته، نخست، آن هایی که مبنایی قانونمند، به لحاظ ملی یا بین المللی، درصدور و اجرای آن ها در کار است ؛ دوم، آ ن هایی که در ورای اعمال آن ها چنین مبنا یی وجود ندارد؛ وبه فرمان کسی ، به گفته ی وزیر اطلاعات نیمه ی دوم دهه ی1990، به دست افرادی خودسر، صادر می شوند و به اجرا در می آیند. برخی ازآن ها درانطباق با قوانین ملی اند، اما با قوانین بین المللی سازگاری ندارند- که نمونه ی آن ها برخی حکم های دینی یا احکام مذهبی صادر شده برای مجازات زناکاری یا ارتداد است ؛ نمونه هایی از اعدام ها که با هیچ قانون ملی یا بین المللی انطباق ندازند، احکام اعدام صادر شده در قتل عام 1988 و قتل های سیاسی – فرهنگی زنجیره ای سال های پایانی دهه ی 1990 است .

. راه برون رفت

دولتمردان و سازمان ها و کوشندگان منفرد حقوق بشر، در چنین وضعیت بغرنجی برای کاهش آهنگ مجازات اعدام در ایران، و سرانجام برای ریشه کن کردن آن ، چه می توانند کرد؟
من فکر می کنم که راه برون رفت از این وضعیت به:
نخست، فهماندن این نکته به دولتمردان چ ا ا که نهادی از نمایندگان مردم ایران اند، نه فرماندهان مطلق العنانی که می توانند تا ابد برآنان حکومت کنند؛ رسیدن آنان به چنین وضعیتی ممکن است در زندگی صلح آمیز با همه ی طرف ها در پهنه های ملی و بین المللی و گفتگوی پیوسته با آن ها ، به جای دشمنی پیوسته با یکدیگر، به ایشان یاری رساند؛ و چنین کاری خود به خود انجام پذیر نخواهد بود، بلکه خود مردم ، سازمان های حقوق بشری باید فداکارانه در این راه بکوشند؛
دوم این که، دولتمردان باید برای بهبود بخشیدن به اوضاع اجتماعی – اقتصادی
11
ایران تلاش کنند ، نه این که بودجه ی نظامی و امنیتی را که به منظور تقویت ارتش و خرید همه گونه جنگ افزار، وشاید نیز جنگ افزار های کشتار جمعی ،و افزایش شمار ماموران امنیتی و ابزار های ارعاب همگانی در داخل و خارج از کشورهزینه می شود بیفزایند؛
سوم این که، همه باید به گونه ای بلند مدت و با از خود گذشتگی برای پیشبرد و نشرفعالیت های اجتماعی- فرهنگی حقوق بشری و اجرای آن چه ازاسناد قانونی مدافع حقوق بشرکه ج ا ا،با گذاشتن امضای خود درزیر آن ها پذیرایشان شده است ، در عرصه های قوانین ملی و بین المللی، تلاش ورزند- که در این جا به سان نمونه از قانون اساسی ج ا ا و و اعلامیه ی حهانی حقوق بشر می توان نام برد؛
و سرانجام، ار آن جا که بنیادگرایان دینی هم اکنون در قدرت اند و از این پس نیز ممکن است باشند ، بر این باورم که پی گرفتن چنین هدف هایی در قلمرو حقوق بشر بسیار دشوار ترازآن چیزی است که می توان در شرایط حکومت اصلاح طلبان انجام داد؛ از این رو، باید صمیمانه وپیگیرانه دروادار کردن نظام به پذیرش قوانین گیتیانه بکوشیم . چنین اقدامی با نیاز های زندگی امروز هماهنگ خواهد بود و حقوق بشر را به بیشترین حد ممکن تامین و از آن محافظت خواهد کرد .


توضیح:آن چه پیش روی شماست نسخه ای ازمتن سخنرانی من در سمینار استکهلم ، به تاریخ پنج شنبه،26 اکتبر 2006 ، و در هانوفر، به تاریخ یک شنبه ،12 اکتبر ، 2006است که به دلیل کافی نبودن فرصت خلاصه ی بخش هایی از هرکدام را ارائه داد ه بودم. از عزیزانم آقایان مهرداد درویش پور و حسن گلزار ، به خاطر یادآوری هایشان، سپاسگزارم.

علی رضاجباری{آذرنگ} 25/9/85{2006/12/16}


Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.
C/O Kulturzentrum Lagerhaus Schild Str. 12 – 19
28203 Bremen
Tel.: +49 174 679 15 38
Email:
info@vzvmiran.de www.bashariyat.de

حداقل در هر 6 ساعت یک مورد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی اتفاق میافتد

7 دسامبر 2006
اعضای محترم کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نظر به اینکه انتخابات کمیته های کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ 4.3.2007 در کنگره کانون و در محل نمایندگی برمن برگزار می شود .
لذا از کلیه اعضای کانون علاقمند به کاندیداتوری در کمیته های:
تبلیغات ،
ادیان ،
روابط عمومی ،
زنان ،
کودک،
اقوام وملل ،
مدیریت نشریه بشریت
درخواست میشود که اسامی خود را حداکثر تا تاریخ 20.01.2007 از طریق پست به آدرس کانون یا ایمیل vvmir_oeff_kom@yahoo.de به روابط عمومی کانون اطلاع دهند .

توضیح:
1 . کلیه مسئولین نمایندگیها موظف هستند که فراخوان را در اسرع وقت به اطلاع کلیه اعضای نمایندگی خود برسانند.
2 . با توجه به مندرجات اساسنامه انتخابات تنها کسانی که بعنوان اعضای فعال کانون شناخته شوند و حداقل به مدت 3 ماه با کمیته مربوطه فعالیت داشته باشند می توانند بعنوان کاندید شناخته شوند.
3 . درخواست های کاندیداتوری که پس از تاریخ یاد شده ارسال شود فاقد اعتبار می شود .
4 . متقاضیان می توانند برای هر تعداد از موارد فوق کاندید شوند .


روابط عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
رضا داوری

Wednesday, January 03, 2007

روز جهانی حقوق بشر

آقای صادق فیروزمند : تاریخچه ی حقوق بشر 1 2 3

آزادی بیان و قلم حق مسلم ماست، سانسور بی سانسور

سخنرانی آقای علیرضا جباری 1 2 3

Friday, December 29, 2006

esmael enayt asl

داستان نخ نما مراسم راي كشي شايد نامي بهتر باشد براي آنچه در ايرا ن ما درروزهاي گذشته روي داد زيرا واژه انتخا بات براي جاري شدن مستلزم پيش زمينه هاييست اجتماعي جام شناسي وحقوقي كه فقدان هر يك از آنها موجب خلع موضوعيت آن مي شود براي اجراي بك انتخابات سالم وجود زمبنه هايي همانند آگاهي راي دهندگان شايد اهميتي كمتر از خود راي گيري نداشته باشد واين در حاليست كه رسانه هاي انعكاس دهنده خرد پيشتاز جامعه در سانسور دولتي وبا درخود سانسوري ناشي از بيم جان ومال گرفتارند وسايت هاي روشنگر فيلتر شده وخبرنگاران وطن دوست درزندانند دراين شرايط يكي از پايه هاي انتخابات آشكارا مي لنگد شرط دوم احترام به حقوق ملي است حقوقي كه هر هم وطن بدون توجه به جنسيت دين ومذهب قومبت وووو صاحب آن است درحاليكه در تمام پهنه ايران هر روز وهر لحظه شاهد توهين به حقوق فردي هم ميهنان در تمامي زمينه ها هستيم رفتار گله اي وفله اي حاكميت اسلا مي نمكي است كه هر روزه بر زخم كهنه ي آرادي طلبي ايرانيان پاشيده مي شود يكي ديگر از شرايط رعايت شرط آزادي انتخاب است بدين معني كه آزادي در انتخاب ابتدا بايد ملحوظ باشد تا بر اساس آن آزادي در انتخابات مشروعيت ومقبولبت بيابد درحاليكه سرند وفيلتر ضخيم وچند لايه حكومتي قبل از جامعه خود از بالا به حذف و گزينش اقدام ميكند در حقيقت شركت كننده در اين مراسم بايد انتخاب حكومت را انتخاب كند سركردگان حكومتي نه از روي ميل ورغبت بلكه ناگزير از شرايط جهاني تن به اين نمايش مضحك پارلمانتاريستي ميدهند ورنه با ملت ايران در لايه هاي امنيتي كه از چشم جهانيان مخفي است از هيچ رذالتي فرو نمي گذارند سردرگمي حكومتيان اسلامي وبي كفايتي وخيانت پيشگي آنان تا آنجا ادامه دارد كه واجب ترين وضروري ترين نياز امروزملت ايران را كه دمكراسي وحقوق بشر است را نديده گرفته وبجاي آن مطالبات مصنوعي ومن درآوردي خود را جاميزنند درحاليكه از يك طر ف ادا واطوارهاي دمكراتيك از خود به نمايش مي گذارد ازسويي دگر قوانيني را اجرا ميكند كه هم ضد بشريست وهم از زور كهنگي در حال ازهم گسيختن است همواره درخلا حاكميت مردمي وفقدان دمكراسي ارتجاع بنا رر خصلت واپسگراي خود چنين عمل مي كند درغيبت اراده ملي پرنده آزادي چنين خودرا بردروديوار بلند وسياه استبداد مي كوبد ودمكراسي وحقوق بشر رنگي ست سرخ بر اين حصار با نگاهي بر تمامي انتخابات گذشته اين نتيجه گيري هم دور از ذهن نمي آيد كه تمام اين نمايشها جزيي از يك سناريوي امنيتي است براي كشدادن وتطويل عمر نطام بخاطر مياوربم در سناريوي اطلاعاتي وامنيتي دوم خرداد لولوي ناطق نوري سيد خندان را براي هشت سال سوار بر سرنوشت ملت ايران كرد ودرسناريوي مجلس ششم دفع هاشمي وباندش برنامه اي بود درنهايت مهر بي كفايتي وبي محتوايي برپيشاني خانه تقلبي ملت ايران كوبيد تا زمينه يك دست شدن حكومت آماده شود انتخابات رياست جمهوري نيز با مقدمه ظهور يك وبا و بلدوزر سياسي طراحي شده بود كه مي بايست هر چيز وهمه چيز را كيلويي و با چراغ خاموش تخريب كند اين وظيفه درنيمه راه به چنان مردابي مبدل شد كه طراحان آن با عجله دست به تعمير واصلاح شدند زيرا خطر خود آنان را هم تهديد ميكرد وچنين شد سناريوي جديد با آدمهاي از پيش منتصب را درمراسم راي دوشي به مسندهاي زپيش تعيين شده دربك نمايش مصحك نشاندند وبا مسرت باز هم از شركت ميليوني وكوفتن مشت بردهان دشمنان داد سخن دادند لازم نيست كه گفته شود ملت ايران و خصوصا پيشتازان ميدانند كه مشگل اصلي كجاست حاكميت جبار ديني سر در ميان برف كرده وكار خودرا مبكند وملت ايران نيز باسكوت معنا دار خود دست به تخريب ايديولوژي رژيم از درون زده است همانطور كه رژيم درعرصه سياسي ملت را به تمسخر گرفته ملت نيز باواريز عقايد خود در حال تاباندن ايديولوگهاي رژيم اسلامي از اين سو به آن سوست افكار عمومي ملت ايران ميداند كه حاكميت باچندمهره درحال بازي هميشگي است وباز ميداند سگ زرد برادر شغال است و هرگز حاضر نخواهد شد ازبيم اژدهاي خامنه اي به دهان مار غاشيه ي مصباح يزدي فرو افتد همانطور كه رژيم به مرزبندي خودي وغير خودي دست زده است ملت نيز مرز بندي هاي خودي وغيرخودي مربوط به خود رادارد

Thursday, December 28, 2006

دعوت نامه براي جلسه ماه يانووار


کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
فراخوان دهمین جلسه هیات نظارت و برنامه ریزی
همکار محترم
با عر ض سلام و تبریک به مناسبت سال نو میلادی و آرزوی روزهای شاد
با احترام به اطلاع میرساند نمایندگی الدنبورگ - لر کانون دفاع از حقوق بشر در ایران میزبان شما برای جلسه هیات اجرائی و جلسه هیات نظارت و برنامه ریزی کانون در روز یکشنبه تاریخ 07.01.2007 از ساعت 17 – 12 خواهد بود. محل برگزاری جلسه در شهر الدنبورگ به آدرس زیر میباشد. از جنابعالی به عنوان مسئول محترم هر یک از کمیته ها و همچنین روسای محترم نمایندگیها ( یا نماینده رسمی معرفی شده شما ) دعوت به عمل میآید تا در این جلسه حضور بهم رسانیده و با مشارکت صمیمانه خود کانون را در پیشبرد هر چه بهتر اهداف آن یاری نمائید.
مسایل مورد بررسی در جلسه هیات نظارت و برنامه ریزی عبارتند از :
گزارش هیات رئیسه و شرح برنامه های آنان
تصمیم گیری درباره تقویم سالیانه فعالیتهای کانون
تصمیم گیری برای محل برگزاری کنگره کانون در ماه مارس 2006
بررسی طرح اعضاء فعال و غیر فعال
ضمنا از جنابعالی درخواست میگردد که :
لیست وضعیت مالی شاخه ( مطابق فرم صورت پرداخت ها و دریافت ها ) را همراه بیاورید.
لیست اسامی اعضای خود را بعلاوه آدرس ایمیل و آدرس محل سکونت و شماره تلفن آنها را به همراه بیاورید.
آدرس محل برگزاری :
الدنبورگ - دانشگاه الدنبورگ - اتاق 007-0-1A
ساعت حرکت از ایستگاه راه آهن به طرف دانشگاه : اتوبوس شماره 306 ساعت 11:15 و اتوبوس شماره 310 ساعت11:39
ساعت حرکت از دانشگاه به طرف ایستگاه راه آهن : اتوبوس شماره 306 ساعت 17:31و اتوبوس شماره 310 ساعت17:21
از همکاری صمیمانه شما بسیار سپاسگزارم.
مسئول هماهنگی هیات نظارت و برنامه ریزی
مهدی پدران

Wednesday, December 27, 2006

gozareshe


گزارشی از برگزاری نمايشگاه نقض آزادی بيان و عقيده در ايران – سوئيس
بمناسبت 10 دسامبر روز جهانی حقوق بشر "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی _ سوئيس" نمايشگاهی از تاريخ 5 تا 10 دسامبر در سوئيس برگزار کردند.
اين نمايشگاه در چارچوب مراسم متنوعی بود که از سوی انجمن ها، سازمانها و فعالين حقوق بشر سوئيسی و خارجی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر درشهر شافهاوزن از تاريخ 26 نوامبر تا 10 دسامبر برگزار گرديده بود .
اين نمايشگاه شامل بخشهای زير بود:
بخش مطبوعات؛ شامل بيش از 100 نسخه اصلی از مطبوعات توقيف شده در ايران.
تصاوير برخی از قربانيان قتلهای زنجيری ، ترورهای خارج از کشور و زندانيان سياسی، که هم اکنون در زندان بسر می برند.
انتشارات فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی به زبان های فارسی، انگليسی و آلمانی.
"نمايشگاه نقض آزادی بيان و عقيده در ايران" که در مطبوعات ، راديو و تلويزيون سوئیس انعکاس يافت، مورد توجه و بازديد مردم و نمايندگان برخی از انجمن ها و سازمانهای حقوق بشری قرار گرفت.
برگزارکنندگان در اثنای برقراری اين نمايشگاه، بازديد کنندگان را با قسمتهای مختلف اين نمايشگاه آشنا کردند و در يک برنامه ويژه ،در روز شنبه 9 دسامبر، توضيحاتی پيرامون نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر به زبان آلمانی برای حاضرين در نمايشگاه داده شد. اين گفتگوی يک ساعته که بر مبنای نسخه های اصلی مطبوعات توقيف شده و تصاوير قربانيان قتل های زنجيره ای ، ترورهای خارج از کشور و زندانيان سياسی موجود در نمايشگاه مستدل شده بود؛ با پاسخ به سوالات حاضرين به پايان رسيد.
این نمایشگاه از جمله حرکتهایی است که در جهت جلب افکار عمومی بین المللی برای دفاع از حقوق بشر در ایران صورت می گیرد.
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی
13 دسامبر 2006 برابر با 22 آذر 13

etelaiveh kanon dar morede mosabeghate ghatar

مدال طلای افتخار يا مدال ننگ تغيير نام ايران؟

امروز، در قطر و در مراسم وزرشی، مقابل مقامات سياسی و نمايندگان شورای اسلامی

ايران را «جمهوری عربی ايران» خواندند و هيچ کدام اعتراضی نکردند؟

لطفا برای خنثی کردن اين توطئه، درهر کجايي که هستيد، با فکس و تلفن و ايميل اعتراض خود را به دولت ايران و دولت قطر اعلام کنيد؟

*******

از سايت بازتاب:
دسته گل قطری‌ها در شب پيروزی رضازاده

مراسم گشایش بازی های آسیایی دوحه 2006 که سراسر الهام گرفته از اسطوره های فرهنگی سراسر جهان مانند اودیسه هومر از فرهنگ یونان و سیمرغ از فرهنگ ایران بود با معرفی ابوریحان بیرونی با عنوان «البیرونی» و عرب دانستن ابن سینا به اوج رسید و پس از آن مشخص شد بازهم نام جعلي خلیج عربی به جای خلیج فارس استفاده شده است، اما حالا کار به جایی رسیده که در مراسم اهدای مدال حسین رضازاده بزرگترین توهین به ملت ایران اتفاق می افتد.به گزارش خبرنگار «بازتاب ورزشی»، در مراسم اهدای مدال های وزن 105+ وزنه برداری بازی های آسیایی دوحه، گوینده زن عرب، از جمله «الجمهوریه العربیه الایرانیه» به جای «جمهوری اسلامی ایران» برای معرفی کشورمان استفاده می کند.این حرکت غیر دیپلماتیک و توهین آمیز در شرایطی است که به دلایل نامشخصی از ابتدای بازی های آسیایی دوحه تا حال، مقامات سیاسی و ورزشی کشورمان در مورد اتفاقات رخ داده سکوت اختیار کرده اند و حتی در این مورد که حدود 60 ساعت از آن می گذرد، حتی یک اعتراض خشک و خالی هم به قطری ها نشده است.وقاحت این حرکت زمانی بیشتر آشکار می شود، که گوینده عنوانی را برای کشورمان استفاده می کند که پیش از این برای دولت های عربی با گرایش شرقی و دارای حکومت های چپ مانند مصر، یمن، سوریه، اردن و لیبی به کار برده می شد.غرق شدن کاروان مدیران آرزو به دل مدال طلا در دوحه به حدی بود که حتی توجهی به صدای گوینده و کلام او نکردند، تا در برابر میلیون ها بیننده تلویزیونی آشکارترین توهین سیاسی به ایرانیان صورت بگیرد.«بازتاب ورزشی» هفته گذشته پس از برگزاری مراسم گشایش بازی های آسیایی از عملکرد قطری ها در مصادره فرهنگی مشاهیر کشورمان انتقاد کرده بود، ولی به رغم واکنش جالب توجه مردم و رسانه ها هنوز هیچ واکنشی از سوی مسئولین کمیته ملی المپیک و حتی مسئولین سازمان تربیت بدنی نشان داده نشده است.متاسفانه این کوتاه آمدن ها و بی تفاوتی به آبرو و شخصیت ملی کشورمان راه عبور هر راهزن و دشمن فرهنگ و گذشته پرافتخار کشورمان را پدید آورده و هزینه ها و لطمه های فراوانی برای هویت ملی ما خواهد داشت.نکته جالب در این مورد زمانی بود که گوینده انگلیسی زبان به درستی عنوان جمهوری اسلامی ایران را بیان کرد ولی پیش از او گوینده عرب از عنوان دروغین و غیرواقعی برشمرده استفاده کرد.به جاست مسئولین ورزش کشورمان که مدعی مبارزه با فساد و تحول در سازمان ورزش هستند و مسئولین کمیته ملی المپیک که برای گرفتن بودجه و موفقیت در دوحه چندین هزار مصاحبه و وعده دادند، حداقل در کنار شکست های مختلف ورزشی و حسرت به دل ماندن برای یک مدال طلا تا قبل از رشادت رضازاده، نگاهی به اطراف خود انداخته و بیشتر به وضعیت فرهنگی این بازی ها و شیطنت های ورزشی داشته باشند، تا از کنار این رویداد ورزشی بازی های سیاسی دست چندم این کشور حاشیه خلیج فارس، هویت ملی و حیثیت کشورمان را مورد تاراج و حمله قرار ندهد.این توهین به تمدن چند هزار ساله از سوی کشوری که سابقه تاسیس آن هنوز به 50 نمی رسد و اصلیت آنها از قومی در عربستان است که کمتر از 300 سال پیش با کوچ به منطقه کنونی قطر با برخورد به آبهاي نیلگون خلیج فارس برای همیشه در این منطقه باقی ماندند، تنها به خاطر بی تفاوتی و عملکرد ضعیف بخش های فرهنگی سازمان تربیت بدنی و به خصوص معاونت فرهنگی کمیته ملی المپیک و بخش فرهنگی ستاد بازی های دوحه است.البته جای شگفتی دارد که تنی چند از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دیگر نیز در دوحه حضور دارند، ولی کوچکترین اعتراضی به این موضوع نشده است.ای کاش برای دفاع از هویت ملی و حفظ ارزش خون و رشادت میلیون ها ایرانی از قرون گذشته تا عصر حاضر در راه زنده ماندن نام ایران و ایرانی به جای دادن هدر دادن بودجه میلیاردی برای این بازی ها، به اندازه هزینه گزافی که خرج رشته کبدی کردیم، آن را صرف دفاع از هویت ملی و ارزش های دینی خودمان کرده بودیم تا کسی این چنین جرات توهین به مردم و فرهنگ ایران را نداشته باشد.در این حال امارات هم تیمی را با عنوان Arabian Gulf راهی مسابقه های بين المللي راگبی کرده و هر روز بازی های این تیم را پخش زنده می کند. به نظر می رسد کار از تحریف نام «خلیج فارس» گذشته و به تازگی نمونه های جدیدی از ضدیت و دشمنی با فرهنگ ایرانی در منطقه خلیج فارس به راه افتاده است.

gozareshe naghze hoghoghe bshar dar azar mah


Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه (آذر 1385 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی :
1 ـ قطعنامه نقص گسترده حقوق بشر در ایران در 6 بند مقدماتی و پنج بخش اجرایی در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 70 رای مثبت به تصویب رسید. 55 کشور به این قطعنامه رای ممتنع دادند و 48 کشور رای مخالف دادند.(ایرنا 1/9/85)
2 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای اعلام کردند: جمهوری اسلامی از سال 1379 بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاور میانه است. جمهوری اسلامی رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بیان می باشد و قصد پایان دادن به دستگیریهای خود سرانه، احضار و تعقیب قضایی روزنامه نگاران را ندارد. از سال 82 تاکنون بیش از 30 تن از روزنامه نگاران ایران به خارج از کشور پناهنده شده اند. همچنین 55 "روزنامه نگار" در ایران از فعالیت مطبوعاتی محروم شده اند و یا ممنوع القلم می باشند. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: اکثریت روزنامه نگاران مستقلی که با رسانه های دولتی همکاری نمی کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعالیت و مشغول به کار شدن آنها جلوگیری می شود. (گزارشگران بدون مرز 8/9/85)
3 ـ سازمان دیده بان حقوق بشر با صدور بیانیه ای اعلام کرد: قوه قضائیه ایران باید مقاماتی که مسئول دستگیری خودسرانه و شکنجه وبلاگ نویسان در سال 83 می باشند را به پای میز محاکمه بیاورد، نه آنکه وبلاگ نویسان را بدلیل اظهار مسالمت آمیز عقایدشان محاکمه کند. مدیر بخش خاورمیانه این سازمان گفت: "قوه قضاییه ایران منتقدین حکومت را با استفاده از اتهامات غیر شفاف و با قوانینی که کلا منجر به نفی آزادی بیان می شوند محاکمه می کند. ایران باید مقاماتی که متهم به اعمال شکنجه هستند محاکمه کند، نه وبلاگ نویسان را به خاطر عقایدشان محاکمه کند ." به گفته سازمان دیده بان حقوق بشر قوانینی که قوه قضائیه به آنها استناد می کند خود مغایر با قوانین بین المللی حقوق بشر می باشند. بنابر اصول ژوهانسبورگ در زمینه امنیت ملی، آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات"هیچ کس را نمی توان به خاطر انتقاد یا توهین به کشور، نظام یا سمبل های آن، دولت و نهادهای آن و یا مقامات دولتی و یا ملت های خارجی و سمبل های آنان و یا دولت آنان محاکمه کرد".
(دیده بان حقوق بشر 21/9/85)
4 ـ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 72 رای مثبت از نقض گسترده حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی جدی کرد. به این قطعنامه 50 رای منفی و 55 رای ممتنع داده شد. قطعنامه جمهوری اسلامی ایران را به خاطر آزار، ارعاب و سرکوب مدافعان حقوق بشر، مخالفان سیاسی، ناراضیان مذهبی، روزنامه نگاران، روحانیون، استادان دانشگاه، دانشجویان، وبلاگ نویسان، نمایندگان مجلس ، اعضای اتحادیه ها و سازمانهای کارگری به باد انتقاد گرفت. این قطعنامه نسبت به ادامه استفاده از اعدام، شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیر انسانی یا تحقیر آمیز با مجازات هایی چون شلاق و قطع عضو ابراز نگرانی کرد. در بخش دیگر قطعنامه ادامه خشونت و تبعیض علیه زنان و دختران چه در قانون و چه در عمل و سایر موارد نقض حقوق بشر علیه اعضای اقلیت های قومی و مذهبی از جمله اعراب، آذری ها، بلوچ ها، کردها، مسیحیان، یهودیان، مسلمانان سنی و اعضای فرقه بهاییت از جانب جمهوری اسلامی ، این رژیم مورد سرزنش قرار گرفت. (بی بی سی و... 29/9/85)
اخبار دانشجویی :
5 ـ سیامک کریمی دانشجوی دانشگاه بوعلی سینای همدان به اتهام توهین به مقامات در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی همدان به پرداخت 50000 تومان جریمه نقدی محکوم شد.
(ایلنا 20/9/85)
دانشجويان: احضار و بازجویی
6 ـ در پی اعتراضات و تجمعات دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم سبزوار در اعتراض به قتل توحید غفارزاده، شش عضو انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه بنامهای احمد نور حسینی، سعید قربانیان، کاظم حسین زاده، حسن سهیلی فرد، اصغر محمد زاده، مریم مهر آذر به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.(ادوار نیوز 4/9/85)
7 ـ میثم قهوه چیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شد.(ادوار نیوز 8/9/85)
8 ـ صادق خوشحال ، بیژن صباغ و ضیا نبوی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام نزدیکی به انجمن اسلامی دانشجویان و اقدام به شایعه پراکنی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.(ایسنا 8/9/85)
9 ـ مرتضی اصلاح چی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران جهت بازجویی به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد.(ایسنا 13/9/85)
10 ـ سعید یعقوبی نژاد دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام توهین به حراست و بسیج دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شد. همچنین گیتا آذری دبیر کانون دختران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام ترویج افکار غیر اسلامی و توزیع نشریات با محتوای اندیشه های چپ به کمیته انضباطی احضار شد.(ایلنا 25/9/85)
11 ـ سه دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اهواز به کمیته انضباطی احضار شدند. همچنین دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه محکوم به توبیخ کتبی با درج در پرونده شدند.(ایسنا 26/9/85)
دانشجويان: ممانعت از تحصیل
12 ـ مهدی خلیلی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز پس از گذراندن همه واحدهای درسی و در روز آخر تسویه حساب با دانشگاه، توسط مسئولین از دانشگاه اخراج گردید.(ایلنا 13/9/85)
دانشجويان: محاکمه
13ـ حسین نجفی دانشجوی دانشگاه مشهد، به علت شرکت در اعتراضات دانشجویان به سخنرانی ناصر پور پیرار نویسنده کتاب"دوازده قرن سکوت" در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق و اخراج از خوابگاه دانشجویی محکوم شد.(ایلنا 1/9/85)
14 ـ ئاسو صالح و چیا حجازی مدیر مسئول و سردبیر نشریه دانشجویی "دهنگ" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در شعبه 101 دادگاه جزایی سنندج محاکمه شدند.(ایلنا 21/9/85)
15 ـ وحید عابدینی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمعات و اخلال در نظم دانشگاه در شورای تجدید نظر کمیته انضباطی دانشگاه تهران به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شد.(ایلنا 27/9/85)
توقیف نشریات دانشجویی :
16 ـ نشریه دانشجویی"زمستان" به مدیر مسئولی نیلوفر باغبان به علت چاپ مقاله ای تحت عنوان" شکستن بت بزرگ" به اتهام توهین به مقدسات به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه یزد توقیف گردید.(ایسنا 12/9/85)
17 ـ نشریه دانشجویی"آیاتای" به مدیر مسئولی وحید یحیوی آذر به اتهام تجزیه طلبی، نشر اکاذیب، تحریف تاریخ آذربایجان و تشویش اذهان بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه ارومیه توقیف گردید.(کمیته دفاع از رندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
جلوگیری از فعالیت تشکلهای دانشجویی :
18 ـ امین نظری دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا اعلام کرد: هیات نظارت و رئیس دانشگاه با برگزاری روز دانشجو در دانشگاه مخالفت کردند.
(ایلنا 17/9/85)
توقیف فیلم، کتاب و سایت :
19 ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار رمان" چراغها را من خاموش می کنم" نوشته زویا پیرزاد جلوگیری بعمل آورد، این کتاب طی 5 سال اخیر 23 بار توسط نشر « مرکز » چاپ شده بود. (کارگزاران 6/9/85)
20 ـ سایت "یو تیو ب" که ویدئوهای شخصی و ویدئوهای گروه های مخالف جمهوری اسلامی در این سایت قابل مشاهده است و همچنین سایتهای روزنامه نیویورک تایمز، دانشنامه اینتر نیتی "ویکی پدیا "، "آموزن" و "بانک اطلاعات سینمایی" دیده می شود بدستور مقامات جمهوری اسلامی مسدود شد.(بی بی سی 15/9/85)
بازداشت روزنامه نگاران :
21 ـ شیر کو جهانی روزنامه نگار، فیلم ساز و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اتهام تشکیل کمیته پیگیری در اعتراض به ربوده شدن سروه کامکار و مصاحبه با رسانه های خارج از کشور در رابطه با وضعیت قتل شوانه قادری به حکم شعبه 2 دادگاه انقلاب مهاباد بازداشت گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 7/9/85)
22 ـ اکو کرد نسب روزنامه نگار و مسئول بخش خبر هفته نامه"کرفتو" به جرم تهیه عکس و خبر از صندوق انتخاباتی سنندج توسط ماموران امنیتی لباس شخصی دستگیر شد.
(وبلاگ موکریان 25/9/85)
23 ـ کاوه جوانمرد خبرنگار هفته نامه"کرفتو" چاپ سنندج توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. (وبلاگ موکریان 28/9/85)
مطبوعات: توقیف
24 ـ مدیران مسئول هفته نامه های پیام زنجان، بهار زنجان، صدای زنجان، البرز خرم و موج بیداری در اعتراض به سیاستهای مطبوعاتی دولت احمدی نژاد و اعتراض به محدودیتهای ایجاد شده، انتشار نشریات خود را در استان زنجان متوقف کردند.(اعتماد ملی 5/9/85)
25 ـ هفته نامه "سپاس" به اتهام توهین به قوم « لر » بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید و حسین سعیدی پور مدیر مسئول این نشریه به حکم دادستانی تهران بازداشت شد.
(ایلنا 7/9/85)
26 ـ مجوز انتشار روزنامه سینمایی "امتیاز" پس از انتشار 24 شماره از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید.(ایلنا 10/9/85)
27 ـ هفته نامه"گویه" به مدیر مسئولی محمد حسین دریا باری به دستور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم تو قیف گردید. نامبرده به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و جریحه دار کردن عفت عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قم مورد بازجویی قرار گرفت و با قرار کفالت 4 میلیون تومانی آزاد شد. طی 5 سال اخیر 126 شماره از این نشریه منتشر شده بود.(ایلنا 14/9/85)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
28 ـ عبدالرسول وصال مدیر مسئول روزنامه"آینده نو" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره کل حقوقی سازمان زندانها جهت بازجویی به شعبه هشتم دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ایلنا 4/9/85)
29 ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "یاس نو" با شکایت سازمان صدا و سیما، نیروی انتظامی و مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد.(ایسنا 6/9/85)
30 ـ مصطفی کواکبیان مدیر مسئول روزنامه "مردم سالاری" به اتهام تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد.(ایسنا 7/9/85)
31 ـ دادسرای عمومی و انقلاب تهران به اتهام تبلیغات انتخاباتی پیش از موعد بر علیه روزنامه های اعتماد ملی، کارگزاران، جام جم، اعتماد، همشهری، آینده نو، همبستگی، کارون، صدای عدالت و اسرار اعلام جرم کرد و تهدید به توقیف نمود.(ایسنا 12/9/85)
32 ـ جواد آذر نگار مدیر مسئول هفته نامه "بشارت" به اتهام تشویش اذهان عمومی و ایجاد جو بدبینی علیه مسئولان نظام با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان یزد احضار شد.(ایلنا 18/9/85)
33 ـ تونیا کبودوند دبیر بخش زنان و عضو شورای سردبیری هفته نامه توقیف شده"پیام مردم"کردستان به اتهام نشر مطالب الحادی و کفر آمیز و مخالفت با موازین اسلامی جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه سنندج احضار شد.(ایلنا 20/9/85)
34 ـ محمد حزبایی زاده مدیر مسئول روزنامه توقیف شده"همسایه ها" به اتهام نشر اکاذیب و تخطی از مصوبات شورای عالی امنیت ملی جهت محاکمه به شعبه 16 دادگاه تجدید نظر اهواز احضار شد.(ایسنا 22/9/85)
مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
35 ـ فلاح میبدی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "اقبال" به اتهام تشویش اذهان عمومـی، استفاده ابزاری از تصاویر، تبلیغ علیه نظام، اخلال در امنیت ملی و نشر اکاذیب با شکایت مدعی العموم در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت. (ایسنا 14/9/85)
36 ـ لیلا مدنی مدیر مسئول هفته نامه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی"کرفتو" با شکایت دانشگاه علوم پزشکی کردستان در شعبه 4 بازپرسی دادگاه سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. و با قرار وثیقه 3 میلیون تومانی آزاد شد. (ایلنا 29/9/85)
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
37 ـ سید محمد صفی زاده مدیر مسئول روزنامه "ابرار" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع مشتمل بر تهمت و افتراء با شکایت دفتر نظارت و بازرسی انتخابات استان خوزستان در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد صارمی محاکمه شد.(ایسنا 5/9/85)
38 ـ داود بهرامی سیاوشانی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده"پیام آزادی"به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و توهین با شکایت مدعی العموم ، سازمان صدا و سیما، اداره کل حقوقی نیروی انتظامی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایلنا 12/9/85)
39 ـ لطف الله زارعی قنواتی مدیر مسئول نشریه "افکار" به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاویر، انتشار مطالب جنجالی و چاپ ویژه نامه تبلیغات انتخاباتی با شکایت هیات نظارت بر مطبوعات در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایلنا 12/9/85)
40 ـ شهرام رفیع زاده روزنامه نگار و وبلاگ نویس بصورت غیر علنی در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. اتهامات نامبرده عبارتند از: مشارکت درتشکیل گروه و جمعیت در داخل کشور با هدف بر هم زدن امنیت کشور، عضویت در جمعیت هایی که در داخل و خارج کشور که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند، فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و مصاحبه با رادیوهای بیگانه. وی در سال 83 به مدت چند ماه در بازداشت بسر برد و با قرار وثیقه از زندان آزاد گردید.(ایلنا 12/9/85)
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
41 ـ قربان عباسی روزنامه نگار و از فعالان حرکت ملی آذربایجان در نقده، یوسف بور بوداغی روزنامه نگار و از فعالین حرکت ملی آذربایجان در ارومیه و از گردانندگان نشریه" فردای ما" ویژه نقده در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی هریک به پرداخت یک میلیون تومان جزای نقدی محکوم شدند.(ادوار نیوز 5/9/85)
42 ـ امین موحدی روزنامه نگار به اتهام تحریک و شرکت در تجمع اعتراضی 4 خرداد 85 در شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی مشکین شهر به ریاست قاضی فرج زاده به پرداخت 700000تومان جزای نقدی محکوم شد.(تبریز نیوز 5/9/85)
43 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده "نوسازی" به مدیر مسئولی حمید رضا جلایی پور در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان لغو گردید.(ایلنا 20/9/85)
44 ـ آیت الله مرتضی بنی فضل نماینده استان آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری و از مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد: "رافق تقی لی" روزنامه نگار کشور جمهوری آذربایجان به اتهام افساد و مرتد بودن واجب قتل می باشد. وی افزود: هر شخصی که "رافق تقی لی" را به هلاکت برساند منزل مسکونی این آیت الله را به عنوان جایزه دریافت خواهد کرد.
(جمهوری اسلامی 1/9/85)
45 ـ آیت الله محمد فاضل لنکرانی از مجتهدان حوزه علمیه قم با صدور فتوایی"رافق تقی لی" روزنامه نگار کشور جمهوری آذربایجان را به اتهام مرتد بودن، کافر بودن و ساب النبی واجب القتل معرفی کرد. لنکرانی اعلام نمود: قتل او بر هر کسی که به او دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقایدی را با علم و توجه منتشر می کند همین حکم را دارد.(بازتاب 8/9/85)
اخبار مربوط به فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
46 ـ بدستور وزارت اطلاعات نیروی انتظامی از برگزاری مراسم هشتمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر(از قربانیان قتلهای سیاسی زنجیره ای) در منزل فروهر ها جلوگیری بعمل آورد. نیروی انتظامی با مسدود کردن کوچه هدایت از رفت و آمد افراد به این کوچه ممانعت کردند. همچنین از حضور خبرنگاران در منزل فروهر ها جلوگیری شد و عده ای از کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند، بازداشت شدند.(ایلنا 1/9/85)
47 ـ مسعود حیدری مدیر عامل خبرگزاری ایلنا گفت: بخش هایی از دولت به شاکیان حرفه ای از برخی رسانه های منتقد تبدیل شده اند. وی افزود: وقتی بخش هایی از دولت در معرض انتقاد رسانه ها قرار می گیرند، دستگاههای مورد انتقاد به جای بازنگری در عملکرد خود و اصلاح نقاط ضعفشان، انگشت اتهام را به سوی رسانه یا رسانه های منتقد نشانه می روند و با طرح دعوی علیه رسانه، به نوعی درصدد مهار و کنترل آن بر می آیند.(اعتماد ملی 4/9/85)
48 ـ در روز جهانی حقوق بشر بدستور قاضی حداد معاونت امنیت دادگاه انقلاب ماموران دادستانی یک بار دیگر از خروج دکتر محمد ملکی از کشور جهت انجام معالجات پزشکی و دیدار فرزندان خود در کانادا ممانعت بعمل آوردند.(گویا نیوز 21/9/85)
49 ـ مقامهای عالی رتبه سیاسی و نیروهای اطلاعاتی ـ امنیتی تاثیر گذار بر خط مشی ها و برنامه های دانشگاه تربیت مدرس فشارهای خود را برای تبدیل این نهاد علمی به"پادگان تربیت مدرس" تشدید کرده اند. مقامات برای پیشبرد این اهداف فرهاد دانشجو از مهره های وزارت اطلاعات را به ریاست دانشگاه منصوب کردند و حجت الاسلام رضا اکبریان نماینده خامنه ای در دانشگاههای امریکا و کانادا از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان رئیس دانشکده علوم انسانی این دانشگاه منصوب گردید. وی شش ماه بعد از انتصاب سعید حجاریان را از دانشگاه کنار گذاشت. ابوالفضل شکوری پس از 14 سال عضویت در هیات علمی گروه علوم سیاسی تسویه شد. حاتم قادری رسما ممنوع السخنران گردید. هاشم آقاجری از مدیریت گروه تاریخ کنار گذاشته شد و اینک فشار بر محسن کدیور ادامه دارد. در پی شکایت محسن کدیور از رضا اکبریان و فرهاد دانشجو به هیئت انتظامی علمی دانشگاه تربیت مدرس، پس از اینکه صادق آینه وند و محمد تقی احمدی صدور احکام فرمایشی علیه همکاران خود را نپذیرفتند، بدون استعفا از سمت خود عزل شدند و به جای آنها سردار مسلمی نائینی فرمانده سابق « بسیج اساتید » و اصغر مشبکی عضو وزارت اطلاعات به عضویت هیئت انتظامی علمی دانشگاه تربیت مدرس منصوب شدند.(امیر کبیر 6/9/85)
50 ـ آیین نامه سازماندهی فعالیت پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی در چهار فصل و 11 ماده به تصویب هیئت وزیران رسید. بر اساس ماده 3 آئین نامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ضمن مدیریت سازماندهی و نظارت بر پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی ایرانی، آنهارا کنترل نیز می کند. پایگاهها و سایت های اطلاع رسانی اینترنتی باید با رعایت قوانین کشور و مقررات شورای عالی انقلاب فرهنگی مشخصات مربوط و هویت مدیر مسئول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند. وزیران فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطلاعات، دادگستری، ارتباطات و فناوری اطلاعات وظیفه تعیین مصادیق پایگاههای غیر مجاز اینترنتی را بر عهده دارند. اهانت به ادیان آسمانی و مقدسات اسلامی، درج مطالب تفرقه افکنانه و توهین به اقوام و اقلیت های مذهبی، اشاعه منکرات و ترویج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد، نشر اکاذیب و افتراء از جمله مواردی است که می تواند به مسدود سازی موقت یا تعطیل دائمی سایت منجر شود.(ایلنا 6/9/85)
احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
51 ـ خانواده بهروز کریمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران به ستاد پیگیری اداره اطلاعات تهران احضار شد. کریمی زاده پیش از این به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.
(ادوار نیوز 13/9/85)
52 ـ سرور حمیدی خواهر دکتر فرزاد حمیدی به دادگاه انقلاب تهران احضار شد. دکتر فرزاد حمیدی بعنوان سخنگوی پیشین جبهه دمکراتیک ایران از سوی دادگاه انقلاب به 10 سال حبس و تبعید به زندان برازجان محکوم شده بود، که با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی خواهرش از زندان آزاد شد و به ناچار ایران را ترک کرد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 20/9/85)
بازجویی فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
53 ـ محمد کیانوش راد نماینده اهواز در دوره ششم مجلس شورای اسلامی، با شکایت مدعی العموم در شعبه دهم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت.(ایسنا 1/9/85)
54 ـ عرفان قانعی فرد مترجم و زبان شناس با انتشار نامه ای اعلام کرد: از دی 82 تاکنون متجاوز از 35بار توسط ماموران وزارت اطلاعات با تلفن احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، ارتباط با بیگانگان، افترا و توهین در شعبه 13 بازپرسی دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفته و از مهر ماه سال جاری ممنوع الخروج گردیده است. نامبرده از سوی دانشگاههای کمبریج و بیرمنگام در انگلستان، دانشگاه اسلو در نروژ و دانشگاه آتن در یونان برای سخنرانی دعوت شده بود.(اخبار روز 7/9/85)
محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
55 ـ جاسم شدیدزاده نماینده اهواز در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت بسیج خوزستان در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد.(ایلنا 13/9/85)
دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
56 ـ علی گورانی از عالمان اهل سنت روستای سلخ واقع در جزیره قشم پس از بازجویی در دادگاه ویژه روحانیت بندر عباس بازداشت گردید.( 14/9/85)
57 ـ مصطفی ابراهیمی، محمد آذر بار و خالد شیرزاد شهروندان بوکان به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون توسط نیروهای امنیتی بوکان بازداشت شدند.(وبلاگ موکریان 23/9/85)
58 ـ وزارت اطلاعات در شهرهای تهران، کرج و رشت روز یکشنبه 19 آذر به منازل تعدادی از مسیحیان یورش برده و کتابهای مذهبی، سی دی ها و عکس های آنها را ضبط کرده است. اسامی سیزده نفر از بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد:
شیرین صادق خانجانی ، بهروز صادق خانجانی ، حمید رضا طلوعی نیا ، بهنام ایرانی ، بهمن ایرانی ، شاهین تقی زاده ، یوسف نورخانی ، ماتیاس حق نژاد ، پرویز خلج زمانی ، محمد بلیاد ، پیمان سالاروند ، داود و امین.(فعالان حقوق بشر در ایران 25/9/85)
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
59 ـ پروانه وکالت مصطفی دانشجو از وکلای دراویش گنابادی قم از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه لغو گردید. این وکیل دادگستری وکالت چند تن از دراویش گنابادی را که علیه برخی مسئولان استان قم در دادسرای کارکنان دولت اقامه دعوا کرده اند، بر عهده دارد.(ایلنا 4/9/85)
60 ـ ناصر یوسفی، هژار رضوی و صلاح رسولی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با یک حزب کردی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز هریک به 3 سال حبس تعلیقی و 3 سال حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 7/9/85)
61 ـ عارف عبدالله زاده و کامران کیخسروی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کرد مخالف، در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز هریک به 3 سال حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان 10/9/85)
62 ـ پیمان نودینیان دبیر انجمن معلمان استان کردستان و عضو هیئت مدیره کانون دفاع از حقوق کودکان به حکم شعبه اول شورای عالی تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری به 2 سال تبعید به استان زنجان محکوم شد.(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 11/9/85)
63 ـ ماشاالله عباس زاده دبیر اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور دولت خاتمی پس از تحمل 9 ماه بازداشت موقت در زندان اوین، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به حکم دادگاه انقلاب اسلامی به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 14/9/85)
64 ـ عباس پور اظهری از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی اول خرداد ماه سال جاری در تبریز، به اتهام اخلال در نظم، در شعبه 101 دادگاه جزایی تبریز به 6 ماه حبس و 50 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شد. وی به مدت 25 روز در بازداشت بود و با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ایلنا 14/9/85)
65 ـ عبادت مددی نگارستانی به اتهام اقدام بر علیه امنیت داخلی و عضویت در گروه غیر قانونی "پان ترکیسم" در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی علی اکبری به 34 ماه حبس تعزیری محکوم شد. همچنین علی بدلی ( دانشجو ) به اتهام تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و عضویت در گروه غیر قانونی"پان ترکیسم" به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 16/9/85)
66 ـ مسلم باوی از متهمان بمب گذاری های اهواز، در شعبه 13 دادگاه تجدید نظر استان خوزستان به 10 سال حبس تعزیری محکوم شد. وی زمان دستگیری 17 ساله بوده است. (ایلنا 19/9/85)
67 ـ بابک مالک، احد اسعدی القلندیس و محمد رضا مرغدار به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و تشکیل کمیته رهایی آذربایجان در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز هر یک به یکسال حبس تعزیری محکوم شدند. همچنین مجید تقی زاده و فریدون مهدی پور از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در شعبه 3 دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی حسین زاده به ترتیب به 4 سال و 3 سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 20/9/85)
68 ـ فرامرز پشتو، شهرام احمدزاده، صاحب علی رستمی و رضا بی اوغلو از اهالی خدا آفرین آذربایجان شرقی به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و گرایشات قومیت گرایی بدون حضور وکیل هرکدام به 6 ماه زندان محکوم شدند. همچنین سعید محمدی و سعید بیدخت از دانشجویان کلیبری که در حوادث خرداد ماه بازداشت شده بودند در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به ترتیب به 12 ماه و 8 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/9/85)
69 ـ قادر محمدزاده و محمد امین عبداللهی دبیر کل و معاون دبیر کل "سازمان رهایی بخش کردستان"و علی محمدزاده عضو این سازمان در دادگاه انقلاب اسلامی بوکان محکوم به زندان و تبعید شدند. احکام صادره به این شرح است: قادر محمد زاده 20 سال حبس و تبعید به یزد، محمد امین عبداللهی 18 سال حبس و تبعید به طبس ، علی محمد زاده 5 سال حبس و تبعید به شاهرود .این فعالین سیاسی 15 ماه پیش بازداشت و بدون حضور وکیل محاکمه شده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 23/9/85)
70 ـ بهروز علیزاده 20 ساله از فعالین حرکت ملی آذربایجان در دادگاه انقلاب اردبیل به 10 ماه حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم گردید. همچنین غلامرضا نصیر زاده مدیر مسئول نشریات "ایلدیریم" و "بیرلیک یولو" به اتهام تبلیغ بر علیه نظام و همکاری با گروههای پان ترکیست در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی خوی به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
71 ـ حسن احمدیان از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام اقدام علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ریاست قاضی علی علی اکبری به 3 سال زندان محکوم شد.(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
72 ـ ساسان بابایی معلم شهرستان کامیاران به اتهام فعالیت سیاسی بر ضد حکومت جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به 5 سال حبس تعزیری محکوم گردید. وی از 4 ماه پیش در زندان بسر می برد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 27/9/85)
73 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی قم به اتهام نشر اکاذیب، افترا و توهین در شعبه 102 دادگاه کیفری شهرستان درود به 6 ماه حبس تعزیری، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.(ایلنا 29/9/85)
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
74 ـ حیدر نوری و یاسر مجیدی زندانیان سیاسی که به زندانهای سمنان و بیرجند تبعید شده اند، با خواست انتقال به بند 350 زندان اوین اعتصاب غذا کرده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/9/85)
75 ـ کوروش زعیم عضو جبهه ملی ایران که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب در زندان اوین بسر می بُرد با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ایلنا 14/9/85)
76 ـ کیوان رفیعی پس از 170 روز بازداشت در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین، بدون داشتن وکیل در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سادات محاکمه شد. این زندانی سیاسی در اعتراض به بازداشت و محاکمه غیر قانونی خود برای سومین بار اعتصاب غذا کرده بود.(فعالان حقوق بشر در ایران 16/9/85)
77 ـ فضائل عزیزان فعال حقوق بشر توسط اداره اطلاعات اردبیل مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار گرفت. بدستور رئیس اداره اطلاعات نامبرده را به اطاقی برده و به صندلی بسته و به مدت یک ساعت با شوک الکتریکی مورد شکنجه قرار می دهند. به علت آسیبهای وارده وی به بیمارستان منتقل می شود.( وبلاگ سلام دمکرات 19/9/85)
78 ـ حمید کارگر دانشجوی اخراجی و بهادر دره شوری فعال دانشجویی در تاریخ 26 مهر در فرودگاه شیراز توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. مامورین اطلاعات و دادگاه انقلاب از دادن هرگونه خبری به خانواده های آنها امتناع می ورزند. در پی دستگیری مجدد حمید کارگر دادگاه انقلاب خانه آنها را مصادره کرده است.
(فعالان حقوق بشر در ایران 27/9/85)
79 ـ قرار بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در دادگاه انقلاب تمدید شد. وی 3 ماه پیش به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به مقامات از طریق مطالب روی کامپیوتر، اجتماع و تبانی در جهت اخلال در امنیت کشور، آموزش در جهت تسخیر رادیو و تلویزیون و ایجاد ایمیل محرمانه بازداشت گردید. بازپرس شعبه 14 دادسرای انقلاب قرار وثیقه 100 میلیون تومانی برای آزادی وی صادر کرده بود که مورد موافقت دادگاه انقلاب قرار نگرفت.(ایلنا 29/9/85)
اخبار کارگری :
80 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت:50 واحد صنعتی در استان تعطیل و کارگران سرگردان مانده اند. وی افزود: واحدهای تولیدی چون "فرش اکباتان"، "چوب الموت"، "کوراوغلی"،"قفل رضا"، "صمدیان"،" ظروف مقوایی"،"طیور زیاران"، "کیسه ایران" و "تاک شهد" طی 7 سال اخیر به دلایل متعددی تعطیل و بیش از 5000 کارگر شاغل در این واحدها بلاتکلیف رها شده اند.بیشتر این کارگران حدود 20 سال و یا بیشتر سابقه کار دارند. (ایلنا 1/9/85)
81 ـ منصور اصانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از زندان اوین به شعبه 14 بازپرسی دادسرای انقلاب تهران منتقل شد و در آنجا مورد بازجویی قرار گرفت. وی در دی 84 بازداشت و پس از 7 ماه با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.(ایلنا 5/9/85)
82 ـ محسن حکیمی عضو کانون نویسندگان ایران، به علت سخنرانی در روز جهانی کارگر سال 83 در سقز، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی سقز مجددا به 2 سال حبس محکوم گردید.(ایسنا 6/9/85)
83 ـ جوانمیر مرادی رئیس انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه به اتهام شرکت در راهپیمایی روز جهانی کارگر جهت محاکمه به شعبه 109 دادگاه جزایی کرمانشاه احضار شد.(وبلاگ مکریان 5/9/85)
84 ـ 20 کارگر اسفالت شهرداری بانه 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین 60 کارگر کارخانه گچ بیجار 4 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
85 ـ سید داود رضوی و عبدالرضا طرازی از اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در ترمینال اتوبوسرانی خاوران توسط ماموران امنیتی لباس شخصی بازداشت شدند.(ادوار نیوز 12/9/85)
86 ـ اسماعیل میرزایی رئیس کانون شوراهای اسلامی کار استان خراسان رضوی گفت: دو عضو شورای اسلامی کار شرکت" مشهد گیربکس" به دلیل دفاع از منافع صنفی کارگران از کار اخراج شدند.(ایلنا 14/9/85)
87 ـ پرویز عبادی عضو شورای اسلامی کار شرکت"پروفیل پارس" گفت: 61 کارگر این شرکت از تابستان بلاتکلیف هستند.(ایلنا 15/9/85)
88 ـ حسین باقریان دبیر اجرایی خانه کارگر شهریار گفت: مدیریت شرکت"فدک" وابسته به سپاه پاسداران 70 کارگر رسمی شاغل در این شرکت را طی 3 ماه از کار اخراج کردند. سال گذشته نیز 21 کارگر قراردادی از کار اخراج شدند.(ایلنا 15/9/85)
89 ـ 72 کارگر شاغل در شرکت"قوه پارس" قزوین و حدود 120 کارگر بازنشسته این شرکت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری قزوین تجمع کردند. 9 نفر از کارگران معترض بدستور قوه قضاییه بازداشت شدند.(ایلنا 17/9/85)
90 ـ مدیریت شرکت"البرز دارو" در شهر صنعتی قزوین 11 کارگر با سابقه و رسمی شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. مدیریت این شرکت قصد دارد تمامی 90 کارگر رسمی این شرکت را اخراج و کارگران قراردادی را جایگزین رسمی ها نماید.(ایلنا 17/9/85)
91 ـ مدیر عامل شرکت"فرش گیلان" تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی حکم اخراج 21 نفر از کارگران شاغل در این شرکت را صادر کرد.(ایلنا 18/9/85)
92 ـ بیش از 700 کارگر شرکت نساجی"پوشینه بافت" و 300 کارگر شرکت"فرش پارس" ماهها است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض از ساعت اولیه صبح به همراه خانواده هایشان جاده اصلی شهر صنعتی البرز به قزوین را بسته و خواستار رسیدگی مسئولان به مشکلات خود شدند. 3 تن از کارگران معترض شرکت نساجی پوشینه بافت توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. (ایلنا 19/9/85)
93 ـ دکتر رمضان علی صادق زاده نماینده رشت در مجلس هفتم و عضو کمیسیون صنایع مجلس گفت: کارگران شرکت"الکتریک رشت" 24 ماه است که حقوق نگرفته اند و اوضاع واحدهایی مثل "فومنات" و "پوشش" نیز مناسب نیست.(ایلنا 20/9/85)
94 ـ علی اکبر رحیمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان گفت: مدیریت شرکت"مرجان کار" محمود شادفر عضو خانه کارگر را با 11 سال سابقه از کار اخراج کرد. این شرکت زیر پوشش بانک سپه می باشد.(ایلنا 21/9/85)
95 ـ مهندس مروج رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی کارفرمایان نساجی ایران پیش بینی کرد در چند سال آینده حداقل 15 کارخانه نساجی در سراسر کشور مانند"پوشینه بافت" قزوین دچار مشکل خواهند شد. نامبرده افزود: کارگران پوشینه بافت ماهها است که حقوق دریافت نکرده اند.وی گفت حدود 400000 نفر در صنایع نساجی کشور مشغول بکار هستند.(ایلنا 22/9/85)
96 ـ عیسی محمد کمالی دبیر اجرایی خانه کارگر استان بوشهر گفت: حدود 200 کارگر شرکت "جهاد توسعه منابع آب" که در ساخت و نگهداری تاسیسات سد رئیس علی دلواری مشغول بکار هستند، 5 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.(ایلنا 22/9/85)
97 ـ حدود 70 نفر از کارگران شهرداری یاسوج حدود 7 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل شهرداری تجمع کرده بودند که با حمله نیروی انتظامی مواجه شدند، جمعی از کارگران معترض بازداشت شدند.(ایلنا 22/9/85)
98 ـ علی دهقانی دبیر اجرایی خانه کارگر یزد گفت: 100 کارگر شاغل در کارخانه "یزد فاستون" 3 ماه است که حقوق و مزایا دریافت نکرده اند.(ایلنا 22/9/85)
99 ـ محمد تقی جعفر بیگلو نماینده خانه کارگر در شرکت "صندوق نسوز خرم" گفت: مدیریت این شرکت 10 کارگر شاغل را از کار اخراج کرد.(ایلنا 26/9/85)
100 ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: 80 کارگر شهرداری طبس 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 26/9/85)
101 ـ عیسی محمد کمالی دبیر اجرایی خانه کارگر استان بوشهر اعلام کرد: 800 کارگر شرکت کشتی سازی "ایران صدرا" در اعتراض به تعویق افتادن حقوق و دیگر مزایای قانونی همچون بهره مندی از مزایای قانون مشاغل سخت و زیان آور، بن کارگری و غیره در مقابل فرمانداری بوشهر اعتصاب کرده اند، این اعتصاب از روز 15 تا 27 ادامه داشت.(ایلنا 27/9/85)
102 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر تاکستان گفت: 150 کارگر شرکت "تاک شهد" با بیش از 15 سال سابقه کار بازخرید شدند. این شرکت زیر پوشش سازمان صنایع ملی می باشد.(ایلنا 28/9/85)
قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
103 ـ مهدی سابکی و برادرش عیسی سابکی به اتهام « شرارت و سرقت مسلحانه » توسط ماموران گردان 121 قرار گاه تاکتیکی تیپ یکم تکاوری مقداد در منطقه هودیان از توابع شهرستان ایرانشهر به قتل رسیدند.(جمهوری اسلامی 6/9/85)
104 ـ طلحه احمدی 22 ساله اهل روستای "قم قلعه" از توابع شهرستان مهاباد بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد. پدر و برادر مقتول به نامهای قاسم و بهروز به دلیل فعالیت سیاسی در زندان بسر می برند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
105 ـ ایوب محمدی شهروند سنندجی در راه بازگشت از خرم آباد بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی به قتل رسید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 23/9/85)
106 ـ مسعود نجفی و میرزا احمد جعفری از مسئولین شبکه ای مسلح در روستای هادی آباد واقع در شرق استان فارس بر اثر پرتاب گاز اشک آور، شلیک گلوله های آر.پی.جی هفت و سلاح های انفرادی توسط ماموران انتظامی به قتل رسیدند. اتهام این افراد قتل 4 پاسدار و پلیس و 11 نفر از طایفه های نجفی، خیری و میر شکاری اعلام گردیده است.(ایران 25/9/85)
محکومين به اعدام:
107 ـ یک پسر 22 ساله به جرم قتل همسر مادرش با اسید در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران 1/9/85)
108 ـ اسفندیار 40 ساله به جرم قتل غلامعلی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 4/9/85)
109 ـ یک مرد 25 ساله به جرم قتل یک زن بنام طوبی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران 5/9/85)
110 ـ محبت محمودی و هلاله محمد زاده که به جرم قتل از 5 سال پیش در زندان ارومیه به سر می برند ، محکوم به اعدام شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
111 ـ 2 مرد به جرم قتل یک دختر و یک پسر جوان به حکم دادگاه جزایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(ایران 9/9/85)
112 ـ محسن به جرم قتل فرزاد در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 11/9/85)
113 ـ م ـ خ به جرم قتل مادر، خواهر و خواهر زاده اش در دادگاه بندر عباس و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 3 بار اعدام محکوم شد.(اعتماد 12/9/85)
114 ـ یک مرد به جرم قتل دوست اش در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 42 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایران 15/9/85)
115 ـ مصطفی سلیمی اهل سقز از زندانیان زندان رجایی شهر به اتهام محارب محکوم به اعدام شد.(وبلاگ مکریان 15/9/85)
116 ـ زهرا « خ » 32 ساله به جرم قتل همسرش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 20/9/85)
117 ـ حکمت 21 ساله تبعه افغانستان به جرم قتل داود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 23/9/85)
118 ـ حسین به جرم قتل محمود در کانون اصلاح و تربیت در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حسین هنگام ارتکاب جرم 16 ساله بوده است.(اعتماد ملی 23/9/85)
119 ـ کیان به جرم قتل همسرش سهیلا 37 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.(اعتماد ملی 23/9/85)
120 ـ محمد صفر به جرم تجاوز به عنف به دختر یازده ساله ای بنام لیلا فتحی و قتل او در سال 74 در شعبه 1156 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی الهی زاده و با تائید شعبه اول تشخیص دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حسن متهم دیگر این پرونده غیابا محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 25/9/85)
121 ـ رسول به جرم تجاوز به عنف و زنای محصنه در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 26/9/85)
122 ـ محمد رضا به جرم قتل و سرقت در شعبه 1601 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور به قطع 4 انگشت و اعدام محکوم شد. عصمت الله جابری قاضی شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران گفت: حکم حد که قطع چهار انگشت متهم است اجرا خواهد شد.(اعتماد ملی 26/9/85)
123 ـ "هدایت نیرومند 15 ساله اهل روستای قارنی از توابع شهرستان نقده به اتهام قتل پدر خود محکوم به اعدام شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/9/85)
اعدام زندانیان سیاسی:
124 ـ روابط عمومی و اتباطات دادگستری استان خوزستان اعلام کرد: 3 نفر از متهمان بمب گذاریهای سال 84 اهواز به دلیل محاربه و اقدام علیه امنیت کشور به حکم دادگاه انقلاب و با تائید دیوانعالی کشور به دار آویخته شدند.(ایلنا 29/9/85)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
125 ـ یک مرد به جرم سرقت مسلحانه و قتل به دستور دادگاه کرمانشاه و با تائید دیوان عالی کشور در میدان آزادی کرمانشاه به دار آویخته شد.(کیهان 4/9/85)
126 ـ محمد رضا رفیعی به جرم ایجاد نا امنی، رعب ، وحشت، آدم ربایی ، ارتکاب عمل متوالی عمل لواط و زنا به حکم دادگاه کرمان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان خواجوی کرمان در ملاء عام به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 6/9/85)
127 ـ عوض مراد قلی و جمشید شیخی به جرم قتل محمد مرادقلی به حکم دادگاه عمومی زاهدان و با تائید دیوان عالی کشور در تقاطع خیابان سعدی در ملاء عام به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 12/9/85)
128 ـ کامران جشیره 23 ساله و مسعود محقق منتظری 25 ساله به جرم قتل رحمت الله جوادیان به حکم شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی رشت و با تائید دیوان عالی کشور در شهرستان لنگرود در ملاء عام به دار آویخته شدند.(جمهوری اسلامی 12/9/85)
129 ـ یک مرد به جرم قتل یک دختر جوان به حکم دادگاه میاندوآب و با تائید دیوان عالی کشور در زندان میاندوآب به دار آویخته شد.(ایران 18/9/85)
130 ـ علی محمد افسانه به اتهام قتل 12 نفر اعضای خانواده و بستگانش به حکم شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در چهار راه پارکینگ جهرم در ملاء عام به دار آویخته شد.(ایران 21/9/85)
131 ـ ابوالفضل منتظری 22 سال اهل شاهرود به جرم قتل در زندان سمنان به دار آویخته شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 23/9/85)
132ـ"رسول کرد" به جرم قتل به حکم دادگاه جزایی شهرستان نقده و با تائید دیوان عالی کشور در نقده به دار آویخته شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر درکردستان 27/9/85)
133 ـ غلام الف، نور احمد گ و شاهمیر الف به جرم تجاوز به عنف به حکم دادگاه کیفری رفسنجان و با تائید دیوانعالی کشور در ملاء عام به دار آویخته شدند.(ایسکانیوز 28/9/85)
134 ـ بهروز "ر" و محمد "ق" به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب بم و تائید دیوان عالی کشور در ملاء عام در میدان زید بم به دار آ ویخته شدند.(ایسکانیوز 28/9/85)
135 ـ حسنقلی 28 ساله به جرم قتل خیرالله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. یدالله به جرم قتل حسین حسینی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. حسین به جرم قتل محمد به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. وحید 22 ساله تبعه افغانستان به جرم قتل حسین 80 ساله به حکم شعبه 1157 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دارآویخته شد. محمد هادی به جرم قتل 3 مرد و خیرالله به جرم قتل 2 مرد به حکم شعبه 1062 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 34 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شدند.(فارس 29/9/85)
اخبار اجتماعی :
136 ـ احمد نوریان معاون اجتماعی شهردار تهران اعلام کرد: 800000 متقاضی کار در تهران وجود دارد، وی علت بسیاری از آسیب های اجتماعی در کلانشهر تهران را بیکاری عنوان کرد. (کارگزاران 1/9/85)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

gozareshe naghze hoghoghe bshar dar azar mah


Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.
فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی
گزارش ماهانه (آذر 1385 ) در مورد نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران
نهادهای مدافع حقوق بشر !
ايرانيان مدافع حقوق بشر !
در اين گزارش بخش بسيار کوچکی از موارد نقض حقوق بشر در ايران را که توسط اين شبکه گرد آوری شده است به اطلاع می رسانيم:
بین المللی :
1 ـ قطعنامه نقص گسترده حقوق بشر در ایران در 6 بند مقدماتی و پنج بخش اجرایی در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 70 رای مثبت به تصویب رسید. 55 کشور به این قطعنامه رای ممتنع دادند و 48 کشور رای مخالف دادند.(ایرنا 1/9/85)
2 ـ گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای اعلام کردند: جمهوری اسلامی از سال 1379 بزرگترین زندان روزنامه نگاران و وب نگاران در خاور میانه است. جمهوری اسلامی رکورد دار سرکوب و نقض آزادی بیان می باشد و قصد پایان دادن به دستگیریهای خود سرانه، احضار و تعقیب قضایی روزنامه نگاران را ندارد. از سال 82 تاکنون بیش از 30 تن از روزنامه نگاران ایران به خارج از کشور پناهنده شده اند. همچنین 55 "روزنامه نگار" در ایران از فعالیت مطبوعاتی محروم شده اند و یا ممنوع القلم می باشند. در بخش دیگر این بیانیه آمده است: اکثریت روزنامه نگاران مستقلی که با رسانه های دولتی همکاری نمی کنند، از سوی مسئولان حکومت نشانه گرفته شده اند و به بهانه های مختلف از فعالیت و مشغول به کار شدن آنها جلوگیری می شود. (گزارشگران بدون مرز 8/9/85)
3 ـ سازمان دیده بان حقوق بشر با صدور بیانیه ای اعلام کرد: قوه قضائیه ایران باید مقاماتی که مسئول دستگیری خودسرانه و شکنجه وبلاگ نویسان در سال 83 می باشند را به پای میز محاکمه بیاورد، نه آنکه وبلاگ نویسان را بدلیل اظهار مسالمت آمیز عقایدشان محاکمه کند. مدیر بخش خاورمیانه این سازمان گفت: "قوه قضاییه ایران منتقدین حکومت را با استفاده از اتهامات غیر شفاف و با قوانینی که کلا منجر به نفی آزادی بیان می شوند محاکمه می کند. ایران باید مقاماتی که متهم به اعمال شکنجه هستند محاکمه کند، نه وبلاگ نویسان را به خاطر عقایدشان محاکمه کند ." به گفته سازمان دیده بان حقوق بشر قوانینی که قوه قضائیه به آنها استناد می کند خود مغایر با قوانین بین المللی حقوق بشر می باشند. بنابر اصول ژوهانسبورگ در زمینه امنیت ملی، آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات"هیچ کس را نمی توان به خاطر انتقاد یا توهین به کشور، نظام یا سمبل های آن، دولت و نهادهای آن و یا مقامات دولتی و یا ملت های خارجی و سمبل های آنان و یا دولت آنان محاکمه کرد".
(دیده بان حقوق بشر 21/9/85)
4 ـ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با 72 رای مثبت از نقض گسترده حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی جدی کرد. به این قطعنامه 50 رای منفی و 55 رای ممتنع داده شد. قطعنامه جمهوری اسلامی ایران را به خاطر آزار، ارعاب و سرکوب مدافعان حقوق بشر، مخالفان سیاسی، ناراضیان مذهبی، روزنامه نگاران، روحانیون، استادان دانشگاه، دانشجویان، وبلاگ نویسان، نمایندگان مجلس ، اعضای اتحادیه ها و سازمانهای کارگری به باد انتقاد گرفت. این قطعنامه نسبت به ادامه استفاده از اعدام، شکنجه و رفتار بی رحمانه، غیر انسانی یا تحقیر آمیز با مجازات هایی چون شلاق و قطع عضو ابراز نگرانی کرد. در بخش دیگر قطعنامه ادامه خشونت و تبعیض علیه زنان و دختران چه در قانون و چه در عمل و سایر موارد نقض حقوق بشر علیه اعضای اقلیت های قومی و مذهبی از جمله اعراب، آذری ها، بلوچ ها، کردها، مسیحیان، یهودیان، مسلمانان سنی و اعضای فرقه بهاییت از جانب جمهوری اسلامی ، این رژیم مورد سرزنش قرار گرفت. (بی بی سی و... 29/9/85)
اخبار دانشجویی :
5 ـ سیامک کریمی دانشجوی دانشگاه بوعلی سینای همدان به اتهام توهین به مقامات در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامی همدان به پرداخت 50000 تومان جریمه نقدی محکوم شد.
(ایلنا 20/9/85)
دانشجويان: احضار و بازجویی
6 ـ در پی اعتراضات و تجمعات دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم سبزوار در اعتراض به قتل توحید غفارزاده، شش عضو انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه بنامهای احمد نور حسینی، سعید قربانیان، کاظم حسین زاده، حسن سهیلی فرد، اصغر محمد زاده، مریم مهر آذر به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند.(ادوار نیوز 4/9/85)
7 ـ میثم قهوه چیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شد.(ادوار نیوز 8/9/85)
8 ـ صادق خوشحال ، بیژن صباغ و ضیا نبوی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام نزدیکی به انجمن اسلامی دانشجویان و اقدام به شایعه پراکنی به کمیته انضباطی این دانشگاه احضار شدند.(ایسنا 8/9/85)
9 ـ مرتضی اصلاح چی دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران جهت بازجویی به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شد.(ایسنا 13/9/85)
10 ـ سعید یعقوبی نژاد دبیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام توهین به حراست و بسیج دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شد. همچنین گیتا آذری دبیر کانون دختران انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام ترویج افکار غیر اسلامی و توزیع نشریات با محتوای اندیشه های چپ به کمیته انضباطی احضار شد.(ایلنا 25/9/85)
11 ـ سه دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی اهواز به کمیته انضباطی احضار شدند. همچنین دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه محکوم به توبیخ کتبی با درج در پرونده شدند.(ایسنا 26/9/85)
دانشجويان: ممانعت از تحصیل
12 ـ مهدی خلیلی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز پس از گذراندن همه واحدهای درسی و در روز آخر تسویه حساب با دانشگاه، توسط مسئولین از دانشگاه اخراج گردید.(ایلنا 13/9/85)
دانشجويان: محاکمه
13ـ حسین نجفی دانشجوی دانشگاه مشهد، به علت شرکت در اعتراضات دانشجویان به سخنرانی ناصر پور پیرار نویسنده کتاب"دوازده قرن سکوت" در کمیته انضباطی به یک ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق و اخراج از خوابگاه دانشجویی محکوم شد.(ایلنا 1/9/85)
14 ـ ئاسو صالح و چیا حجازی مدیر مسئول و سردبیر نشریه دانشجویی "دهنگ" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی در شعبه 101 دادگاه جزایی سنندج محاکمه شدند.(ایلنا 21/9/85)
15 ـ وحید عابدینی دانشجوی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در تجمعات و اخلال در نظم دانشگاه در شورای تجدید نظر کمیته انضباطی دانشگاه تهران به توبیخ کتبی با درج در پرونده محکوم شد.(ایلنا 27/9/85)
توقیف نشریات دانشجویی :
16 ـ نشریه دانشجویی"زمستان" به مدیر مسئولی نیلوفر باغبان به علت چاپ مقاله ای تحت عنوان" شکستن بت بزرگ" به اتهام توهین به مقدسات به حکم کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه یزد توقیف گردید.(ایسنا 12/9/85)
17 ـ نشریه دانشجویی"آیاتای" به مدیر مسئولی وحید یحیوی آذر به اتهام تجزیه طلبی، نشر اکاذیب، تحریف تاریخ آذربایجان و تشویش اذهان بدستور کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی دانشگاه ارومیه توقیف گردید.(کمیته دفاع از رندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
جلوگیری از فعالیت تشکلهای دانشجویی :
18 ـ امین نظری دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا اعلام کرد: هیات نظارت و رئیس دانشگاه با برگزاری روز دانشجو در دانشگاه مخالفت کردند.
(ایلنا 17/9/85)
توقیف فیلم، کتاب و سایت :
19 ـ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار رمان" چراغها را من خاموش می کنم" نوشته زویا پیرزاد جلوگیری بعمل آورد، این کتاب طی 5 سال اخیر 23 بار توسط نشر « مرکز » چاپ شده بود. (کارگزاران 6/9/85)
20 ـ سایت "یو تیو ب" که ویدئوهای شخصی و ویدئوهای گروه های مخالف جمهوری اسلامی در این سایت قابل مشاهده است و همچنین سایتهای روزنامه نیویورک تایمز، دانشنامه اینتر نیتی "ویکی پدیا "، "آموزن" و "بانک اطلاعات سینمایی" دیده می شود بدستور مقامات جمهوری اسلامی مسدود شد.(بی بی سی 15/9/85)
بازداشت روزنامه نگاران :
21 ـ شیر کو جهانی روزنامه نگار، فیلم ساز و عضو سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اتهام تشکیل کمیته پیگیری در اعتراض به ربوده شدن سروه کامکار و مصاحبه با رسانه های خارج از کشور در رابطه با وضعیت قتل شوانه قادری به حکم شعبه 2 دادگاه انقلاب مهاباد بازداشت گردید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 7/9/85)
22 ـ اکو کرد نسب روزنامه نگار و مسئول بخش خبر هفته نامه"کرفتو" به جرم تهیه عکس و خبر از صندوق انتخاباتی سنندج توسط ماموران امنیتی لباس شخصی دستگیر شد.
(وبلاگ موکریان 25/9/85)
23 ـ کاوه جوانمرد خبرنگار هفته نامه"کرفتو" چاپ سنندج توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. (وبلاگ موکریان 28/9/85)
مطبوعات: توقیف
24 ـ مدیران مسئول هفته نامه های پیام زنجان، بهار زنجان، صدای زنجان، البرز خرم و موج بیداری در اعتراض به سیاستهای مطبوعاتی دولت احمدی نژاد و اعتراض به محدودیتهای ایجاد شده، انتشار نشریات خود را در استان زنجان متوقف کردند.(اعتماد ملی 5/9/85)
25 ـ هفته نامه "سپاس" به اتهام توهین به قوم « لر » بدستور هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف گردید و حسین سعیدی پور مدیر مسئول این نشریه به حکم دادستانی تهران بازداشت شد.
(ایلنا 7/9/85)
26 ـ مجوز انتشار روزنامه سینمایی "امتیاز" پس از انتشار 24 شماره از سوی معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گردید.(ایلنا 10/9/85)
27 ـ هفته نامه"گویه" به مدیر مسئولی محمد حسین دریا باری به دستور اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم تو قیف گردید. نامبرده به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و جریحه دار کردن عفت عمومی با شکایت مدعی العموم در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب قم مورد بازجویی قرار گرفت و با قرار کفالت 4 میلیون تومانی آزاد شد. طی 5 سال اخیر 126 شماره از این نشریه منتشر شده بود.(ایلنا 14/9/85)
مطبوعات: احضار روزنامه نگاران
28 ـ عبدالرسول وصال مدیر مسئول روزنامه"آینده نو" به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت اداره کل حقوقی سازمان زندانها جهت بازجویی به شعبه هشتم دادسرای کارکنان دولت احضار شد.(ایلنا 4/9/85)
29 ـ محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "یاس نو" با شکایت سازمان صدا و سیما، نیروی انتظامی و مدعی العموم جهت محاکمه به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد.(ایسنا 6/9/85)
30 ـ مصطفی کواکبیان مدیر مسئول روزنامه "مردم سالاری" به اتهام تبلیغ علیه نظام جهت محاکمه به شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران احضار شد.(ایسنا 7/9/85)
31 ـ دادسرای عمومی و انقلاب تهران به اتهام تبلیغات انتخاباتی پیش از موعد بر علیه روزنامه های اعتماد ملی، کارگزاران، جام جم، اعتماد، همشهری، آینده نو، همبستگی، کارون، صدای عدالت و اسرار اعلام جرم کرد و تهدید به توقیف نمود.(ایسنا 12/9/85)
32 ـ جواد آذر نگار مدیر مسئول هفته نامه "بشارت" به اتهام تشویش اذهان عمومی و ایجاد جو بدبینی علیه مسئولان نظام با شکایت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه کیفری استان یزد احضار شد.(ایلنا 18/9/85)
33 ـ تونیا کبودوند دبیر بخش زنان و عضو شورای سردبیری هفته نامه توقیف شده"پیام مردم"کردستان به اتهام نشر مطالب الحادی و کفر آمیز و مخالفت با موازین اسلامی جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه سنندج احضار شد.(ایلنا 20/9/85)
34 ـ محمد حزبایی زاده مدیر مسئول روزنامه توقیف شده"همسایه ها" به اتهام نشر اکاذیب و تخطی از مصوبات شورای عالی امنیت ملی جهت محاکمه به شعبه 16 دادگاه تجدید نظر اهواز احضار شد.(ایسنا 22/9/85)
مطبوعات: بازجویی روزنامه نگاران
35 ـ فلاح میبدی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده "اقبال" به اتهام تشویش اذهان عمومـی، استفاده ابزاری از تصاویر، تبلیغ علیه نظام، اخلال در امنیت ملی و نشر اکاذیب با شکایت مدعی العموم در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت. (ایسنا 14/9/85)
36 ـ لیلا مدنی مدیر مسئول هفته نامه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی"کرفتو" با شکایت دانشگاه علوم پزشکی کردستان در شعبه 4 بازپرسی دادگاه سنندج مورد بازجویی قرار گرفت. و با قرار وثیقه 3 میلیون تومانی آزاد شد. (ایلنا 29/9/85)
مطبوعات: محاکمه روزنامه نگاران
37 ـ سید محمد صفی زاده مدیر مسئول روزنامه "ابرار" به اتهام نشر مطالب خلاف واقع مشتمل بر تهمت و افتراء با شکایت دفتر نظارت و بازرسی انتخابات استان خوزستان در شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد صارمی محاکمه شد.(ایسنا 5/9/85)
38 ـ داود بهرامی سیاوشانی مدیر مسئول روزنامه توقیف شده"پیام آزادی"به اتهام نشراکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام و توهین با شکایت مدعی العموم ، سازمان صدا و سیما، اداره کل حقوقی نیروی انتظامی، ستاد امر به معروف و نهی از منکر در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایلنا 12/9/85)
39 ـ لطف الله زارعی قنواتی مدیر مسئول نشریه "افکار" به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاویر، انتشار مطالب جنجالی و چاپ ویژه نامه تبلیغات انتخاباتی با شکایت هیات نظارت بر مطبوعات در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان محاکمه شد.(ایلنا 12/9/85)
40 ـ شهرام رفیع زاده روزنامه نگار و وبلاگ نویس بصورت غیر علنی در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد. اتهامات نامبرده عبارتند از: مشارکت درتشکیل گروه و جمعیت در داخل کشور با هدف بر هم زدن امنیت کشور، عضویت در جمعیت هایی که در داخل و خارج کشور که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند، فعالیت تبلیغی علیه نظام، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و مصاحبه با رادیوهای بیگانه. وی در سال 83 به مدت چند ماه در بازداشت بسر برد و با قرار وثیقه از زندان آزاد گردید.(ایلنا 12/9/85)
مطبوعات: احکام صادر شده توسط دادگاه ها
41 ـ قربان عباسی روزنامه نگار و از فعالان حرکت ملی آذربایجان در نقده، یوسف بور بوداغی روزنامه نگار و از فعالین حرکت ملی آذربایجان در ارومیه و از گردانندگان نشریه" فردای ما" ویژه نقده در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی هریک به پرداخت یک میلیون تومان جزای نقدی محکوم شدند.(ادوار نیوز 5/9/85)
42 ـ امین موحدی روزنامه نگار به اتهام تحریک و شرکت در تجمع اعتراضی 4 خرداد 85 در شعبه 102 دادگاه عمومی جزایی مشکین شهر به ریاست قاضی فرج زاده به پرداخت 700000تومان جزای نقدی محکوم شد.(تبریز نیوز 5/9/85)
43 ـ امتیاز روزنامه توقیف شده "نوسازی" به مدیر مسئولی حمید رضا جلایی پور در شعبه 1083 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی حسین حسینیان لغو گردید.(ایلنا 20/9/85)
44 ـ آیت الله مرتضی بنی فضل نماینده استان آذربایجان شرقی در مجلس خبرگان رهبری و از مدرسین حوزه علمیه قم اعلام کرد: "رافق تقی لی" روزنامه نگار کشور جمهوری آذربایجان به اتهام افساد و مرتد بودن واجب قتل می باشد. وی افزود: هر شخصی که "رافق تقی لی" را به هلاکت برساند منزل مسکونی این آیت الله را به عنوان جایزه دریافت خواهد کرد.
(جمهوری اسلامی 1/9/85)
45 ـ آیت الله محمد فاضل لنکرانی از مجتهدان حوزه علمیه قم با صدور فتوایی"رافق تقی لی" روزنامه نگار کشور جمهوری آذربایجان را به اتهام مرتد بودن، کافر بودن و ساب النبی واجب القتل معرفی کرد. لنکرانی اعلام نمود: قتل او بر هر کسی که به او دسترسی داشته باشد لازم است و مسئول روزنامه مذکور که چنین افکار و عقایدی را با علم و توجه منتشر می کند همین حکم را دارد.(بازتاب 8/9/85)
اخبار مربوط به فعالين سياسی، فرهنگی، اجتماعی :
46 ـ بدستور وزارت اطلاعات نیروی انتظامی از برگزاری مراسم هشتمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر(از قربانیان قتلهای سیاسی زنجیره ای) در منزل فروهر ها جلوگیری بعمل آورد. نیروی انتظامی با مسدود کردن کوچه هدایت از رفت و آمد افراد به این کوچه ممانعت کردند. همچنین از حضور خبرنگاران در منزل فروهر ها جلوگیری شد و عده ای از کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند، بازداشت شدند.(ایلنا 1/9/85)
47 ـ مسعود حیدری مدیر عامل خبرگزاری ایلنا گفت: بخش هایی از دولت به شاکیان حرفه ای از برخی رسانه های منتقد تبدیل شده اند. وی افزود: وقتی بخش هایی از دولت در معرض انتقاد رسانه ها قرار می گیرند، دستگاههای مورد انتقاد به جای بازنگری در عملکرد خود و اصلاح نقاط ضعفشان، انگشت اتهام را به سوی رسانه یا رسانه های منتقد نشانه می روند و با طرح دعوی علیه رسانه، به نوعی درصدد مهار و کنترل آن بر می آیند.(اعتماد ملی 4/9/85)
48 ـ در روز جهانی حقوق بشر بدستور قاضی حداد معاونت امنیت دادگاه انقلاب ماموران دادستانی یک بار دیگر از خروج دکتر محمد ملکی از کشور جهت انجام معالجات پزشکی و دیدار فرزندان خود در کانادا ممانعت بعمل آوردند.(گویا نیوز 21/9/85)
49 ـ مقامهای عالی رتبه سیاسی و نیروهای اطلاعاتی ـ امنیتی تاثیر گذار بر خط مشی ها و برنامه های دانشگاه تربیت مدرس فشارهای خود را برای تبدیل این نهاد علمی به"پادگان تربیت مدرس" تشدید کرده اند. مقامات برای پیشبرد این اهداف فرهاد دانشجو از مهره های وزارت اطلاعات را به ریاست دانشگاه منصوب کردند و حجت الاسلام رضا اکبریان نماینده خامنه ای در دانشگاههای امریکا و کانادا از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان رئیس دانشکده علوم انسانی این دانشگاه منصوب گردید. وی شش ماه بعد از انتصاب سعید حجاریان را از دانشگاه کنار گذاشت. ابوالفضل شکوری پس از 14 سال عضویت در هیات علمی گروه علوم سیاسی تسویه شد. حاتم قادری رسما ممنوع السخنران گردید. هاشم آقاجری از مدیریت گروه تاریخ کنار گذاشته شد و اینک فشار بر محسن کدیور ادامه دارد. در پی شکایت محسن کدیور از رضا اکبریان و فرهاد دانشجو به هیئت انتظامی علمی دانشگاه تربیت مدرس، پس از اینکه صادق آینه وند و محمد تقی احمدی صدور احکام فرمایشی علیه همکاران خود را نپذیرفتند، بدون استعفا از سمت خود عزل شدند و به جای آنها سردار مسلمی نائینی فرمانده سابق « بسیج اساتید » و اصغر مشبکی عضو وزارت اطلاعات به عضویت هیئت انتظامی علمی دانشگاه تربیت مدرس منصوب شدند.(امیر کبیر 6/9/85)
50 ـ آیین نامه سازماندهی فعالیت پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی در چهار فصل و 11 ماده به تصویب هیئت وزیران رسید. بر اساس ماده 3 آئین نامه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ضمن مدیریت سازماندهی و نظارت بر پایگاههای اطلاع رسانی اینترنتی ایرانی، آنهارا کنترل نیز می کند. پایگاهها و سایت های اطلاع رسانی اینترنتی باید با رعایت قوانین کشور و مقررات شورای عالی انقلاب فرهنگی مشخصات مربوط و هویت مدیر مسئول خود را در وزارت ارشاد ثبت کنند. وزیران فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطلاعات، دادگستری، ارتباطات و فناوری اطلاعات وظیفه تعیین مصادیق پایگاههای غیر مجاز اینترنتی را بر عهده دارند. اهانت به ادیان آسمانی و مقدسات اسلامی، درج مطالب تفرقه افکنانه و توهین به اقوام و اقلیت های مذهبی، اشاعه منکرات و ترویج فحشا، انتشار اطلاعات خصوصی و شخصی افراد، نشر اکاذیب و افتراء از جمله مواردی است که می تواند به مسدود سازی موقت یا تعطیل دائمی سایت منجر شود.(ایلنا 6/9/85)
احضار فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
51 ـ خانواده بهروز کریمی زاده دانشجوی دانشگاه تهران به ستاد پیگیری اداره اطلاعات تهران احضار شد. کریمی زاده پیش از این به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود.
(ادوار نیوز 13/9/85)
52 ـ سرور حمیدی خواهر دکتر فرزاد حمیدی به دادگاه انقلاب تهران احضار شد. دکتر فرزاد حمیدی بعنوان سخنگوی پیشین جبهه دمکراتیک ایران از سوی دادگاه انقلاب به 10 سال حبس و تبعید به زندان برازجان محکوم شده بود، که با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی خواهرش از زندان آزاد شد و به ناچار ایران را ترک کرد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 20/9/85)
بازجویی فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
53 ـ محمد کیانوش راد نماینده اهواز در دوره ششم مجلس شورای اسلامی، با شکایت مدعی العموم در شعبه دهم دادسرای کارکنان دولت مورد بازجویی قرار گرفت.(ایسنا 1/9/85)
54 ـ عرفان قانعی فرد مترجم و زبان شناس با انتشار نامه ای اعلام کرد: از دی 82 تاکنون متجاوز از 35بار توسط ماموران وزارت اطلاعات با تلفن احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، ارتباط با بیگانگان، افترا و توهین در شعبه 13 بازپرسی دادگاه انقلاب مورد بازجویی قرار گرفته و از مهر ماه سال جاری ممنوع الخروج گردیده است. نامبرده از سوی دانشگاههای کمبریج و بیرمنگام در انگلستان، دانشگاه اسلو در نروژ و دانشگاه آتن در یونان برای سخنرانی دعوت شده بود.(اخبار روز 7/9/85)
محاکمه فعالین سیاسی، فرهنگی و اجتماعی :
55 ـ جاسم شدیدزاده نماینده اهواز در دوره ششم مجلس شورای اسلامی به اتهام نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی با شکایت بسیج خوزستان در شعبه 1059 دادگاه عمومی تهران محاکمه شد.(ایلنا 13/9/85)
دستگیری فعالین سیاسی فرهنگی و اجتماعی :
56 ـ علی گورانی از عالمان اهل سنت روستای سلخ واقع در جزیره قشم پس از بازجویی در دادگاه ویژه روحانیت بندر عباس بازداشت گردید.( 14/9/85)
57 ـ مصطفی ابراهیمی، محمد آذر بار و خالد شیرزاد شهروندان بوکان به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد اپوزیسیون توسط نیروهای امنیتی بوکان بازداشت شدند.(وبلاگ موکریان 23/9/85)
58 ـ وزارت اطلاعات در شهرهای تهران، کرج و رشت روز یکشنبه 19 آذر به منازل تعدادی از مسیحیان یورش برده و کتابهای مذهبی، سی دی ها و عکس های آنها را ضبط کرده است. اسامی سیزده نفر از بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد:
شیرین صادق خانجانی ، بهروز صادق خانجانی ، حمید رضا طلوعی نیا ، بهنام ایرانی ، بهمن ایرانی ، شاهین تقی زاده ، یوسف نورخانی ، ماتیاس حق نژاد ، پرویز خلج زمانی ، محمد بلیاد ، پیمان سالاروند ، داود و امین.(فعالان حقوق بشر در ایران 25/9/85)
فعالين سياسی، فرهنگی و اجتماعی: احکام صادره شده توسط دادگاه ها
59 ـ پروانه وکالت مصطفی دانشجو از وکلای دراویش گنابادی قم از سوی مرکز امور مشاوران حقوقی و وکلای قوه قضائیه لغو گردید. این وکیل دادگستری وکالت چند تن از دراویش گنابادی را که علیه برخی مسئولان استان قم در دادسرای کارکنان دولت اقامه دعوا کرده اند، بر عهده دارد.(ایلنا 4/9/85)
60 ـ ناصر یوسفی، هژار رضوی و صلاح رسولی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با یک حزب کردی در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز هریک به 3 سال حبس تعلیقی و 3 سال حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 7/9/85)
61 ـ عارف عبدالله زاده و کامران کیخسروی به اتهام فعالیت سیاسی و ارتباط با احزاب کرد مخالف، در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی سقز هریک به 3 سال حبس تعزیری محکوم شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان 10/9/85)
62 ـ پیمان نودینیان دبیر انجمن معلمان استان کردستان و عضو هیئت مدیره کانون دفاع از حقوق کودکان به حکم شعبه اول شورای عالی تجدید نظر رسیدگی به تخلفات اداری به 2 سال تبعید به استان زنجان محکوم شد.(انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و حقوق بشر 11/9/85)
63 ـ ماشاالله عباس زاده دبیر اطلاع رسانی ستاد انتخابات کشور دولت خاتمی پس از تحمل 9 ماه بازداشت موقت در زندان اوین، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به حکم دادگاه انقلاب اسلامی به 3 سال حبس تعزیری محکوم شد.(کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر 14/9/85)
64 ـ عباس پور اظهری از بازداشت شدگان اعتراضات مردمی اول خرداد ماه سال جاری در تبریز، به اتهام اخلال در نظم، در شعبه 101 دادگاه جزایی تبریز به 6 ماه حبس و 50 ضربه شلاق تعلیقی محکوم شد. وی به مدت 25 روز در بازداشت بود و با قرار وثیقه 10 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ایلنا 14/9/85)
65 ـ عبادت مددی نگارستانی به اتهام اقدام بر علیه امنیت داخلی و عضویت در گروه غیر قانونی "پان ترکیسم" در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی علی اکبری به 34 ماه حبس تعزیری محکوم شد. همچنین علی بدلی ( دانشجو ) به اتهام تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و عضویت در گروه غیر قانونی"پان ترکیسم" به یکسال حبس تعزیری محکوم شد.(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 16/9/85)
66 ـ مسلم باوی از متهمان بمب گذاری های اهواز، در شعبه 13 دادگاه تجدید نظر استان خوزستان به 10 سال حبس تعزیری محکوم شد. وی زمان دستگیری 17 ساله بوده است. (ایلنا 19/9/85)
67 ـ بابک مالک، احد اسعدی القلندیس و محمد رضا مرغدار به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و تشکیل کمیته رهایی آذربایجان در شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز هر یک به یکسال حبس تعزیری محکوم شدند. همچنین مجید تقی زاده و فریدون مهدی پور از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام اقدام علیه امنیت کشور در شعبه 3 دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی حسین زاده به ترتیب به 4 سال و 3 سال حبس تعلیقی محکوم شدند.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 20/9/85)
68 ـ فرامرز پشتو، شهرام احمدزاده، صاحب علی رستمی و رضا بی اوغلو از اهالی خدا آفرین آذربایجان شرقی به اتهام تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و گرایشات قومیت گرایی بدون حضور وکیل هرکدام به 6 ماه زندان محکوم شدند. همچنین سعید محمدی و سعید بیدخت از دانشجویان کلیبری که در حوادث خرداد ماه بازداشت شده بودند در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی به ترتیب به 12 ماه و 8 ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 22/9/85)
69 ـ قادر محمدزاده و محمد امین عبداللهی دبیر کل و معاون دبیر کل "سازمان رهایی بخش کردستان"و علی محمدزاده عضو این سازمان در دادگاه انقلاب اسلامی بوکان محکوم به زندان و تبعید شدند. احکام صادره به این شرح است: قادر محمد زاده 20 سال حبس و تبعید به یزد، محمد امین عبداللهی 18 سال حبس و تبعید به طبس ، علی محمد زاده 5 سال حبس و تبعید به شاهرود .این فعالین سیاسی 15 ماه پیش بازداشت و بدون حضور وکیل محاکمه شده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 23/9/85)
70 ـ بهروز علیزاده 20 ساله از فعالین حرکت ملی آذربایجان در دادگاه انقلاب اردبیل به 10 ماه حبس تعزیری و 50 ضربه شلاق محکوم گردید. همچنین غلامرضا نصیر زاده مدیر مسئول نشریات "ایلدیریم" و "بیرلیک یولو" به اتهام تبلیغ بر علیه نظام و همکاری با گروههای پان ترکیست در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی خوی به 6 ماه حبس تعلیقی محکوم گردید. (کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
71 ـ حسن احمدیان از فعالین حرکت ملی آذربایجان به اتهام اقدام علیه نظام در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی تبریز به ریاست قاضی علی علی اکبری به 3 سال زندان محکوم شد.(کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان 25/9/85)
72 ـ ساسان بابایی معلم شهرستان کامیاران به اتهام فعالیت سیاسی بر ضد حکومت جمهوری اسلامی در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به 5 سال حبس تعزیری محکوم گردید. وی از 4 ماه پیش در زندان بسر می برد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 27/9/85)
73 ـ جمشید لک از دراویش گنابادی قم به اتهام نشر اکاذیب، افترا و توهین در شعبه 102 دادگاه کیفری شهرستان درود به 6 ماه حبس تعزیری، 74 ضربه شلاق و پرداخت صد هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.(ایلنا 29/9/85)
اخبار مربوط به زندانيان سياسی :
74 ـ حیدر نوری و یاسر مجیدی زندانیان سیاسی که به زندانهای سمنان و بیرجند تبعید شده اند، با خواست انتقال به بند 350 زندان اوین اعتصاب غذا کرده اند. (فعالان حقوق بشر در ایران 11/9/85)
75 ـ کوروش زعیم عضو جبهه ملی ایران که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب در زندان اوین بسر می بُرد با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شد.(ایلنا 14/9/85)
76 ـ کیوان رفیعی پس از 170 روز بازداشت در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین، بدون داشتن وکیل در شعبه 13 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سادات محاکمه شد. این زندانی سیاسی در اعتراض به بازداشت و محاکمه غیر قانونی خود برای سومین بار اعتصاب غذا کرده بود.(فعالان حقوق بشر در ایران 16/9/85)
77 ـ فضائل عزیزان فعال حقوق بشر توسط اداره اطلاعات اردبیل مورد ضرب و شتم و بازجویی قرار گرفت. بدستور رئیس اداره اطلاعات نامبرده را به اطاقی برده و به صندلی بسته و به مدت یک ساعت با شوک الکتریکی مورد شکنجه قرار می دهند. به علت آسیبهای وارده وی به بیمارستان منتقل می شود.( وبلاگ سلام دمکرات 19/9/85)
78 ـ حمید کارگر دانشجوی اخراجی و بهادر دره شوری فعال دانشجویی در تاریخ 26 مهر در فرودگاه شیراز توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. مامورین اطلاعات و دادگاه انقلاب از دادن هرگونه خبری به خانواده های آنها امتناع می ورزند. در پی دستگیری مجدد حمید کارگر دادگاه انقلاب خانه آنها را مصادره کرده است.
(فعالان حقوق بشر در ایران 27/9/85)
79 ـ قرار بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در دادگاه انقلاب تمدید شد. وی 3 ماه پیش به اتهام تبلیغ علیه نظام، توهین به مقامات از طریق مطالب روی کامپیوتر، اجتماع و تبانی در جهت اخلال در امنیت کشور، آموزش در جهت تسخیر رادیو و تلویزیون و ایجاد ایمیل محرمانه بازداشت گردید. بازپرس شعبه 14 دادسرای انقلاب قرار وثیقه 100 میلیون تومانی برای آزادی وی صادر کرده بود که مورد موافقت دادگاه انقلاب قرار نگرفت.(ایلنا 29/9/85)
اخبار کارگری :
80 ـ عید علی کریمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان قزوین گفت:50 واحد صنعتی در استان تعطیل و کارگران سرگردان مانده اند. وی افزود: واحدهای تولیدی چون "فرش اکباتان"، "چوب الموت"، "کوراوغلی"،"قفل رضا"، "صمدیان"،" ظروف مقوایی"،"طیور زیاران"، "کیسه ایران" و "تاک شهد" طی 7 سال اخیر به دلایل متعددی تعطیل و بیش از 5000 کارگر شاغل در این واحدها بلاتکلیف رها شده اند.بیشتر این کارگران حدود 20 سال و یا بیشتر سابقه کار دارند. (ایلنا 1/9/85)
81 ـ منصور اصانلو رئیس سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از زندان اوین به شعبه 14 بازپرسی دادسرای انقلاب تهران منتقل شد و در آنجا مورد بازجویی قرار گرفت. وی در دی 84 بازداشت و پس از 7 ماه با قرار وثیقه 150 میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود.(ایلنا 5/9/85)
82 ـ محسن حکیمی عضو کانون نویسندگان ایران، به علت سخنرانی در روز جهانی کارگر سال 83 در سقز، به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اسلامی سقز مجددا به 2 سال حبس محکوم گردید.(ایسنا 6/9/85)
83 ـ جوانمیر مرادی رئیس انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه به اتهام شرکت در راهپیمایی روز جهانی کارگر جهت محاکمه به شعبه 109 دادگاه جزایی کرمانشاه احضار شد.(وبلاگ مکریان 5/9/85)
84 ـ 20 کارگر اسفالت شهرداری بانه 3 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. همچنین 60 کارگر کارخانه گچ بیجار 4 ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
85 ـ سید داود رضوی و عبدالرضا طرازی از اعضای هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در ترمینال اتوبوسرانی خاوران توسط ماموران امنیتی لباس شخصی بازداشت شدند.(ادوار نیوز 12/9/85)
86 ـ اسماعیل میرزایی رئیس کانون شوراهای اسلامی کار استان خراسان رضوی گفت: دو عضو شورای اسلامی کار شرکت" مشهد گیربکس" به دلیل دفاع از منافع صنفی کارگران از کار اخراج شدند.(ایلنا 14/9/85)
87 ـ پرویز عبادی عضو شورای اسلامی کار شرکت"پروفیل پارس" گفت: 61 کارگر این شرکت از تابستان بلاتکلیف هستند.(ایلنا 15/9/85)
88 ـ حسین باقریان دبیر اجرایی خانه کارگر شهریار گفت: مدیریت شرکت"فدک" وابسته به سپاه پاسداران 70 کارگر رسمی شاغل در این شرکت را طی 3 ماه از کار اخراج کردند. سال گذشته نیز 21 کارگر قراردادی از کار اخراج شدند.(ایلنا 15/9/85)
89 ـ 72 کارگر شاغل در شرکت"قوه پارس" قزوین و حدود 120 کارگر بازنشسته این شرکت 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل استانداری قزوین تجمع کردند. 9 نفر از کارگران معترض بدستور قوه قضاییه بازداشت شدند.(ایلنا 17/9/85)
90 ـ مدیریت شرکت"البرز دارو" در شهر صنعتی قزوین 11 کارگر با سابقه و رسمی شاغل در این شرکت را از کار اخراج کرد. مدیریت این شرکت قصد دارد تمامی 90 کارگر رسمی این شرکت را اخراج و کارگران قراردادی را جایگزین رسمی ها نماید.(ایلنا 17/9/85)
91 ـ مدیر عامل شرکت"فرش گیلان" تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی حکم اخراج 21 نفر از کارگران شاغل در این شرکت را صادر کرد.(ایلنا 18/9/85)
92 ـ بیش از 700 کارگر شرکت نساجی"پوشینه بافت" و 300 کارگر شرکت"فرش پارس" ماهها است که حقوق دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض از ساعت اولیه صبح به همراه خانواده هایشان جاده اصلی شهر صنعتی البرز به قزوین را بسته و خواستار رسیدگی مسئولان به مشکلات خود شدند. 3 تن از کارگران معترض شرکت نساجی پوشینه بافت توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند. (ایلنا 19/9/85)
93 ـ دکتر رمضان علی صادق زاده نماینده رشت در مجلس هفتم و عضو کمیسیون صنایع مجلس گفت: کارگران شرکت"الکتریک رشت" 24 ماه است که حقوق نگرفته اند و اوضاع واحدهایی مثل "فومنات" و "پوشش" نیز مناسب نیست.(ایلنا 20/9/85)
94 ـ علی اکبر رحیمی دبیر اجرایی خانه کارگر استان گلستان گفت: مدیریت شرکت"مرجان کار" محمود شادفر عضو خانه کارگر را با 11 سال سابقه از کار اخراج کرد. این شرکت زیر پوشش بانک سپه می باشد.(ایلنا 21/9/85)
95 ـ مهندس مروج رئیس هیئت مدیره انجمن صنفی کارفرمایان نساجی ایران پیش بینی کرد در چند سال آینده حداقل 15 کارخانه نساجی در سراسر کشور مانند"پوشینه بافت" قزوین دچار مشکل خواهند شد. نامبرده افزود: کارگران پوشینه بافت ماهها است که حقوق دریافت نکرده اند.وی گفت حدود 400000 نفر در صنایع نساجی کشور مشغول بکار هستند.(ایلنا 22/9/85)
96 ـ عیسی محمد کمالی دبیر اجرایی خانه کارگر استان بوشهر گفت: حدود 200 کارگر شرکت "جهاد توسعه منابع آب" که در ساخت و نگهداری تاسیسات سد رئیس علی دلواری مشغول بکار هستند، 5 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند.(ایلنا 22/9/85)
97 ـ حدود 70 نفر از کارگران شهرداری یاسوج حدود 7 ماه است که حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده اند. این کارگران برای اعتراض در مقابل شهرداری تجمع کرده بودند که با حمله نیروی انتظامی مواجه شدند، جمعی از کارگران معترض بازداشت شدند.(ایلنا 22/9/85)
98 ـ علی دهقانی دبیر اجرایی خانه کارگر یزد گفت: 100 کارگر شاغل در کارخانه "یزد فاستون" 3 ماه است که حقوق و مزایا دریافت نکرده اند.(ایلنا 22/9/85)
99 ـ محمد تقی جعفر بیگلو نماینده خانه کارگر در شرکت "صندوق نسوز خرم" گفت: مدیریت این شرکت 10 کارگر شاغل را از کار اخراج کرد.(ایلنا 26/9/85)
100 ـ غلامرضا محمدی دبیر اجرایی خانه کارگر طبس گفت: 80 کارگر شهرداری طبس 5 ماه است که حقوق دریافت نکرده اند.(ایلنا 26/9/85)
101 ـ عیسی محمد کمالی دبیر اجرایی خانه کارگر استان بوشهر اعلام کرد: 800 کارگر شرکت کشتی سازی "ایران صدرا" در اعتراض به تعویق افتادن حقوق و دیگر مزایای قانونی همچون بهره مندی از مزایای قانون مشاغل سخت و زیان آور، بن کارگری و غیره در مقابل فرمانداری بوشهر اعتصاب کرده اند، این اعتصاب از روز 15 تا 27 ادامه داشت.(ایلنا 27/9/85)
102 ـ علی اصغر طاهرخانی دبیر اجرایی خانه کارگر تاکستان گفت: 150 کارگر شرکت "تاک شهد" با بیش از 15 سال سابقه کار بازخرید شدند. این شرکت زیر پوشش سازمان صنایع ملی می باشد.(ایلنا 28/9/85)
قتل مردم توسط نیروی انتظامی :
103 ـ مهدی سابکی و برادرش عیسی سابکی به اتهام « شرارت و سرقت مسلحانه » توسط ماموران گردان 121 قرار گاه تاکتیکی تیپ یکم تکاوری مقداد در منطقه هودیان از توابع شهرستان ایرانشهر به قتل رسیدند.(جمهوری اسلامی 6/9/85)
104 ـ طلحه احمدی 22 ساله اهل روستای "قم قلعه" از توابع شهرستان مهاباد بر اثر تیراندازی نیروی انتظامی کشته شد. پدر و برادر مقتول به نامهای قاسم و بهروز به دلیل فعالیت سیاسی در زندان بسر می برند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
105 ـ ایوب محمدی شهروند سنندجی در راه بازگشت از خرم آباد بر اثر تیر اندازی نیروی انتظامی به قتل رسید.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 23/9/85)
106 ـ مسعود نجفی و میرزا احمد جعفری از مسئولین شبکه ای مسلح در روستای هادی آباد واقع در شرق استان فارس بر اثر پرتاب گاز اشک آور، شلیک گلوله های آر.پی.جی هفت و سلاح های انفرادی توسط ماموران انتظامی به قتل رسیدند. اتهام این افراد قتل 4 پاسدار و پلیس و 11 نفر از طایفه های نجفی، خیری و میر شکاری اعلام گردیده است.(ایران 25/9/85)
محکومين به اعدام:
107 ـ یک پسر 22 ساله به جرم قتل همسر مادرش با اسید در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران 1/9/85)
108 ـ اسفندیار 40 ساله به جرم قتل غلامعلی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 4/9/85)
109 ـ یک مرد 25 ساله به جرم قتل یک زن بنام طوبی در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(ایران 5/9/85)
110 ـ محبت محمودی و هلاله محمد زاده که به جرم قتل از 5 سال پیش در زندان ارومیه به سر می برند ، محکوم به اعدام شدند.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 8/9/85)
111 ـ 2 مرد به جرم قتل یک دختر و یک پسر جوان به حکم دادگاه جزایی تهران و با تائید دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شدند.(ایران 9/9/85)
112 ـ محسن به جرم قتل فرزاد در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوان عالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 11/9/85)
113 ـ م ـ خ به جرم قتل مادر، خواهر و خواهر زاده اش در دادگاه بندر عباس و با تائید شعبه 32 دیوان عالی کشور به 3 بار اعدام محکوم شد.(اعتماد 12/9/85)
114 ـ یک مرد به جرم قتل دوست اش در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 42 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(ایران 15/9/85)
115 ـ مصطفی سلیمی اهل سقز از زندانیان زندان رجایی شهر به اتهام محارب محکوم به اعدام شد.(وبلاگ مکریان 15/9/85)
116 ـ زهرا « خ » 32 ساله به جرم قتل همسرش احمد در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 20/9/85)
117 ـ حکمت 21 ساله تبعه افغانستان به جرم قتل داود در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 23/9/85)
118 ـ حسین به جرم قتل محمود در کانون اصلاح و تربیت در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حسین هنگام ارتکاب جرم 16 ساله بوده است.(اعتماد ملی 23/9/85)
119 ـ کیان به جرم قتل همسرش سهیلا 37 ساله در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و با تائید شعبه 31 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حکم صادره به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.(اعتماد ملی 23/9/85)
120 ـ محمد صفر به جرم تجاوز به عنف به دختر یازده ساله ای بنام لیلا فتحی و قتل او در سال 74 در شعبه 1156 دادگاه عمومی تهران به ریاست قاضی الهی زاده و با تائید شعبه اول تشخیص دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد. حسن متهم دیگر این پرونده غیابا محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 25/9/85)
121 ـ رسول به جرم تجاوز به عنف و زنای محصنه در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 33 دیوانعالی کشور محکوم به اعدام شد.(اعتماد ملی 26/9/85)
122 ـ محمد رضا به جرم قتل و سرقت در شعبه 1601 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 39 دیوانعالی کشور به قطع 4 انگشت و اعدام محکوم شد. عصمت الله جابری قاضی شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران گفت: حکم حد که قطع چهار انگشت متهم است اجرا خواهد شد.(اعتماد ملی 26/9/85)
123 ـ "هدایت نیرومند 15 ساله اهل روستای قارنی از توابع شهرستان نقده به اتهام قتل پدر خود محکوم به اعدام شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/9/85)
اعدام زندانیان سیاسی:
124 ـ روابط عمومی و اتباطات دادگستری استان خوزستان اعلام کرد: 3 نفر از متهمان بمب گذاریهای سال 84 اهواز به دلیل محاربه و اقدام علیه امنیت کشور به حکم دادگاه انقلاب و با تائید دیوانعالی کشور به دار آویخته شدند.(ایلنا 29/9/85)
احکام اجرا شده اعدام توسط دادگاهها :
125 ـ یک مرد به جرم سرقت مسلحانه و قتل به دستور دادگاه کرمانشاه و با تائید دیوان عالی کشور در میدان آزادی کرمانشاه به دار آویخته شد.(کیهان 4/9/85)
126 ـ محمد رضا رفیعی به جرم ایجاد نا امنی، رعب ، وحشت، آدم ربایی ، ارتکاب عمل متوالی عمل لواط و زنا به حکم دادگاه کرمان و با تائید دیوان عالی کشور در میدان خواجوی کرمان در ملاء عام به دار آویخته شد.(جمهوری اسلامی 6/9/85)
127 ـ عوض مراد قلی و جمشید شیخی به جرم قتل محمد مرادقلی به حکم دادگاه عمومی زاهدان و با تائید دیوان عالی کشور در تقاطع خیابان سعدی در ملاء عام به دار آویخته شدند. (جمهوری اسلامی 12/9/85)
128 ـ کامران جشیره 23 ساله و مسعود محقق منتظری 25 ساله به جرم قتل رحمت الله جوادیان به حکم شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی رشت و با تائید دیوان عالی کشور در شهرستان لنگرود در ملاء عام به دار آویخته شدند.(جمهوری اسلامی 12/9/85)
129 ـ یک مرد به جرم قتل یک دختر جوان به حکم دادگاه میاندوآب و با تائید دیوان عالی کشور در زندان میاندوآب به دار آویخته شد.(ایران 18/9/85)
130 ـ علی محمد افسانه به اتهام قتل 12 نفر اعضای خانواده و بستگانش به حکم شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در چهار راه پارکینگ جهرم در ملاء عام به دار آویخته شد.(ایران 21/9/85)
131 ـ ابوالفضل منتظری 22 سال اهل شاهرود به جرم قتل در زندان سمنان به دار آویخته شد. (فعالان حقوق بشر در ایران 23/9/85)
132ـ"رسول کرد" به جرم قتل به حکم دادگاه جزایی شهرستان نقده و با تائید دیوان عالی کشور در نقده به دار آویخته شد.(سازمان دفاع از حقوق بشر درکردستان 27/9/85)
133 ـ غلام الف، نور احمد گ و شاهمیر الف به جرم تجاوز به عنف به حکم دادگاه کیفری رفسنجان و با تائید دیوانعالی کشور در ملاء عام به دار آویخته شدند.(ایسکانیوز 28/9/85)
134 ـ بهروز "ر" و محمد "ق" به جرم قاچاق مواد مخدر به حکم دادگاه انقلاب بم و تائید دیوان عالی کشور در ملاء عام در میدان زید بم به دار آ ویخته شدند.(ایسکانیوز 28/9/85)
135 ـ حسنقلی 28 ساله به جرم قتل خیرالله به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 32 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. یدالله به جرم قتل حسین حسینی به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. حسین به جرم قتل محمد به حکم شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شد. وحید 22 ساله تبعه افغانستان به جرم قتل حسین 80 ساله به حکم شعبه 1157 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 27 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دارآویخته شد. محمد هادی به جرم قتل 3 مرد و خیرالله به جرم قتل 2 مرد به حکم شعبه 1062 دادگاه جنایی تهران و با تائید شعبه 34 دیوانعالی کشور در زندان اوین به دار آویخته شدند.(فارس 29/9/85)
اخبار اجتماعی :
136 ـ احمد نوریان معاون اجتماعی شهردار تهران اعلام کرد: 800000 متقاضی کار در تهران وجود دارد، وی علت بسیاری از آسیب های اجتماعی در کلانشهر تهران را بیکاری عنوان کرد. (کارگزاران 1/9/85)
"فعالین ایرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امریکای شمالی"

Saturday, December 23, 2006

حقوق بشر در ایران؛ وخیم تر از گذشته؟


بررسی موارد نقض حقوق بشر در ایران و وضعیت حاد پناهندگان ایرانی در اروپا موضوع نشست یک روزه ای بود که روز ۱۵دسامبر با حضور فعالان حقوق بشر در بروکسل برگزار شد.
این نشست به مناسبت سالگرد تصويب اعلاميه جهانی حقوق بشر با حضور عبدالکريم لاهيجی، نايب رئيس فدراسيون جوامع جهانی مدافع حقوق بشر و رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران و همچنين گروهی از نمايندگان عفو بين الملل در بلژيک، حقوقدانان، خبرنگاران و فعالين امور پناهندگی، برگزار گردید.
فريدريک مائوئه، از مسئولين انجمن بلژيکی مدافع حقوق پناهندگی، و فيليپ هانسمان مسئول سازمان عفو بين الملل در بلژيک گردانندگان اين جلسه بودند.
خانم مائوئه و آقای هانسمان با اشاره به وضعيت حقوق بشر در ايران اعلام کردند که هر دو اين سازمان ها در جلسه های مختلف با مقامات بلژيکی، وضعيت حقوق بشر در ايران را تشريح کرده اند و با ارائه موارد گوناگون، نشان داده اند که با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد شرايط بدتر از گذشته شده است و در چنين شرايطی بازگرداندن پناهجويان عواقب ناگواری به همراه خواهد داشت .
«کنترل اسلامی قوانین در ایران»
در ادامه، عبدالکريم لاهيجی درباره بنيادهای حقوق شهروندان در قوانين جمهوری اسلامی سخن گفت.
وی اظهار داشت: در رسانه های همگانی اروپا گاهی از «دمکراسی» در ايران سخن می رود؛ اما بياييد ببينيم آيا چيزی که در ايران حاکم است دمکراسی است يا تنها ظاهری از آن.
آقای لاهیجی با اشاره به نابرابری حقوقی در قوانين جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف جنسيتی، مليت ها و مذاهب گفت: تصويب قوانين در مجلس شورای اسلامی توسط شورای نگهبان که نهادی انتصابی است «کنترل اسلامی» می شود.
رئيس جامعه دفاع از حقوق بشر در ايران در بخش ديگری از سخنان خود گفت: با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد ، رژيم همان رژيم است و تنها بازيگرانش تغيير يافته اند و محمد خاتمی تنها می خواست «رفرم های کوچکی» را پيش ببرد .
وی افزود : اروپا می خواست که ايران دو کنوانسيون در مورد حقوق بشر را بپذيرد؛ يکی کنوانسيون عليه شکنجه و ديگری کنوانسيون درباره خشونت عليه زنان. اين دو در زمان محمد خاتمی در مجلس پيش رفت اما از سوی شورای نگهبان پذيرفته نشد. چرا؟ آيا اسلام با شکنجه و خشونت عليه زنان موافق است که اين کنوانسيون ها رد می شوند؟
کنوانسیون ژنو؛ مرده یا زنده؟
دیگر سخنران این نشست، سيلوی سارولا، وکيل پناهندگان ایرانی بود که در مورد وضعيت متقاضيان پناهندگی به کنوانسيون ژنو اشاره کرد و گفت : برخی فکر می کنند که کنوانسيون ژنو مرده است در حالی که اين طور نيست و همچنان می توان به آن استناد کرد.
به گفته وی ، در اين کنوانسيون قوانينی هست که به شرايط ايرانيان مربوط است. در اين کنوانسيون پناهنده کسی است که نه فقط به دليل فعاليت های سياسی که به دلايل مذهبی و داشتن عقيده زير فشار باشد. تکرار توهين به زن، تکرار آزار و شکنجه ، با اتفاق افتادن آن برای يک بار فرق دارد. بيکاری در هر کشوری طبيعی است ولی بيکاری به دليل زن بودن و يا تعلق به مذهبی ديگر، مسئله است و در شمول نقض حقوق بشر قرار می گيرد.
خانم سارولا در ادامه گفت: تعداد متقاضيان پناهندگی را بهانه ای برای عدم حمايت از آن ها قرار می دهند در حالی که کنوانسيون ژنو از تحت فشار بودن فرد سخن می گويد و نه از ميزان و تعداد متقاضيان .
«وضعیت وخیم حقوق بشر در دوران احمدی نژاد»
سابین ماير، مسئول روابط بين الملل و حقوق بشر سبزهای پارلمان اروپا از مجموعه اقدامات پارلمان اروپا در اعتراض به نقض حقوق بشر در ايران سخن گفت و اعلام کرد که در ۱۶ نوامبر تصميمات پارلمان اروپا در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران مشخص تر و بيشتر شد.
وی با اشاره به دستگيری وکلا، اعدام زنان، تشديد فشار بر اقليت های ملی و مذهبی، محدود تر شدن آزادی مطبوعات، فيلتر شدن سايت های اينترنتی، جمع آوری ماهواره ها و... اين وضعيت را پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد وخيم تر ارزيابی کرد.
به گفته این مقام پارلمان اروپا، ايران دومين کشور در جهان از لحاظ فشار بر اقليت های ملی و مذهبی است.
تعداد متقاضيان پناهندگی را بهانه ای برای عدم حمايت از آن ها قرار می دهند در حالی که کنوانسيون ژنو از تحت فشار بودن فرد سخن می گويد و نه از ميزان و تعداد متقاضيان.
وکیل پناهندگان ایرانی
خانم ماير سپسبه روند مذاکرات اروپا و ايران از زمان دولت خاتمی تا کنون پرداخت و گفت: ايران از اهميت ژئوپليتيکی برخوردار است و پارلمان اروپا معتقد است تنها با گفت وگومی توان ايران را از ايزوله بودن خارج کرد. پارلمان می داند که در زمينه گفت وگوبه ويژه با شهروندان، نويسندگان و نيروهای اپوزيسيون ايران می بايست فعال تر بود و در کنار آن با مقامات ايران نيز صحبت کرد.
وی خاطرنشان کرد: دعوت از مريم رجوی در استراسبورگ از سوی ايران مورد انتقاد قرار گرفت. مقامات ایران می گفتند که با اين کار ما خواهان تغيير رژيم هستيم اما ما اين موضوع را رد کرديم. ما می دانيم که مجاهدين گروه دمکرات ی ن بوده و گروه بسته ای هستند اما از لحاظ حقوقی ، قوانين اروپا باید تغيير می کرد که با اين تغييرات حساب های بانکی اين گروه در اروپا آزاد شدند .
«سرکوب مداوم زنان در ایران»
فيروزه نهاوندی، رئيس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد بروکسل در زمينه حقوق زنان در ايران صحبت کرد و مسئله زنان را به بحث در مورد حکومت تئوکراتيک ايران مربوط دانست.
وی تصويب برخی قوانين در حمايت از زنان در دوران حکومت پهلوی را در چارچوب سياست مدرنيزاسيون آن حکومت، و آغاز جمهوری اسلامی را بازگشت به سنت ارزيابی نمود.
خانم نهاوندی با تشریح روند گام به گام محدود کردن حقوق زنان از آغاز جمهوری اسلامی تا کنون گفت: امروز مسئله زنان در ايران اهميت بيشتری يافته است. زنان خود را سازماندهی می کنند؛ فعاليت دارند و بارها مورد سرکوب واقع شده اند.
«جامعه ایران، سیاه یا سفید نیست»
بتی کلرين، خبرنگار شبکه آر تی بی اف بلژيک از سفر پرماجرای اخير خود به ايران حرف زد. وی در کوچه و خيابان با فضای ايران آشنا شده، با روزنامه نگاران اصلاح طلب و گروهی از فعالين زن ديدار کرده و با آن ها به گفت و گو نشسته بود.
روزنامه نگاران ایرانی که با من ارتباط می گرفتند همواره مواظب بودند و فشارهای پنهان را حس می کردند. من با اين که سفرهای بسياری رفته ام اما اين فضای «فشار پنهان» مرا آزار می داد و دوست داشتم هر چه سريع تر آن جا را ترک کنم.
خبرنگار بلژیکی
خانم کلرين گفت: جامعه ايران سياه و سفيد نيست. جامعه ايران پرتناقض است. مثلا از سويی می بينيد در اتوبوس های شرکت واحد زنان و مردان جدا از هم هستند و از سوی ديگر در تاکسی ها در کنار هم می نشينند!
وی گفت: در ظاهر امر همه چيز در ايران عادی است اما پس از مدتی ، فضايی را حس می کنی که اذيتت می کند. روزنامه نگارانی که با من ارتباط می گرفتند همواره مواظب بودند و فشار های پنهان را حس می کردند. من با اين که سفرهای بسياری رفته ام اما اين فضای « فشار پنهان » مرا آزار می داد و دوست داشتم هر چه سريع تر آن جا را ترک کنم .
«برخورد سیستماتیک با اقلیت ها»
اميل فرانک، مسئول بخش ايران و خليج فارس در سازمان عفو بين الملل بلژيک به بحث درباره حقوق اقليت های قومی و مذهبی ايران پرداخت .
وی به دستگيری شيرکوه جهانی، روزنامه نگار کرد در مهاباد اشاره کرد و اعلام نمود به رغم خبرهايی مبنی بر کشته شدن وی بر اثر اعتصاب غذا، خوشبختانه خانواده وی مطمئن شدند که شيرکوه جهانی زنده است و در سلامت به سر می برد.
آقای فرانک با اشاره به سرکوب اعتراضات آذربايجانی ها در سال گذشته نتيجه گرفت که در دوران محمود احمدی نژاد، نقض حقوق اقليت های قومی افزايش يافته است.
به گفته وی ، بهائيان شديدا در ايران تحت فشار هستند و يهوديان همواره در جامعه ايران مشکل داشته اند. به نظر می رسد که برخورد با اقليت های دينی هم اکنون در ايران سيستماتيک شده است و با دوران رياست جمهوری محمد خاتمی فرق دارد .
بلاتکلیفی پناهندگان دربلژیک
ونسان لورکن، وکيل، در انتهای برنامه بار ديگر به پناهجويان ايرانی در بلژيک اشاره کرد و گفت: چرا دولت بلژيک صحبت های امروز را نمی شنود؟ چرا نمی خواهند بپذيرند که حقوق بشر در ايران پايمال می شود؟ شش سال است که پناهجويان ايرانی بلاتکليف هستند؛ آيا همه اين صحبت ها کافی نيست که دولت بفهمد ايرانيان مسئله دارند؟ وی به پناهجويان پيشنهاد کرد که با طرح مسائل حقوق بشر در مجامع عمومی و در ميان مردم از حقوق خود به عنوان پناهنده دفاع کنند .
چرا اروپا از نهادها و گروه های مستقل ايرانی به طور جدی حمايت نمی کند و بيش از هر مذاکره ای، گفت وگو با مقامات ايرانی و منافع اقتصادی خود را مد نظر قرار می دهد؟
عبدالکریم لاهیجی
برنامه با اظهارنظرها و پرسش های حاضرين در برنامه از سخنرانان پايان يافت. در اين بخش آقای لاهيجی با اشاره به سخنان سابين ماير، از پارلمان اروپا، انتقاداتی را از سياست های اتحاديه اروپا طرح کرد و پرسيد چرا اروپا از نهادها و گروه های مستقل ايرانی به طور جدی حمايت نمی کند و بيش از هر مذاکره ای، گفت وگو با مقامات ايرانی و منافع اقتصادی خود را مد نظر قرار می دهد.
خانم ماير در پاسخ گفت ما نمی توانيم از گروه های مستقل ايرانی مثلا حمايت مالی کنيم. در گفت و گو با صاحب نظران ايرانی به اين نتيجه رسيده ايم که چنين حمايتی به ضرر خود اين گروه ها تمام می شود و آن ها را بيش از پيش زير ضرب رژيم ايران می برد .
همچنين عبدالکريم لاهيجی در رابطه با سخنان اميل فرانک در مورد اقليت های دينی آمار ی در مورد يهوديان ساکن ايران ارائه داد. وی گفت در آغاز انقلاب ، جمعيت ايران ۴۰ ميليون نفر بود که ۷۰ هزار نفر آن را يهوديان تشکيل می دادند؛ اما هم اکنون جمعيت ايران ۷۰ ميليون نفر است و جمعيت يهوديان کشور ۳۰ هزار نفر، اين موضوع به خوبی نشان می دهد که فشارهای مداوم بر اين اقليت دينی تا چه ميزان موجب مهاجرت آنان از ايران شده است .
Amir hossein bahadori

به نام آزادی

بنا بر گزارشات رسیده وزارت اطلاعات در یک اقدام سرکوب گرانه در آستانه کریسمس تعداد زیادی از هموطنان مسیحی را دستگیر و بازداشت نموده است.
طی روز یک شنبه 19/9/85 تعداد زیادی از هموطنان مسیحی در شهر های مختلف ایران از جمله تهران ، کرج ، رشت بازداشت گردیده اند و وزارت اطلاعات آنها را تحت فشار قرار داده است تا از اجرای مراسم مذهبی خودداری کنند. همچنین به منازل تعداد زیادی از مسیحیان یورش برده و کتاب های مذهبی ، سی دی ها و عکس های آنها را ضبط نموده است.
اسامی تعدادی از بازداشت شد گان که در پی یورش وزارت اطلاعات به محل های اجرای مراسم مذهبی دستگیر شده اند به قرار زیر می باشند .
1- خانم شیرین صادق خانجانی ، از اعضای کلیسایی در تهران
2- آقای بهروز صادق خانجانی ، شبان کلیسایی در تهران
3- آقای حمید رضا طلوعی نیا ، از اعضای کلیسایی در تهران
4- آقای بهنام ایرانی ، از اعضای کلیسایی در کرج
5- آقای بهمن ایرانی ، از اعضای کلیسایی در کرج
6- آقای شاهین تقی زاده ، از اعضای کلیسایی در رشت ، دارای یک فرزند 4 ساله
7- آقای یوسف نور خانی ، از اعضای کلیسایی در رشت ، دارای دو فرزند
8- آقای ماتیاس حق نژاد ، از اعضای کلیسای رشت ، دستگیری در روز سه شنبه ، طی روز گذشته آزاد شد
9 - آقای پرویز خلج زمانی ،از اعضای کلیسایی در رشت ، دارای یک فرزند 3 ساله
10- آقای محمد بلیاد ، از اعضای کلیسایی در رشت
11- آقای پیمان سالا روند ، سهراب صیادی
12- آقایان داود و امین از اعضای کلیسای رشت آزاد شدند.

در پی بازداشت هموطنان مسیحی از کلیسای رشت خانواده های آنها نسبت به این مسئله با تجمع در مقابل دادگستری رشت اعتراض نمودند و خواهان اطلاع یافتن از وضعیت عزیزان خود شدند که با برخورد اهانت آمیز و خشن وزارت اطلاعات روبرو گردیدند . مامورین وزارت اطلاعات آنها را تهدید نمودند که در صورت ادامه دادن به اعتراضات بازداشت خواهند شد و همچنین روی آنها فشار می آورد که مراسم مذهبی خود را برگزار نکنند. در آستانه میلاد حضرت مسیح ، فشار ها و دستگیری ها شدت یافته و همچنان ادامه دارد.

از سوی دیگر آقای شاهین تقی زاده که دارای مدرک کارشناسی نساجی می باشد به دلیل اعتقادات مذهبی از کار اخراج گردیده است . و اخیرا وزارت اطلاعات از اقلیت های مذهبی که مراسم مذهبی خود را در کلیسای رشت به جا می آورند خواسته است کپی مدارک شناسایی خودشان را به وزارت اطلاعات تحویل دهند.

فعالان حقوق بشر در ایران از تمامی سازمان های حقوق بشری و بین المللی می خواهد که فشار ها و دستگیری ها علیه اقلیت های مذهبی در ایران را محکوم کنند و خواهان آزادی بی قید و شرط افراد دستگیر شده شوند .
Amir hossein bahadori

نقش وزیر کشور و وزیر اطلاعات در نقض گسترده حقوق بشر

نیو یورک ،51 دسامبر 2005) سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی که امروز منتشر کرد گفت که وزیرکشورجدید ایران در طی دو دهه گذشته در نقض بسیار جدی حقوق بشر، از جمله احتمال جنایت علیه بشریت در رابطه با قتل عام هزاران زندانی سیاسی، نقش مهمی داشته است. دیده بان حقوق بشر همچنین گفت که وزیر جدید اطلاعات باید در رابطه با نقش احتمالی وی در قتل یک دگر اندیش مورد پیگرد قانونی قرارگیرد. گزارش "آمران قتل ها: کابینه امنیتی دولت جدید ایران" جزییات اظهارات معتبری در رابطه با عملکرد مصطفی پورمحمدی وزیر کشور وغلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات در نقض بسیار جدی وبرنامه ریزی شده حقوق بشر در دو دهه گذشته را ترسیم می کند. به گفته جو استورک، معاون بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر: "وجود اشخاصی با چنین سوء سابقه ای در سطح وزارت در دولت ایران کاملا غیرقابل قبول است. آنها باید بلافاصله از پست وزارت کنار گذاشته شوند و تحقیقات قانونی در زمینه این جنایات هولناک انجام شود." دیده بان حقوق بشر اعلام کرد که کابینه کنونی ایران مملو از مقاماتی است که سوابق امنیتی واطلاعاتی دارند و این موجب نگرانی های فراوانی شده است که دولت رییس جمهوری محمود احمدی نژاد بخواهد بی درنگ با استفاده از روش های خشونت آمیز به قلع وقمع منتقدین ومخالفین خود بپردازد. در طی معاونت و قائم مقامی مصطفی پورمحمدی در وزارت اطلاعات از سال 1987 تا 1999، مامورین این وزارتخانه به طور سیستماتیک وبرنامه ریزی شده قتل های غیرقانونی مخالفین، منتقدین وروشنفکران را انجام دادند.
در سال 1988 دولت ایران هزاران زندانی سیاسی که محکوم به حبس شده بودند ودر زندان ها نگهداری می شدند را اعدام کرد. دیده بان حقوق بشراعلام کرد که این اعدام ها که به صورت آگاهانه وتعمدی واز روی برنامه ازپیش تعیین شده صورت گرفته، برطبق قوانین بین المللی جنایت بر علیه بشریت محسوب می شود. مصطفی پورمحمدی عضو یک هیات سه نفره بود که دستور این قتل عام وسیع رادر زندان بدنام اوین صادر کرد.
از 1990 تا 1999، پورمحمدی رییس بخش امنیت خارجی وزارت اطلاعات بود. در این مدت، دهها چهره سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور ترور شدند. دربرخی از این موارد نقش دولت ایران در این ترور ها محرز ومسلم می باشد ودرسایر ترورها اظهارات معتبری درزمینه دخالت دولت ایران وجود دارد. بر اساس ادعاهای جدی، پورمحمدی نقش عمده ای در برنامه ریزی این ترورها داشته است.
در سال 1998، ماموران وزارت اطلاعات 5 فعال وروشنفکربرجسته را در تهران به قتل رساندند که به قتل های زنجیره ای مشهور است. یک منبع آگاه ایرانی که به تحقیقات انجام شده دراین زمینه دسترسی داشته است، به دیده بان حقوق بشر گفت که پورمحمدی دراین قتل ها نقش داشته است وحتی حکم دستگیری وی قریب به صادر شدن بوده است. به گفته وی " اما به جای آن ترتیبی داده شد تا او پست خودرا در وزارت اطلاعات ترک کند." غلامحسین محسنی اژه ای وزیر جدید اطلاعات، در نقش دادستان کل دادگاه ویژه روحانیت رهبری پیگیری ودادگاهی کردن بسیاری از روحانیون اصلاح طلب را به عهده داشته است. اوهمچنین نقش کلیدی در سرکوب آزادی بیان، که موجب تعطیل شدن بیش از صد نشریه از سال 2000 تا کنون شده داشته است. چندین روزنامه نگار وفعال ایرانی ادعا کرده اند که محسنی اژه ای دستور ربودن وقتل پیروز دوانی که یک دگر اندیش وفعال سیاسی بود را در سال 1998 صادر کرده است. دیده بان حقوق بشر از رییس جمهوری محمود احمدی نژاد خواست که فورا پورمحمدی ومحسنی اژه ای را از پست وزارت برکنار کرده ویک مکانیسم مستقل برای تحقیقات وسیع ، معتبر وبی طرفانه در زمینه جنایات منسوب به آنان تشکیل دهد. دیده بان حقوق بشر گفت که اگررییس جمهوری احمدی نژاد این دووزیر را از مقام خود برکنار نکند، مجلس ایران باید رای عدم اعتماد به این دووزیر را صادر کندو خود به ایجاد کمیسیونی مستقل برای تحقیقات در این زمینه اقدام کند. به گفته جو استورک "اینکه اشخاصی با چنین سوء سابقه ای در کنترل وزارت خانه هایی به این مهمی باشند، به طور تمام عیار شرایط خطرناکی را به وجود می آورد. جامعه بین المللی بایستی به صراحت نشان دهد که دولت رییس جمهوری احمدی نژاد را مسئول امنیت دگر اندیشان وفعالان سیاسی واجتماعی می داند."

زنان بیدار ایران

من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌‌ام
از خاكستر اجساد سوخته‌ی‌ كودكانم‌ برخاستم‌ و توفان‌ گشته‌ام از جويبار خون‌ برادرانم‌ سر بلند كرده‌‌ام ز توفان‌ خشم‌ ملتم‌ نيرو گرفته‌ام از ديوارها و دهكده‌های‌ سوخته‌ كشورم‌ نفرت‌ به‌ دشمن‌ برداشته‌ام حالا دگر مرا زار و ناتوان‌ مپندارهموطن، من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم من‌ ديگر آن‌ زنجيرهارا از پا گسسته‌ام من‌ درهای‌ بسته‌ی‌ نی‌‌خبری‌‌ها را گشوده‌ام من‌ از همه‌ چوری‌های‌ زر وداع‌ كرده‌ام هموطن‌‌وای‌ برادر، ديگر آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌‌ام من‌ راه‌ خود را يافته‌‌ام‌ و هرگز برنمی‌گردم با نگاه‌ تيز بينم‌ همه‌ چيز را در شب‌ سياه‌ كشورم‌ ديده‌ام فرياد های‌ نيمه‌ شبی مادران‌ بی‌‌فرزند در گوشهايم‌ غوغا كرده ‌اند من‌ كودكان‌ پا برهنه‌، آواره‌ و بی‌لانه‌ را ديده‌ام من‌ عروسانی‌ را ديده‌ام‌ كه‌ با دستان‌ حنا بسته لباس‌ سياه‌ بيوگی بر‌ تن‌ نموده‌اند من‌ ديوارهای‌ قد كشيده‌ی زندان‌ها را ديده‌ام كه‌ آزادی‌ را در شكم‌های‌ گرسنه‌ی‌ خود بلعيده‌اند من‌ در ميان‌ مقاومت‌ها، دليری‌ها و حماسه‌‌ها دوباره‌ زاده‌شدم من‌ در آخرين‌ نفس‌ ها در ميان‌ امواج‌ خون‌ و در فتح‌ و پيروزی سرود آزادی را آموخته‌ام حالا ديگر مرا زار و ناتوان‌ مپندار هموطن‌ وای‌ برادر، من‌ در كنار تو و با تو در راه‌ نجات‌ وطنم‌ همنوا و همصدا گشته‌ام صدايم‌ با فرياد هزاران‌ زن‌ برپا گشته‌ پيوند خورده‌ است مشتم‌ با مشت‌ هزاران‌ هموطنم‌ گره‌ خورده‌ است من‌ در كنار تو و در راه‌ ملتم‌ قدم‌ گذاشته‌ام تا يكجا بشكنيم‌ اين همه‌ رنج‌ زندگی‌ و همه‌ بند بندگی من‌ آن‌ نيستم‌ كه‌ بودم هموطن‌ وای برادر، من‌ زنم‌ كه‌ ديگر بيدار گشته‌ام من‌ راه‌ خود را يافته‌ام‌ و هرگز بر نمی‌گردم
سروده صبری بهمنی - برگرفته شده از پيام آشنا

Friday, December 15, 2006

نخستين انتقاد دبيرکل جديد سازمان ملل از ايران

بان کی مون در نخستين اظهاراتش پس از ادای سوگند به عنوان دبير کل جديد سازمان ملل، انکار هولوکاست و درخواست نابودی اسرائيل را "غيرقابل قبول" خوانده و تبعات منطقه ای و جهانی برنامه اتمی ايران را بزرگ دانسته است.
آقای کی مون در ارتباط با يک کنفرانس دو روزه جنجال آفرين در تهران که بسياری از شرکت کنندگان آن واقعه قتل عام شش ميليون يهودی به دست نازی ها در جنگ جهانی دوم يا ابعاد آن را مورد ترديد قرار دادند اظهار نظر می کرد.
آقای بان کی مون، وزير خارجه سابق کره جنوبی، که از روز اول ژانويه کار خود را به عنوان دبير کل سازمان ملل آغاز خواهد کرد گفت: "انکار واقعيت های تاريخی، به خصوص در مورد واقعه مهمی چون هولوکاست، اصلا قابل قبول نيست، همانطور که درخواست برای حذف هر کشور يا مردم ديگری قابل قبول نيست."
او افزود: "من مايلم شاهد باشم اين اصل اساسی چه در کلام و چه در عمل از سوی کليه اعضای جامعه بين المللی محترم شمرده شود."
آقای احمدی نژاد اسرائيل را "غده ای" زائد در منطقه توصيف کرده و همواره استدلال کرده است که از هولوکاست که آن را "افسانه" می داند برای زورگويی به ملل منطقه استفاده شده است.
وی اولين بار در اکتبر سال گذشته (2005) در ماه های اول رياست جمهوری خود در کنفرانس "جهان بدون صهيونيسم" خواستار "محو" اسرائيل از نقشه جهان شد که محکوميت شديد جهانی را به دنبال داشت.
کوفی عنان، دبير کل سازمان ملل، در آن زمان در اقدامی نادر در سرزنش علنی ايران خاطرنشان ساخت که ايران به عنوان يکی از امضا کنندگان منشور سازمان ملل موافقت کرده است که هيچيک از کشورهای عضو را به توسل به زور تهديد نکند

عفو بين الملل: بحث اتمی نقض حقوق بشر در ايران را تحت الشعاع قرار داده است

سازمان عفو بين الملل که يک سازمان مدافع حقوق بشراست، توجه خود را بر وضعيت حقوق بشر در ايران، جمهوری دمکراتيک کنگو و سريلانکا متمرکز کرده است.
عفو بين الملل در تازه ترين شماره مجله خود می گويد در جريان جنگ ميان دولت سريلانکا و شورشيان قومی ببرتاميل، در سال جاری بيش از دوهزارنفرجان خود را از دست دادند که بيشترآن ها غيرنظامی بودند.
عفو بين الملل می گويد جنگ کلامی ولفاظی ميان آمريکا و ايران بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی ايران، مسائل مربوط به حقوق بشر را درايران تحت الشعاع خود قرارداده است. عفو بين الملل می گويد از زمان انتخابات سال گذشته ايران تاکنون، سوء رفتار با زنان ، اقليت ها و اصلاح طلبان سياسی دچار وخامت بيشتری شده است.

Thursday, December 14, 2006

etlaie kanon

Vereinigung zur Verteidigung der Menschenrechte im Iran e.V.
C/O Kulturzentrum Lagerhaus Schild Str. 12 – 19
28203 Bremen
Tel.: +49 174 679 15 38
Email: info@vzvmiran.de www.bashariyat.de

حداقل در هر 6 ساعت یک مورد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی اتفاق میافتد

7 دسامبر 2006
اعضای محترم کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نظر به اینکه انتخابات کمیته های کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در تاریخ 4.3.2007 در کنگره کانون و در محل نمایندگی هانوفر برگزار می شود .
لذا از کلیه اعضای کانون علاقمند به کاندیداتوری در کمیته های:
تبلیغات ،
ادیان ،
روابط عمومی ،
زنان ،
کودک،
اقوام وملل ،
دبیر خانه
مدیریت نشریه بشریت
درخواست میشود که اسامی خود را حداکثر تا تاریخ 20.01.2007 از طریق پست به آدرس کانون یا ایمیل vvmir_oeff_kom@yahoo.de به روابط عمومی کانون اطلاع دهند .

توضیح:
1 . کلیه مسئولین نمایندگیها موظف هستند که فراخوان را در اسرع وقت به اطلاع کلیه اعضای نمایندگی خود برسانند.
2 . با توجه به مندرجات اساسنامه انتخابات تنها کسانی که بعنوان اعضای فعال کانون شناخته شوند و حداقل به مدت 3 ماه با کمیته مربوطه فعالیت داشته باشند می توانند بعنوان کاندید شناخته شوند.
3 . درخواست های کاندیداتوری که پس از تاریخ یاد شده ارسال شود فاقد اعتبار می شود .
4 . متقاضیان می توانند برای هر تعداد از موارد فوق کاندید شوند .


روابط عمومی کانون دفاع از حقوق بشر در ایرانرضا داوری

gozaresh mahaneh


گزارش ماه نوامبر 2006 نمایندگی آیشفلد
امیرحسین بهادری
نمایندگی آیشفلد جلسه ماه اکتبر خود را با حضور اعضای نمایندگی در تاریخ 2006.10.25 برگزار نمود.
در ابتدای این جلسه، آقای اسماعیل عنایت مسئول نماینگی خلاصه ای از جلسه هیئت نظارت که در الدنبورگ منعقد شده بود، را ارئه نموده و سپس از چگونگی برگزاری گردهمایی مورخ 2006.10.22 در بادهارتزبورگ که بمناسبت روز جهانی لغو اعدام بود به اختصار حضار را در جریان قرار دادند.
در ادامه به پیشنهاد اعضاء، انتخابات نمایندگی برگزار شد که:
آقای شهریار ایازی بعنوان مسوول امور مالی نمایندگی،
آقای امیر حسین بهادری بعنوان مسوول سایت، روابط عمومی و تبلیغات نمایندگی
آقای امیر عباس جلودار مسوول کمیته زنان
برای مدت یک سا ل انتخاب شدند.
سپس آقای شهریار ایازی از اقدامات انجام شده در زمینه کسب مجوز میز کتاب از شهرداری شهر مول هاوزن گزارشی امیدوار کننده ارائه کردند.
در خلال جلسه نیز اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور کانون بین اعضاء مجدداء توزیع شد تا اعضای نمایندگی با مطالعه آن هر چه بیشتر و عمیق تر با اهداف کانون آشنا شوند.
در ادامه آقای امیر حسین بهادری از اقداماتی که جهت به روزآوری وب سایت ویژه نمایندگی آیشفلد انجام داده بودند، گزارشی مختصر ارائه نمودند که قرار شد جهت رفع اشکالات احتمالی با آقای سیادتی در ارتباط مستمر باشند در پایان نیز فراخوان کانون در مورد انتخابات آتی هیئت رئیسه به اطلاع اعضاء رسیده و اخبار و وقایع ماه گذشته به ترتیب الویت مورد بحث و تبادل نطر قرار گرفت.

esmael enayat asl


آخرین راه
اسماعیل عنایت اصل

این روزها در هر گوشه ای از سرزمین پهناور ایران، با همه پنهان کاری های رژیم حاکم شاهد خیزش های مردمی هستیم: از تبریز و اشنویه و نقده تا کرمانشاه و خوزستان و از سیستان و بلوچستان گرفته تا قلب تهران وکرمان و کردستان که هر کدام موضوعی را علم کرده و فریاد یک نسل ستم کشیده را بانگ می زنند.
نتیجه ظلمی که به ملت ایران در پهنه و گستره سرزمین مان در ابعاد گوناگون روا میشود، انگیزه ایست که ملت ستمدیده در هر فرصتی چون آتشی فوران کند و مهم نیست که مستمک آن یک کاریکاتور است یا دفن چند استخوان در صحن دانشگاه، هر بهانه ایکه باشد، دلیر مردان و زنان داخل وطن، نیت های شوم و مخفی حاکمیت خون را سریع تمیز داده و در حین اینکه به افشای نیت اصلی مجریان آن کمر همت می بندند، دستهای بی درفش کاویانی خود را فراتر افراشته بر ضحاکان حاکمیت می تازند و در این نبرد نابرابر رژیم نیز راه سرکوب را با تکیه بر تجربیات ارباب شمالی و فراماسون های جزیره نشین خوب آموخته و با بلوکه کردن امکانات رسانه ای وبه خیابان ریختن جیره خواران خود در مشوب کردن افکار عمومی هر چه در توان دارد دریغ نمی کند و با زدن بر چسب هائی مانند عامل خارجی، تجزیه طلب، منافق و فریب خورده سعی در پاشیدن خاک در چشم ملت را دارد.
همزمان با انتشار گزارش عفو بین الملل و رسواتر شدن رژیم نفاق و تزویر، در زمینه های نقض گسترده حقوق بشر در مورد زنان، پیروان ادیان، اقوام و حتی کودکان و نوجوانان و اجرای اعدامها و شکنجه های خود سرانه، وقاحت رژیم در ارائه تصویری حق بجانب نمایان تر شده است.با اینکه کوس رسوایی جباریت دینی بر سر هر کوی و برزن بگوش میرسد، اینان وقیحانه به پرونده هسته ای آویخته و با حرکات نمایشی سعی در وارونه جلوه دادن خواست ملت تحت ستم ایران را دارند و با گروگان گرفتن ملت و ابزار قدرت ملی ایران در پی کسب تضمین های پشت پرده برای ابقای چرکین خود بر اریکه خون و خیانت هستند.در گوشه ای از گزارش عفو بین الملل در مورد زندانیان سیاسی و دگراندیشان چنین آمده است: "در پی محاکمه های غیر منصفانه در سالهای گذشته، شمار قابل توجهی از زندانیان سیاسی از جمله زندانیان عقیدتی که همچنین حبس های طویل المدت را در زندان می گذرانند، در سال 2005 صدها نفر دیگر در مناطقی که جمعیت اقلیتها زیاد است دستگیر شدند، نویسندگان سایتهای اینترنتی و فعالان حقوق بشر از جمله کسانی بودند که بطور خودسرانه و بدون اینکه دسترسی به وکیل یا خانواده داشته باشند دستگیر شده و در بازداشتگاههای مخفی نگاهداری میشدند.اعمال شکنجه همچنان رایج بوده و دست کم 94 نفر اعدام شدند از جمله 8 نفر که زمان ارتکاب جرم کمتر از 18 سال داشتند.
مجازات شلاق در موارد متعدد به اجرا در آمده و تصور میشود شمار کسانی که اعدام شده و یا تنبیهات بدنی در مورد آنان اعمال شده به مراتب بیشتر از مواردی باشد که گزارش شده است".
پاراگراف فوق، فقط یک پاراگراف از سیزده قسمت گزارش رسمی عفو بین الملل در مورد نقض حقوق بشر در وطنمان است و از همین یک نمونه میتوان به عمق فاجعه جاری پی برد و این در حالیست که حاکمان خودخواه با انحصاری کردن پایگاههای اطلاع رسانی عمومی و با استفاده یکطرفه از انواع بوق و کرناهای تبلیغاتی، مزورانه به نقض حقوق بشر در سایر ممالک معترضند!
با ارسال نامه های ارشادی به سران کشورهای دیگر سعی در گشودن دکانی دیگر برای خوراک تبلیغاتی داخلی را دارند. در این بلوای نفاق، تزویر و دروغ، این ملت ایران است که هر روز هزینه ای را میپردازد، چه آنانکه در زندانهای خوفناک در اعتصاب غذا هستند چه آنانکه فقط به تولید تفکر آزادیخواهی و برابری طلبی قد علم کرده اند و با بازگوئی واقعیتها، بازداشت شده و روانه زندانهای مخفی میشوند و یا ترک وطن کرده، در غربت هدفهای ثابت برای جوخه های مرگند و یا در زیر شکنجه از سقف آویخته شده و شلاق میخورند، این طیف از ملت ایران هزینه رسالت خود برای آزادی ملت ایران را صمیمانه می پردازد. اینان دگراندیشانی هستند که تنها حرف نمیزنند و فقط تولید فکری ندارند زیرا برای به زیر کشیدن حاکمین خونین دست باید هزینه پرداخت ( به عمل کار برآیند نه به حرف) به قول اکبر گنجی ( روشنفکر و متفکر حقیقت طلب شجاعانه به لوازم عملی نظرش تن میدهد تا حقیقت اورا از او کند. دموکراسی و حقوق بشر به عاملان جسور و شجاع نیاز دارد ). و اگر این عاملان به عدد ملت ایران باشند و اگر آحاد ملت عافیت طلبی را ترک گویند آنگاه این شجاعت و جسارت کیمیائی خواهد بود که به مدد نیروی لایزال آن شیشه عمر تمامی مستبدان بر زمین کوفته شده و به زندگی ننگین آنان برای همیشه پایان داده خواهد شد. در غیر اینصورت و با صرفه جوئی در هزینه های مبارزه و آویختن به عافیت طلبی، در صف سرکوب شدن در نوبت بعدی برای خود جا رزرو کرده ایم. نگاهی به 27 سال گذشته این تجربه تلخ را آشکارتر نشان میدهد.

Sunday, November 26, 2006

گزارش صدا و تصویر جلسه سخنرانی 12 نوامبر در هانوفر


قتل های زنجیره ای را نبخشیم و فراموش نکنیم
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، نمایندگی هانوفر برگزار میکند
سخنرانی، بحث و گفتگو
موضوع جلسه : اعدام و قتل های زنجیره ای در ایران اسلامی
سخنرانان
خانم سوسن احمد گلی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید ( رفتارشناسی خشونت )
آقای علیرضا جباری: مترجم ، نویسنده،عضو کانون نویسندگان ایران، عضو افتخاری انجمن قلم انگلیس و برنده جایزه هلمن و همت (hellman and hammet) از سازمان دیده بان حقوق بشر در سال 2004
آقای جهانگیر گلزار: از مجامع اسلامی ايرانيان ( قضاوت بر عدالت )
آقای سعید سیادتی: از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ( ریشه یابی علل وقوع قتلهای زنجیره ای )
زمان : 12 اکتبر 2006 ساعت 14.00مکان :آلمان- هانوفر دفتر کانون دفاع از حقوق بشر در ايران نمايندگی هانوفر ( IIK )
هماهنک کننده و مسئول جلسه : الهه آریانپور
سخنرانی خانم سوسن احمد گلی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید
1
آقای علیرضا جباری عضو کانون نویسندگان ایران
2 1 3
سخنرانی آقای جهانگیر گلزار از مجامع اسلامی ایرانیان با پوزش به دلیل عدم امکان ضبط صدا سخنرانی ایشان به صورت نوشتاری در اختیار شما قرار میگیرد
سخنرانی آقای سعید سیادتی از کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
با پوزش به دلیل عدم امکان ضبط صدا سخنرانی ایشان به صورت نوشتاری در اختیار شما قرار میگیرد
بحث و گفتگو
2 1 3

Monday, November 20, 2006

esmael enayat asl

Wednesday 15 November
اعمال شکنجه های وحشیانه علیه یک زندانی سیاسی در اوین
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
پوریا نژاد ویسی، روزنامه نگار و برنامه ساز تلویزیون، که درطی یک ماه گذشته دارای وضعیت نامساعد جسمانی از جمله عدم تعادل در راه رفتن، استفراغ، حالت تهوع، خون دماغ، از دست دادن حافظه و بینایی و... شده بود، صبح امروز به بیمارستان انتقال یافت .
وی در این مدت بارها به بهداری زندان اوین مراجعه کرد و با وجود نظر دکترموحدی، رئیس بهداری زندان اوین، که خروج از زندان و انتقال به بیمارستان را برای وی تجویز نموده بود، قاضی پرونده ی ( رئیس شعبه 1 دادگاه انقلاب شهریار) با انتقال وی به بیمارستان مخالفت نمود.
روز یکشنبه و در پی بالا رفتن فشار خون وی ، او بصورت اورژانس از زندان به بیمارستان شهدا ( میدان تجریش) منتقل شده و تحت آزمایش خون و سی تی اسکن قرار گرفت، گفته میشود، پزشکان بیمارستان شهدا پس ازمشاهده نتایج آزمایشات اعلام نموده اند: که به علت ضربه مغزی و آویزان بودن طولانی از پا، مغز وی متورم شده و از رسیدن مایع نخاعی به مخچه جلوگیری میکند، با این حال پزشکان نتیجه قطعی را منوط به گرفتن ام آر آی از وی دانستند.
نژادویسی که شب گذشته به بند 350 اوین بازگردانده شده بود، صبح امروز مجددا اززندان اوین به بیمارستان منتقل شد و در تمام این مدت مامورین زندان، وی را به تخت بسته و از بازکردن دست بند و پابند وی نیز خودداری نمودند.
لازم به یادآوری است، پوریا نژادویسی در تاریخ 1 شهریور ماه سال جاری توسط مامورین اطلاعات نیروی انتظامی اسلامشهربازداشت شد که اتهام وی از سوی قاضی شعبه اول دادگاه انقلاب شهریار جاسوسی عنوان گشت؛ با این حال نژاد ویسی تاکنون اتهامات وارده را نپذیرفته است.
وی همچنین پیش از این گفته بود که در مدت 20 روز بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات ناجا( سازمان اطلاعات نیروی انتظامی) مورد آزار و اذیت جسمی و روحی قرار گرفته بود.
پوريانژاد ويسی نويسنده و تهيه کننده ی برنامه تلويزيونی ِ " ماجرای ورود و توزيع گوشت های آلوده به کشور" بوده که در بخش گفتگوی خبری شبکه دوم سيمای جمهوری اسلامی پخش شده

komitte adyan

اقدام براي دستگيري يك مسيحي ازسوي دادستاني شاهين شهر
در پي دستگيري و جلب گسترده ايمانداران مسيحي در ماههاي اخير در ايران
در شاهين شهر اصفهان نيز برادرمسيحي بنام پ- كيوان شيد از سوي دادستان دادگستري كه گويا مدعي العموم همگان مي باشند! تحت پيگرد قانوني قرار گرفت و مامورين دولتي كه حدس ميزدند ايشان در منزل حضور داشته باشند به محل سكونت ايشان يورش بردند كه خوشبختانه ايشان در آن ساعت حضور نداشتند،
مامورين با شكستن در آپارتمان و نقض حريم خانوادگي مدارك ،تصاوير و كتب و جزوات و كتاب مقدس را در خانه ايشان ضبط كردند و همسر ايشان را نيز كه به تازگي از بيمارستان مرخص شده بود با خود به اداره اطلاعات بردند و در بازجوئي هاي مكرر و خشن ايشان را بباد كتك و دشنام گرفتند كه محل اختفاي همسرش را فاش كند كه باعث خونريزي شديد جراحات ايشان و بستري شدن دوباره در بيمارستان انجاميده است.
اين خانم اظهار داشته است امسال اين چهارمين باري است كه بخاطر افشا نكردن محل اسكان همسرش مورد آزار و اذيت روحي و جسمي قرار گرفته است و حتي وعده هائي به او داده اند كه اگر محل اختفاي پ- كيوان شيد را به آنها بگويد پول يا آپارتمان در اختيارش قرار خواهند داد؛ ايشان اطهار داشتند در آنروز حتي به من اجازه ندادند فرزندم كه خردسال است را به همراه ببرم كه پسرم در خيابان بدنبال اتومبيل مي دويد وگريه ميكرد و مامان مامان ميگفت كه بعد يكي از همسايگان ايشان را به خانه برده و نگهداري كرده است كه تا زمان بازگشتم هيچ اطلاعي از پسرم نداشتم و چند روز است دچار ناراحتي و افسردگي شده است و به همسايه ها گفته بوده كه مادرم را دزديدند و چند شب است كه مدام در خواب فرياد ميكشد و گريه هاي طولاني ميكند.
و همچنين خانه اقوام و آشنايان ايشان نيز مورد بازجوئي و تفتيش قرار گرفته است.

+ نوشته شده توسط کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان در شنبه بيستم آبان 1385 و ساعت 14:31
GetBC(37);
یک نظر

Thursday, November 09, 2006

آيا اروپا پی گيری وضعيت حقوق بشر را در ايران فراموش کرده است؟



آيا اروپا پی گيری وضعيت حقوق بشر را در ايران فراموش کرده است؟ **ذخيره فايل صوتی** آيا اروپا پی گيری وضعيت حقوق بشر را در ايران فراموش کرده است؟
رسانه های اروپايی اين روزها وقتی که به مسايل ايران می پردازند معمولا فقط به پرونده اتمی جمهوری اسلامی توجه دارند و درباره حقوق بشر حرفی زده نمی شود.

kanoune defa az hoghoghe bashar


کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
بر اساس قانون و مذهب حاکم زن به عنوان نصف انسان محسوب می گردد عملاً بسیاری از مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر نقض شده و زیر پا گذاشته می شود .
اساسنامه کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

ماده 1 : نام و محل ثبت
الف: نام : کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
ب: محل : 1 . شهر برمن ساختمان لاگرهاوس
Schilderstraße 12- 19
28203 Bremen.
2 . کشور آلمان ( نمایندگی ها )

ماده2 : موضوع و هدف کانون
کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، نهاديست سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که برای جاری شدن حقوق بشر در ايران تاسیس و تشکیل شده است .
کانون در راستای پيشبرد اهداف خود مستقل از حکومت ايران و احزاب اپوزيسيون می باشد.
مخاطب کانون دفاع از حقوق بشر در ایران ، نهاد های حقوق بشری ، مدنی و افکار عمومی ایران و جهان می باشد .
کانون و اعضایش به عنوان فعال و مدافع حقوق بشر تلقی میشوند .
کانون برای دستیابی به حقوق انسانی مردم ایران با پذیرش اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن، منشور تنظیم نموده و اقدامات زیر را اجرا می نماید.
1 – افشای موارد نقض حقوق انسانی، حکومت های حاکم بر ایران نسبت به مردم از طریق رسانه های گروهی (نشریه ، اینترنت ، رادیو و...) تشکیل جلسات سخنرانی ، تظاهرات ، صدور اعلامیه و اطلاعیه و ...
2 – مبارزه با انواع تبعیض ( راسیسم )
3 –همکاری و همیاری با دیگر نهادهای حقوق بشری
4 - دفاع از حقوق پناهجویان ، پناهندگان و مبارزه علیه حذف سیستماتیک حق پناهندگی

ماده3 :محدوده فعالیت :
الف: کشور آلمان
ب: کلیه کشورهائی که ایرانی در آن زندگی میکند
ج : کلیه کشورهای پناهنده پذیر در جهان

ماده4 : نمودار سازمانی
الف : مجمع عمومی
ب: بازرس
ج : هیات رئیسه
د: نمایندگی ها
ه: کمیته های اجرائی
و: انتشارات
ز . دبیرخانه
ح . امور مالی

بند الف : مجمع عمومی
هر 3 ماه یکبار مجمع عمومی ( کنگره ) با حضور تمامی اعضا تشکیل خواهد شد که همه ساله در پایان فصول 4 گانه (ماه های مارس ، یونی ، سپتامیر و دسامبر) برگزار میگردد
تبصره 1 : جلسات منظم ماهانه هم از تمامی اختیارات کنگره برخوردار وعنوان مجمع عمومی دارد
کلیه سیاست و برنامه های کانون وانتخاب اعضا و مسئولین براساس اکثریت آرا ( حداقل پنجاه در صد بعلاوه یک )حاضرین می باشد.
اختیارات مجمع:
الف: عزل و نصب اعضای هیات رئیسه، بازرسین ، هیئت تحریریه ، نمایندگی ها ، مسئولین کمیته ها ، دبیرخانه و امورمالی
ب: تغییر اساسنامه و آئین نامه ها
ج: تعیین میزان حق عضویت
د : نظارت به امور جاری و مالی کانون و صدور مجوز تسویه حساب و درخواست ترازنامه مالی ماهیانه و یا سالیانه کانون
ه: نظارت و تصمیم گیری درباره موارد مطروحه از سوی هیات رئیسه ونمایندگی ها واعضأی کانون
و: انحلال و حذف کانون حسب شرایط بحرانی جهت حفظ شأن و شخصیت حقوقی کانون
ز: کلیه تصمیم هایی که مجمع اتخاذ می نماید قانونی و لازم الاجراست .

بند ب : بازرس
مجمع عمومی کانون در هر مقطعی که صلاح بداند می تواند تا 3 نفر از اعضا را به عنوان بازرس برای کنترل بر موارد خاص مورد نظر خود، برای مدت معین انتخاب نماید.

بند ج : هیئت رئیسه
اعضای هیات رئیسه از 3 نفر تشکیل می شود
الف: مدیر یا صدر هیات رئیسه
ب: قائم مقام
ج: سرپرست امور اداری و مالی
د: هیات رئیسه از میان اعضاء بوسیله انتخابات از سوی مجمع عمومی برای مدت یکسال تمام منصوب میشوند.
ه: انتخاب هیات رئیسه بصورت آزاد و با رای مخفی انجام خواهد شد وهریک ازاعضای واجد شرایط میتواند با ارسال قبول کاندیداتوری انتخاب شود.
و: شرایط کاندیداتوری هیأت رئیسه: کاندید شونده می بایست دارای اقامت و پاسپورت معتبر کشور محل سکونت خویش باشد و یا حداقل یکسال تمام مسئول یکی از نمایندگیها یا کمیته های کانون و یا عضو فعال با تأیید مجمع عمومی باشد.
تبصره: عضو فعال کانون با حداقل یکسال سابقه میتواند پس از تائید مجمع عمومی کاندید شود .
ز: اعضای هیآت رئیسه میتواند فقط برای دو دوره متوالی عضو هیأت رئیسه باشد. و برای بار سوم بایستی یک دوره یکساله در هیئت رئیسه نباشد
ح: تصمیمات هیآت رئیسه با توافق 2 نفر از 3 نفر اعضا معتبر و قانونی است
ت: هیئت رئیسه مجری تصمیمات مجمع عمومی می باشد
ی : کلیه فعالیت کمیته ها، نمایندگیها، انتشارات و دیگر ارکان های اجرائی منتخب مجمع عمومی زیر نظر هیئت رئیسه میباشند .


ک : کلیه مکاتبات و نامه های رسمی با امضا رئیس هیئت رئیسه و مهر کانون و یا با وکالت و تفویض اختیار توسط قائم مقام هیئت رئیسه با مهر کانون معتبر است .
ل :مکاتبات داخلی و عادی با امضا رئیس هیئت رئیسه و قائم مقام کانون هر یک به تنهائی معتبر است
بند د : نمایندگی ها
الف: مجمع عمومی مجاز ومختار به صدور مجوز تشکیل نمایندگی در شهرهای مختلف آلمان با هر محدوده جغرافیائی میباشد.
ب: نمایندگان از میان اعضاء با توجه به درخواست کتبی و موقعیت جغرافیائی محل سکونت آنان پس از تصویب مجمع عمومی انتخاب میگردند و دارای وظایف خاصی می باشند که در اختیار آنان قرار خواهد گرفت.
ج: هرنمایتدگی حداقل بایستی دارای3 نفر عضو بوده و میتواند پس از تائید مجمع عمومی بطور مستقل عمل نموده و با پذیرش عضو در محدوده فعالیت خود نسبت به تشکیل جلسات منظم اقدام کند، همچنین موظف است در کنگره ها (هر سه ماه یکبار) شرکت و گزارش لازم از فعالیت حوزه خویش ارائه دهد.
د : اعضای فعال در نمایندگیها همانند اعضای حقیقی کانون محسوب شده و از مزایای آنان برخوردار خواهند بود.
ه : نمایندگی ها بایستی در چارچوب اداری کانون عمل نموده و برای خود کمیته های تخصصی ایجاد نمایند .

بند ه : کمیته ها
کانون بر اساس نیاز و با دقت به منشور خود می تواند کمیته هائی را تشکیل دهد و بر همین اساس فعلاً دارای کمیته های:
1 . کمیته زنان
2 . کمیته تبلیغات
3 . کمیته روابط عمومی
4 . کمیته دفاع از حقوق ادیان
می باشد و تمام کمیته ها زیر نظر هیئت رئیسه فعالیت خواهند نمود.
شرایط و وظایف کمیته ها
الف : مسئولین کمیته ها از میان اعضای فعال کانون و توسط مجمع عمومی با رای مخفی برای مدت یکسال انتخاب می شوند.
ب : مسئولین کمیته ها موظف به جذب نیروهای مورد نیاز جهت فعالیت در کمیته ها از میان اعضا باهماهنگی هیئت رئیسه میباشند
ج : مسئول هر کمیته دارای شرح وظایف خاص خواهد بود.
د : هزینه مالی کمیته ها با هماهنگی هیئت رئیسه قابل پرداخت می باشد.

بند و : انتشارات و رسانه ها
کانون دارای سایت اینترنتی و ماهنامه نام بشریت میباشد که بعنوان ارکان رسمی کانون محسوب میگردند . و برای پیشبرد اهداف خود با تصویب مجمع می تواند دیگر رسانه ها را نیز به خدمت گیرد.

الف . انتشارات
اعضای انتشارات توسط مجمع عمومی و بوسیله رای گیری انتخاب شده و شامل افراد زیر میباشند
1 . مدیر مسئول
2 . سر دبیر
3 . بخش زبان خارجی
4 . هیئت تحریریه

تبصره 1 . انتشارات زیر نظر و به مسئولیت مدیر مسئول و سردبیر منشر می شود .
تبصره 2 . نشر و چاپ کلیه اعلامیه ، اطلاعیه و امور اینترنتی توسط انتشارات با تائید هیئت رئیسه می باشد.

ب : رسانه ها
مدیر مسئول و دیگر همکاران وب سایت نیز توسط مجمع عمومی انتخاب می گردند.

بند ز : دبیرخانه
کلیه کارهای اداری و بایگانی کانون توسط دبیرخانه انجام می شود و بدیهی است که مسئول دبیرخانه توسط مجمع بر اساس رای مخفی از میان کاندیدا ها انتخاب و زیر نظر هئیت رئیسه عمل خواهد نمود.
تبصره 1. مسئول دبیرخانه می تواند از میان اعضا کانون برای خود در حد نیاز با موافقت هیئت رئیسه عضو گیری نماید .

بند ح : امور مالی
الف . مسئول امور مالی توسط مجمع عمومی انتخاب و زیر نظر هئیت رئیسه فعالیت می کند.
ب . کانون بغیراز دریافت حق عضویت سالیانه اعضا هیچگونه منبع مالی ندارد وکلیه هزینه های کانون از محل دریافت حق عضویت ها تامین میگردد. کلیه هزینه ها با نظارت هئیت رئیسه انجام می شود
ج .تغییردر میزان دریافت حق عضویت به عهده مجمع عمومی وبر اساس وضعیت مالی کانون خواهد بود.
د . کلیه وجوه دریافتی از محل حق عضویت بمنظورپرداخت هزینه ها در اختیار مسئول امور مالی خواهد بود.
ه . خرید ملزومات اداری ویا هزینه هائی که بیش از 100 ایرو باشد، براساس مصوبه مجمع عمومی قابل پرداخت خواهد بود.
و. مسئول امورمالی موظف است ضمن نگهداری کلیه اسناد مالی گزارش مالی کانون را ماهیانه به صورت مصور در اختیار مجمع عمومی قرار دهد.
ز . کلیه مسئولین مالی نمایندگی ها موظفند ضمن هماهنگی لازم در هزینه ها و نحوه تهیه گزارشات با مسئول مالی کانون نسبت به ارسال گزارش مالی ماهیانه و تسویه حساب مالی اقدام نمایند.
ح . کانون می تواند جهت پیشبرد اهداف خود در زمینه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با تصویب مجمع عمومی کمک های بلاعوض از سازمان های اجتماعی و یا دولتی دریافت نماید .

ماده 5 :عضویت
الف: هر شخصی که به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن معتقد باشد می تواند پس از خواندن منشور و اساسنامه کانون و پذیرش آن با تائید مجمع عمومی به عضویت کانون در آید.
ب: عضویت افراد کمتر از هیجده سال منوط به ارائه رضایتنامه از سوی موکل قانونی وی میباشد.
ج: عضو فعال و غیر فعال
1 . عضو فعال به عضوی اطلاق میشود که ضمن عضویت در حداقل یکی از کمیته های کانون ، درجلسات منظم ماهیانه و تظاهرات کانون نیز شرکت نماید
2 . عضو غیرفعال به فردی اطلاق میشود که فقط حق عضویت پرداخت نموده و در هیچ کمیته ای عضویت نداشته و همکاری نکند.
د . شرایط لغو عضویت
1: انصراف و یا خروج داوطلبانه عضو
2: اخراج عضو بنا بر تشخیص هیات رئیسه مبتنی بر عدم رعایت مفاد منشور و اساسنامه کانون و یا هرگونه عملکرد وی که مغایر اخلاق و شئون اجتماعی بوده و به حیثیت و اعتبار کانون لطمه وارد آورد.
3:عدم حضور در سه جلسه پیاپی درجلسات منظم ماهیانه و یا عدم پرداخت حق عضویت سالیانه (یا حداکثر سه ماه حق عضویت)
4 . فوت عضو

ماده 6 : حق عضویت
1 . حق عضویت اعضا سالانه 96 € تعیین گردیده است که بایستی در ابتدا پرداخت شود.
2 . حق ثبت نام در کانون 10€ تعیین گردیده است .
تبصره: هیئت رئیسه مجاز است در صورت عدم توان مالی اعضاء دستور دریافت اقساطی حق عضویت را صادر نماید .

ماده 7 : دارائی
کانون جریانی است سیاسی اجتماعی و فرهنگی که هیچگونه فعالیت اقتصادی ندارد .
تمامی اموال کانون پس از انحلال به دولت آلمان و یا فعالان حقوق بشری و اجتماعی تعلق خواهد داشت.

ماده 8 : انحلال
1 . بر اساس تصویب مجمع عمومی و یا حکم دادگاه صالحه امکان انحلال کانون میسر است.
2 . اگر اعضا کانون به 5 نفر رسید و هیچ یک از اعضا آن پاسپورت نداشتند این کانون بایستی منحل شود و حق ادامه فعالیت را ندارد .



کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

esmael enayat asl


تلاش جوانان بهایی برای ادامه‌‌ی بقا
سرگذشت یک دختر دانشجوی بهایی
خسرو شمیرانی
شماره‌ی ٣- آبان ١٣٨٥- نوامبر ٢٠٠٦- حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی
«ما ساکن شهرستان بودیم و در آنجا فشارهای اجتماعی بیش از تهران بود. می‌دانید که در شهرهای کوچکتر گاه مردم افکار بسته‌تری دارند. علاوه بر آن در فرم ثبت نام مدارس باید مشخص می‌کردیم که به کدام دینی باور داریم. ما طبیعتا در آن فرم‌ها‌ دین خود، یعنی بهاییت را وارد می‌کردیم و در مقابل بسیاری مدارس از ثبت نام ما خودداری می‌کردند. آن‌ها علنا می‌گفتند که ما را به خاطر تعلق دینی مان ثبت نام نمی‌کنند.»

kanoune defa az hoghogh bashar

حکم زندان و محرومیت از وکالت برای دراویش گنابادی و وکیل آنان

حکم زندان و محرومیت از وکالت برای دراویش

گنابادی و وکیل آنان


شعبه 101 دادگاه عمومي جزايي قم، سيداحمد شريعت، متولي و واقف حسينيه شريعت قم، غلامرضا هرسيني، وكيل مدافع شريعت و بهرامي از ديگر متهمان اين پرونده را به تحمل حبس، جزاي نقدي و محروميت از شغل وكالت محكوم كرد.
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، قاضي پورموسوي پس از رسيدگي به اين پرونده، سيداحمد شريعت را به تحمل يك سال حبس تعزيري، شش ميليون جزاي نقدي كه سه ميليون ريال آن بدل از شلاق است و نيز 10 سال تبعيد از قم محكوم كرد.
رييس شعبه 101 دادگاه عمومي جزايي قم همچنين غلامرضا هرسيني،‌‏ وكيل مدافع احمد شريعت را نيز به تحمل يك سال حبس، پرداخت سه ميليون ريال جزاي نقدي و پنج سال محروميت از وكالت محكوم كرده است.
قاضي پورموسوي همچنين بهرامي از ديگر متهمان اين پرونده را نيز به تحمل سه ماه و 10 روز حبس محكوم كرد.
اتهامات اين دراويش گنابادي قم "تصرف عدواني حسينيه شريعت" و "معاونت اخلال در نظم عمومي" و "تمرد از دستور مأمورين" عنوان شده است.
پيش از اين نيز، شعبه 112 دادگاه عمومي جزايي قم كه رياست آن بر عهده قاضي پورموسوي بود، براي 52 نفر از دراويش گنابادي و دو نفر از وكلاي اين دراويش، حكم محكوميت يك سال حبس تعزيري، 74 ضربه شلاق، پرداخت جزاي نقدي و محروميت از شغل وكالت صادر كرده بود.

esmael enayat asl


نابرابری‌های حقوقی برسر راه زرتشتیان ایران
نیاز کسروی
شماره‌ی ٣- آبان ١٣٨٥- نوامبر ٢٠٠٦- حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی
«زرتشتیان ایران سده‌های پی در پی از تبعیض رنج برده اند. از زمان یورش سپاه عرب در سده‌ی هفتم میلادی، آنها را به نادرست گبر و آتش پرست نامیده‌اند، آن‌ها را نجس و ناپاک شمرده‌اند و ناگزیرشان کرده‌اند تا به تنگناهای جامعه‌ی کوچک خود پناه برند. واقعیت اینست که روند فزاینده‌ی گریز آنها از کشورشان نشان دهنده‌ی بدترشدن روزافزون شرایط است.»

esmael enayat asl

مهر ماه 1385 برابر با 2006 Saturday 14 October
بند 209 زندان اوین، شکنجه گاه زندانیان سیاسی
فعالان حقوق بشر در ایران
طی سالهای اخیر بسیاری از مردان و زنان آزادیخواه و مبارز در بند 209 زندان اوین تحت شکنجه های طاقت فرسا و قرون وسطائی قرار گرفتند و تعداد زیادی از آنها زیر شکنجه جان باختند. همچنین تعداد زیادی از آنان از این بند روانه جوخه های تیرباران و حلق آویز شدند. بسیاری از فعالین سیاسی پس از دستگیری از نقاط مختلف کشور به آنجا منتقل می شوند و در سلول های انفرادی و تحت بازجویی های مستمر که توام با شکنجه های جسمی و روحی است، قرار می گیرند.
بند 209 زندان اوین تحت نظارت مستقیم وزارت اطلاعات قرار دارد و هیچ گونه نظارتی بر آن انجام نمی گیرد و بازجویان وزارت اطلاعات مجاز به استفاده از هر گونه شکنجه علیه زندانیان سیاسی در این بند می باشند.
از جمله زندانیان این بند در حال حاضر:
مهندس موسوی خوئینی دکتر سعید ماسوری کیوان رفیعی احمد باطبی کیانوش سنجری آیت الله کاظمی بروجردی دکتر کیوان انصاری ابوالفضل جهاندار خیرالله درخشندی مازن (شاهد قتل زهرا کاظمی ) عبدالله المنصوری (تبعه هلند که توسط دولت سوریه به ایران استرداد شده است) و تعداد زیادی از هواداران آیت الله بروجردی هستند.
برخی از شیوه های شکنجه که در این بند بکار می رود عبارتند از:
1- شکنجه های روحی علیه زندانیان سیاسی که تحت نظارت فردی به نام سعید شیخان (معروف به سربازجوی طلایی وزارت اطلاعات در این بند)
2- شکنجه های جسمی که اکثرا توسط شکنجه گری به نام ستوده همراه با تعداد دیگری از بازجوها انجام میگیرد
3- قرار دادن زندانیان سیاسی برای مدتی در سلول های انفرای با پابند و دستبند
4- عدم اجازه به زندانی برای استفاده از دستشویی
5- بازجویی های مستمر از زندانی که اکثرا در نیمه های شب انجام می شود
6- اعمال فشار بر زندانی برای گرفتن توبه نامه
7 – در اثر شکنجه های جسمی اکثر زندانیان دچار بیماری های مختلفی هستند، از جمله آنها بیماری پوستی، گوارشی، درد مفاصل و غیره ...
8- استفاده از بیماری زندانی برای تحت فشار قرار دادن آنها
9- مورد اهانت قرار دادن زندانی
10 – قرار دادن زندانی در کنار زندانیان شرور که در آن بند قرار دارند و عاملین وزارت اطلاعات هستند که با زندانیان سیاسی درگیری فیزیکی ایجاد می کنند و در پاره ای از گزارشات زندانیان را به مرگ تهدید می کنند.
11- بلاتکلیف قرار دادن زندانی در سلول های انفرادی به مدت طولانی و شکنجه های دیگر ...
فشارها و جنگ روانی که علیه خانواده زندانیان سیاسی بکار برده می شود:
1- اظهار بی اطلاعی از دستگیری زندانی برای ایجاد نگرانی در خانواده
2- برخورد های اهانت آمیز و تحقیر کننده با خانواده زندانی
3- بی خبر نگه داشتن خانواده از وضعیت و شرایط زندانی
4- ملاقات با محدودیت زمانی و در حضور بازجوها
5- علاوه بر حضور بازجو در زمان ملاقات مکالمات آنها ضبط می شود
6- اعمال فشار بر خانواده برای جلوگیری کردن از انتقال اخبار و شرایط زندانی به رسانه ها
7- دادن وعده و وعید های غیر واقعی به خانواده زندانی
8- اعمال فشار و تهدید برای ممانعت از گرفتن وکیل برای زندانی و موارد متعدد دیگر ...
بند 209 زندان اوین از مخوف ترین بندهای زندان اوین بشمار می رود. در آنجا شرایط وحشتناکی علیه زندانیان سیاسی و امنیتی حاکم است، لذا از تمامی سازمان های حقوق بشری و انسان دوست و فعالین آن می خواهیم که برای اعتراض به شکنجه هايی که در این بند علیه زندانیان سیاسی اعمال می شود، دست به اقدامات جهانی بزنند و خواهان اعزام یک هیات بین المللی برای تحت نظارت قراردادن مستمر این بند شوند.

esmael enayat asl

چهارشنبه، 3 آبان ماه 1385 برابر با 2006 Wednesday 25 October
شکنجه در بند 209 : سگ روسی را به جان زندانی برهنه می اندازند
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
رضا ملک کارشناس بررسی وزارت اطلاعات که به اتهام انتشار جزوه ای 80 صفحه ای در رابطه با پرونده ی قتلهای زنجیره ای و افشای اسناد مربوط به آن، بازداشت شده بود در بند نیمه عمومی 122 بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات، ششمین سال حبس خود را پشت سر میگذارد. وی علی رغم اینکه از سوی دادگاه به 12 سال زندان محکوم شده است، اما با گذشت حدود نیمی از دوران حبس خود همچنان در بند امنیتی زندان اوین نگهداری میشود و از انتقالش به بند عمومی زندان خودداری شده است.
رضا ملک هم اکنون در اعتراض به وضعیت نامشخص خود و عدم امکان دسترسی به وکیل و محروم بودن از کلیه حقوق انسانی، به مدت 1 سال و نیم است که از رفتن به هواخوری خودداری کرده است.
همچنین به دلیل بی توجهی مسئولین بند 209 و عدم رسیدگی پزشکی ؛ وی اکثر دندانهای خود را در دوران حبس ازدست داده است بطوریکه قادر به خوردن غذا به صورت طبیعی نیست ، تغذیه وی در حال حاضر به گونه ای است که نان را در آب تر کرده و سپس استفاده میکند و برای خوردن میوه جات ناچار به رنده کردن آنها میباشد و از مصرف بسیاری از مواد غذایی نیز ناتوان است.
وی در طول دوران بازداشت خود در بند 209 دچار انواع بیماریها از جمله میگرن و کاهش بینایی شده است. عدم توجه مسئولین زندان تا حدی است که حتی از دادن عینک به او نیز خودداری میکنند و رضا ملک از تکه های شکسته عینک سایر زندانیان برای خود وسیله دید فراهم نموده است.
در این حال رضا ملک به مدت 3 سال است که از ملاقات با دو فرزندش محروم میباشد.
ملک پیش از این در نامه ای سرگشاده خطاب به مجامع و سازمانهای مدافع حقوق بشر از شکنجه های شدید روحی و روانی وارده برخود در طول دوران بازداشت پرده برداشته و محافل حقوق بشری را در مورد وضعیت خود به استمداد طلبیده بود.
رضا ملک در این نامه تکان دهنده به مواردی از شکنجه های وارده بر خود اشاره کرد که از آن جمله میتوان به شکنجه ی مهندسی اشاره کرد که وی را به صورت کاملا برهنه در اتاقی به همراه یک سگ تربیت شده ی روسی می اندازند تا در اثر شدت وحشت مجبور به اعتراف شود ، همچنین به گفته ی او مامورین بارها تلاش کرده اند که از طریق قرصهای روان گردان از وی اعتراف بگیرند.
رضا ملک همچنین در نامه ی خود خواستار آن شده بود که شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل وکالت وی را به عهده گیرد. با این حال تاکنون هیچ گونه واکنشی از جانب خانم عبادی و یا سایر وکلا برای قبول پرونده ی وی انجام نگرفته است


شرايط زندانيان سياسی در ايران و وضعيت امور بهداشتی در زندان اوين تهران
گفتگو با آقای محمد مجيدی (بخش اول)

esmael enayat asl

Tuesday 07 November
ضرب و شتم و شکنجه وحشیانه یک فعال سیاسی در تبریز
محمدرضا محمدخانی، يکي از فعالین سیاسی در شهر تبریز که پس از تظاهرات ضدحکومتی خردادماه گذشته دستگیر شده بود، در باره شکنجه هايی که علیه او در زندان اعمال کردند، از جمله گفت در تاریخ ۲۷/۰۳/۱۳۸۵ ساعت ۲ نصف شب مأموران وزارت اطلاعات که ۶ نفر بودند به منزل مسکونی اینجانب ریختند و تمامی اتاقها را بازرسی کرده و چون من در خانه نبودم نتوانستند مرا دستگیر کنند، چون از دیوار به خانه ریخته بودند. خانواده ام اعتراض میکنند ولی آنها اهمیتی نمیدهند، کارت شناسایی و حکمی نشان نمیدهند و فقط یک کاغذ دست نوشته نشان داده بودند که نوشته بود «آقای محمدرضا محمدخانی، فردا صبح ساعت ۹ خودتان را به اتاق ۳۷ در زندان تبریز معرفی کنید» نه مُهری داشت و نه آرمی که اداره ای را معرفی کند. حدود یک و نیم ماه در تبریز مخفی بودم. شبها را در بیرون از شهر در داخل ماشین میخوابیدم. در تاریخ ۱۲/۰۵/ ۱۳۸۵ با تهدید اسلحه دستگیر شدم. مرا کتک زنان به ادارۀ اطلاعات آوردند، دو روزِ اول فقط کتکم زدند و شش تا از دندانهای فک بالایم را شکستند٫ ولی آنها هر چه میگفتند قبول نمیکردم، بعد از آن مرا آنقدر زدند که پرده گوش چپم پاره شد و همه جای پشتِ بدنم و پای چپم کبود شده بود، آنقدر کتک زده بودند که دیگر نمیتوانستم راه بروم. بعد از ۲۰ روز مرا به زندان تحویل دادند و تا تاریخ ۱۳۸۵/۰۷/۱۳ در زندان بلاتکلیف ماندم. در روزهایی که در اطلاعات بودم دندانهای شکسته ام عفونت کرده بود. به بازجو گفتم لااقل به دهانم که زخم و عفونت دارد نزنید ولی او فقط به دهانم ضربه میزد. شکنجه که میکردند هیچ، فحش زن و بچه نیز میدادند و چنان فحشهایی میدادند که یک لات بی سر و پا هم آن فحشها را نمیداد. در بازجوییها با مشت و لگد و سیلی مرا میزدند و آنقدر جلوی چشم چپم را زده بودند که در طول ۲۰ روز چندین بار ورم کرد. موقعی که بازجویی میشدم زیر شکنجه به من میگفتند هر چه ما میگوییم تو باید بنویسی و بازجوی شکنجه گر برای من دیکته میکرد و میگفت بنویس که از خارج به حساب بانکی تو پول واریز میکنند.

esmael enayat asl


اطّلاعیّۀ مطبوعاتی
نيويورک، ۲ نوامبر ۲۰۰۶
وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران در اقدامی شوم به مقامات سراسر کشور دستور داده است که عملیّات تحت ‌نظرگیری بهائیان، به ویژه کنترل فعّالیّت‌هاى اجتماعى آنان را شدّت بخشند.
وزارت کشور از مقامات استانداری‌های سراسر کشور خواسته است که پرسشنامۀ مفصّلی در باره شرایط و فعّالیّت‌های بهائیان، از جمله چگونگی «وضع مالی»، «تعامل اجتماعى» و «ارتباط آنان با محافل خارجی» را تکمیل نمايند.
دستور اخیر وزارت کشور جمهوری اسلامی در این زمینه درنامه‌ای به تاریخ ۱۹ اوت ۲۰۰۶، خطاب به معاونان امور سیاسی امنیتی استاندارى‌های ایران ابلاغ شد.
این نامه که متن آن اخیراً در اختیار جامعۀ بین‌المللی بهائی قرار گرفته، از معاونان امور سیاسی امنیتی استانداری‌ها می‌خواهد که به دستگاه‌هاى مربوطه دستور دهند با «ظرافت و حسّاسيّت رفتارهاى اجتماعی بهائیان را کنترل و مديريّت نمايند».
این نامه تازه‌ترین سند از سلسله اسناد و مدارک تهدیدآمیزی است که از تلاش مخفیانۀ دولت جمهوری اسلامی برای شناسایی و تحت ‌نظرگیری بهائیان در سراسر ایران پرده بر می‌دارد.
خانم بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعه بین‌المللی بهائی در سازمان ملل متّحد می‌گوید: «آشکار شدن این نامۀ جدید بر وخامت وضع بهائیان ایران تأکید دارد.»
خانم بانی دوگال افزود: «بعلاوه، این نامه مؤیّد آن است که دولت جمهوری اسلامی ایران بهائیان آن کشور را هدف قرار داده و قصد دارد در عملیّاتی مخفیانه فعّالیّت‌های آنان را تحت نظر بگیرد. این نامه همچنین برای نخستین بار ماهیّت اطّلاعاتی را که دولت در صدد جمع‌آوری آن است، فاش می‌سازد، چه در سطح افراد جامعه و چه در سطح کلّ جامعۀ بهائی — اطّلاعاتی که در اکثر جوامع، خصوصی و بسیار حسّاس تلقّی می‌شود.»
خانم دوگال در ادامه گفت: «این نامه همچنین حاوی اطّلاعاتى غلط و گمراه کننده است. برای مثال نامۀ خواستار جمع‌آوری اطّلاعات در بارۀ فعّالیّت‌های سیاسی و اجتماعى بهائیان است، حال آنکه مقامات جمهوری اسلامی به خوبی می‌دانند که بهائیان فعّالیّت‌هایشان به کلّی غیر سیاسی است زيرا در آثار مقدّس بهائی بر اهمیّت عدم دخالت در امور سیاسی و همچنین عدم توسّل به خشونت تأکید بسيار شده است.
نامۀ مورّخ ۱۹ اوت دولت جمهوری اسلامی خطاب به معاونان امور سیاسی امنیتی استانداری‌ها در پی نامۀ محرمانۀ دیگری فاش می‌شود که در ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ توسط فرماندهی ستاد کلّ نیروهای مسلّح ایران برای واحدهای گوناگون سپاه پاسداران انقلاب و نیروهای انتظامی ارسال گردید و متن آن اوایل سال جاری در اختیار عموم قرار گرفت. در آن نامه از این نهادها خواسته شده بود که بهائیان را در سراسر ایران شناسائی کرده و فعّالیّت‌های آنان را زیر نظر بگیرند.
خبر مربوط به نامۀ مورّخ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ نخستین بار در ماه مارس ۲۰۰۶ از سوی خانم اسما جهانگیر، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متّحد در زمینۀ آزادی دین یا عقیده منتشر شد و نگرانی شدید گروه‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر را بر انگیخت. خانم جهانگیر خود ابراز نگرانی کرد که «اطّلاعات جمع‌آوری شده از طریق چنین نظارت‌هایی مبنایی برای افزایش ایذاء و آزار و تبعیض علیه اعضاء جامعۀ بهائی ایران قرار گیرد.»
نامه دیگری به تاریخ ۲ می ۲۰۰۶ فاش ساخت که دولت جمهوری اسلامی تا چه حد دست اندر کار اِعمال چنین نظارت‌هایی در سطوح محلّی است. این نامه که از طرف مجمع امورصنفی، تولیدی، خدمات فنّی کرمانشاه خطاب به اتّحادیّۀ صنف باطری‌سازان نوشته شده از این اتّحادیّه می‌خواهد که صورت اسامی آنچه را که «فرقۀ بهائیّت تحت پوشش آن اتّحادیّه» توصیف شده در اختیار آن مجمع قرار دهند.
برخی از ناظران تلاش دولت جمهوری اسلامی را برای شناسایی و تحت ‌نظرگیری بهائیان با وضعی که یهودیان در آغاز عصر نازی‌ها با آن روبرو بودند، برابر دانسته‌اند. برای مثال، در ماه آوریل اتّحادیّۀ رفع تهمت و افترا گفت که دستورات صادره در نامۀ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ «یادآور اقداماتی است که علیه یهودیان در اروپا صورت گرفت و گامی است بس خطرناک به سوی وضع قوانینی به سبک قوانين نورمبرگ.»
در ماه‌های اخیر مقامات جمهوری اسلامی به بازداشت و زندانی ساختن بهائیان در سراسر ایران ادامه داده و با پیروی از سیاست بازداشت و آزادسازی مکرّر افراد، جامعۀ بهائی را عامداً ا تحت آزار و ستم قرار داده‌اند.
در دو سال گذشته ۱۲۹ بهائی درسراسر ایران بازداشت شده‌اند. گرچه این عده پس از سپردن وجه‌الضمان‌های سنگین، که اکثراً شامل پرداخت مبالغ هنگفتی پول نقد، سپردن وثیقه ملکی یا جواز کسب بود، آزادی خود را باز یافتند اما همچنان در انتظار محاکمه بسر می‌برند

Friday, November 03, 2006

esmael enayat asl

فرشته دیباج 28 ساله و رضا منتظمی 35 ساله مسئولین یک کلیسای مستقل در مشهد توسط ماموران وزارت اطلاعات در تاریخ 4 مهر بازداشت شدند. لازم به یاد آوری است که فرشته دیباج دختر کشیش مهدی دیباج 59 ساله از قربانیان قتلهای زنجیره ای که به اتهام ارتداد در سال 1994 توسط مامورین وزارت اطلاعات به طرز فجیعی به قتل رسید، همچنین دولت ایران در سال 1990 یکی دیگر از کشیش های این کلیسا به نام حسین سودمند را به قتل رساند.(روز 13/7/85)

esmael enayat asl( naghl az gozaar)

داستان نمونه وار یک دختر بهایی ایرانی
در گفت وگوی زیر، مونا درخشان، دختر جوان بهایی، داستان مرارت‌هایی را تعریف می‌کند که تنها و تنها به دلیل تعلق دینی از بدو تولد ناچار به تحمل آن‌ها بوده است. به دلایل روشن ارایه‌ی اطلاعات شخصی او ممکن نیست. گفت‌وگوی زیر بر آن است تا به مطالبی که گه گاه در این باره در گزارش‌های حقوق بشری در ارتباط با ایران می‌خوانیم، چهره‌‌ی ملموسی ببخشد و یادآوری کند که موضوع آن گزارش‌ها انسان‌های واقعی هستند، نه آمار و ارقام بی جان.
مونا تقریبا هم‌سن انقلابی است که منجر به استقرارحکومت اسلامی در ایران شد. او عملا از زمانی که چشم گشوده است شاهد وضعیتی بوده است که عمق و وسعت فشارهای آن نسبت به بهاییان تا سال‌ها نیاز به بررسی خواهد داشت. مونا در خانواده‌ای فرهنگی به دنیا آمد. دوران مدرسه ابتدایی را با تحمل سختی‌ها‌ و تحقیرهای فراوان به پایان برد. در سیستم آموزش عالی نیمه مخفی بهاییان در ایران تحصیل کرد. سپس به خارج ایران سفر کرد. مدارک تحصیلی او در یکی از دانشگاه‌ها‌ی معتبر آمریکای شمالی پذیرفته شد و به این ترتیب او توانست پس از اخذ فوق لیسانس به ایران بازگردد و به تدریس در سیستم آموزش عالی بهایی بپردازد. طبیعتا این مسیر با ناملایمات و فشارهای متعددی روبرو بوده است که وی در این گفت‌وگو به توضیح آن‌ها می‌پردازد. (1)
خسرو شمیرانی: مونا، ما می‌خواهیم درباره‌ی دوران تحصیل ابتدایی و تحصیلات عالی شما در ایران و ادامه‌ی آن با هم گپ بزنیم، ولی اجازه بدهید اول سوال کنم که آیا پیش از رفتن به مدرسه هیچگاه متوجه برخورد متفاوت بعضی از اطرافیان یعنی در و همسایه غیره شده بودید؟
مونا درخشان: بله. مادر و یکی از خاله‌ها‌ی من معلم بودند. علاوه بر این، خاله‌ی دیگرم در یک بیمارستان دولتی نرس/؟ پرستار بود. پدر و دایی‌ها‌ی من کارمند دولت بودند. اما وقتی که من هنوز خیلی کودک بودم همه‌ی آن‌ها به خاطر دین خود از کار خود اخراج شدند.
- حتما فشارهای وارده در آن زمان را متوجه می‌شدید؛ اما آیا در آن سن دلیل این فشارها نیز برای شما قابل درک بود؟
- ما در چارچوب دیانت خود از کودکی کلاس‌ها‌ی آموزش اخلاق و رفتار داشتیم. در این کلاس‌ها درباره‌ی این مشکلات و مسایل هم صحبت و روشنگری می‌شد. پدرم پس از 17 سال خدمت به دولت، بدون هیچ گونه بازنشستگی و یا پرداخت غرامت از کار اخراج شد. نه بیمه‌ای در کار بود و نه هیچ نوع پوشش دیگری. این ضربه‌ی شدیدی بود که بحران مالی بزرگی را برای خانواده‌ی ما سبب شد و بسیاری از اطرافیانم نیز به دلیل مشابه دچار چنین بحرانی شدند. من نمی‌فهمیدم چرا دولت با ما چنین می‌کرد. گاهی با ذهن کودکانه خود فکر می‌کردم که پدر و مادرم را از کار اخراج کرده‌اند تا ما از گرسنگی بمیریم.
- آیا برای ثبت نام در مدرسه با هیچگونه مشکلی روبرو بودید؟
- ما ساکن شهرستان بودیم و در آنجا فشارهای اجتماعی بیش از تهران بود. می‌دانید که در شهرهای کوچکتر گاه مردم افکار بسته‌تری دارند. علاوه بر آن در فرم ثبت نام مدارس باید مشخص می‌کردیم که به کدام دینی باور داریم. ما طبیعتا در آن فرم‌ها‌ دین خود، یعنی بهاییت را وارد می‌کردیم و در مقابل بسیاری مدارس از ثبت نام ما خودداری می‌کردند. آن‌ها علنا می‌گفتند که ما را به خاطر تعلق دینی مان ثبت نام نمی‌کنند.
- آیا شما خود هنگام ثبت نام در مدرسه ابتدایی با مشکل مواجه بودید؟
- از آنجایی که دوستان بهایی من به دلیل دین خود از ثبت نام در برخی مدارس خوب محروم شده بودند ما اصلا به چنان مدارسی مراجعه نکردیم. اشاره کردم که ساکن شهرستان بودم، گزینه‌ها‌ی زیادی موجود نبود و ما می‌دانستیم هر یک از آن‌ها با مورد ما چگونه برخورد می‌کنند. اما خواهر من که هفت سال از من کوچکتر است در دوران مدرسه ابتدایی خاطر بهایی بودن یک سال از تحصیل محروم شد. البته واقعیت این است که ما این‌قدر با آزار و محدودیت‌ها‌ خو گرفته بودیم که بسیاری از آن‌ها را متوجه نمی‌شدیم. من الان وقتی شرایط آزاد آمریکای شمالی را با وضعیت آن زمان خودمان مقایسه می‌کنم، تازه عمق و گستردگی آن محدودیت‌ها‌ برایم روشن می‌شود.
- در مدرسه برخوردها چگونه بود؟
- من در نیمه اول شصت وارد مدرسه ابتدایی شدم یعنی درست زمانی که بسیاری از بهاییان به دلیل اعتقادات خود اعدام می‌شدند. روزهای سختی بود. در مدرسه مدیر و مسئولین به من گفته بودند که حق ندارم به دیگران بگویم که بهایی هستم. گرچه با مدیر اولین مدرسه‌ای که در آن بودم رابطه‌ی خوبی وجود داشت اما بعد‌ها‌ کلا فشارهایی توسط مسئولان و معلمان و همچنین از سوی دیگر هم شاگردی‌ها‌ وارد می‌شد. در مدرسه ابتدایی به هم شاگردان ما سفارش شده بود که از ما خوراکی نگیرند. به آن‌ها می‌گفتند که ما و غذامان نجس است. در کلاس سوم یا چهارم ابتدایی جای مرا در کلاس به گونه‌ای تعین کردند که از دیگر شاگردان فاصله داشته باشم.
- واکنش هم شاگردان چگونه بود؟
- ما هنوز کوچک‌تر از آن بودیم که بتوانیم این برخوردها را تجزیه و تحلیل کنیم. آن‌ها از من می‌پرسیدند که چرا من را از بقیه جدا می‌نشانند. طبیعتا من که خود پاسخ روشنی به این سوال نداشتم نمی‌توانستم به آن‌ها جواب بدهم. پاسخم این بود که من هم نمی‌دانم چرا چنین می‌کنند. البته به برخی دوستانم که خیلی نزدیک بودم می‌گفتم دلیل این است که من بهایی هستم اما این نیز پاسخی نبود که برای هیچیک از ما قابل فهم باشد. جالب این بود گوش که دوستانم به این سفارشات بدهکار نبود. پنهان از چشم مدیر و معلم و ناظم ما غذاهامان را با هم تقسیم می‌کردیم. گاه پیش می‌آمد که کسی این را می‌دید و برای ما دردسر به وجود می‌آمد. مرا توبیخ می‌کردند و والدینم را به مدرسه می‌خواستند به آن‌ها هشدار می‌دادند که در صورت تکرار اخراج خواهم شد.
- آیا با دانش آموزان مسلمانی که با شما دوستی می‌کردند هم برخورد می‌شد؟
- بهارک یکی از دوستان نزدیک من در کلاس سوم ابتدایی بود. والدین او را به مدرسه خواستند و هشدار دادند که مواظب فرزند خود باشند تا با من رابطه نداشته باشد. مادر و پدر بهارک که یک خانواده مذهبی بودند به او گفتند که باید حرف مسئولان مدرسه را گوش کند. این سبب شد که ما مدتی دور از هم بیافتیم که فشار روحی برای او و فشاری مضاعف برای من بود. جالب اینکه هر چه بزرگتر شدیم رابطه‌ی ما قوی‌تر شد. ما به دلیل نزدیکی محل سکونت تا پایان دوره‌ی راهنمایی هم مدرسه و همکلاس بودیم. به مرور خانواه او هم پذیرفت که ما خارج از مدرسه با هم رفت و آمد و دوستی داشته باشیم.
- از دوران دبیرستان بگویید.
- یکی از خاطرات بد من از دوران دبیرستان مربوط به وقتی است که تیم والیبال مدرسه که من یکی از بازیکنان خوب آن بودم در مسابقات مقدماتی برنده شد و باید برای بازی‌های استانی وارد مراحل بالاتر می‌شد. تیم عازم شد اما مرا از ترکیب آن حذف کردند. من برای موفقیت‌ها‌ی تیم خیلی تلاش کرده بودم. عضو و جزیی از آن بودم اما از ادامه بازی‌ها محروم شدم، فقط به این دلیل که بهایی بودم.
دیگر این که، به‌خصوص معلمان درس دینی، به ما و اعتقادات ما توهین می‌کردند. گاه این‌ها به طور روشنی می‌خواستند ما را تحریک کنند تا ما جوابی بدهیم و از مدرسه اخراج شویم. روال این بود که در سر درس دینی ما اصلا حق حرف زدن نداشتیم. من خود شاهد بودم که چند تن از دیگر دانش آموزان بهایی تنها به خاطر صحبت از دین خود از مدرسه اخراج شدند. این به من احساس بدی می‌داد. همیشه با خود فکر می‌کردم مگر تفاوت من با دیگر هم شاگردانم چیست که باید این‌قدر اذیت وآزار و تحقیر تحمل کنم.
مثلا در سال اول دبیرستان یک معلم دینی داشتیم که خانم محمدی نام داشت. هم مرا به عنوان بهایی می‌شناخت و هم در همسایگی او چند خانواده‌ی بهایی زندگی می‌کردند. غرض ورزی عجیبی نسبت به بهاییان داشت. کتاب‌های دینی ما را خوانده بود و سر کلاس به تمسخر محتوای آن‌ها می‌پرداخت. طبیعتا توهین‌ها‌ی او در میان جمعی که می‌دانست من بهایی هستم فشار عصبی بدی ایجاد می‌کرد به نظر می‌آمد او تلاش می‌کند مرا به واکنشی ناسنجیده وادارد و به این ترتیب اخراج من از مدرسه را سبب شود.
- مثلا چه می‌گفت؟
- معلم درس دینی که در حقیقت معلم اخلاق است و باید سلامت نفس را به دانش آموزان بیاموزد، یک روز کتاب «بیان» (از متون مقدس در بهاییت) را با خود به مدرسه آورد. قسمت‌ها‌یی از آن را می‌خواند و به تمسخر آن می‌پرداخت. بعد گفت که ما بهاییان کافر هستیم و به خدا اعتقاد نداریم. او به این هم بسنده نکرد. گفت ما از نسل اجنه هستیم و پاهای ما گرد است. فراموش نکنیم که من از دهه‌ی نود و آستانه‌ی قرن بیست ویکم صحبت می‌کنم. طبیعتا من محکوم به سکوت بودم؛ ولی رویا، یکی از هم شاگردانم که دوست صمیمی من بود برخاست [همیشه یک نفر باید بپاخیزد] و به شدت به اعتراض پرداخت. به معلم و به کلاس توضیح داد که دوستان بهایی بسیار دارد و شاهد به جا آوردن مناسک مذهبی ما که شامل نماز و روزه است بوده است. گفت که ما خداپرست هستیم و می‌داند که ادعای گرد بودن پای ما غلط و بی معنی است.
- نتیجه چه بود؟ آیا برای رویا مشکلی درست نشد؟
- جالب این که برای او مشکلی پیش نیامد و آن معلم هم دیگر هیچگاه در کلاس در باره بهایی‌ها‌ صحبت نکرد.
- در مجموع جو غالب در دوران تحصیل چگونه بود؟ منظور من در اینجا اطرافیان، هم شاگردان و والدین آن‌ها هستند.
- این جو ساکن نبود. شاید بتوانم بگویم که در اولین سال‌های دبستان 80 درصد اطرافیان به گروهی تعلق داشتند که از دیدگاهی بسته و ضدبهایی به ما نگاه و با ما رفتار می‌کردند؛ اما به مرور این وضعیت تغییر کرد. وقتی دیپلم می‌گرفتم فشارهای اجتماعی شاید فقط از سوی 40 درصد جامعه اعمال می‌شد. البته روشن است که این برداشت شخصی من است و من از آمار و ارقام مبتنی بر سنجش افکار به طور علمی سخن نمی‌گویم.
- در چه رشته‌ای دیپلم گرفتید؟ آیا برای پذیرش دانشگاه اقدام کردید؟
- من ریاضی می‌خواندم. خیلی هم موفق بودم. گرچه باز هم به دلیل تعلق دینی هیچگاه از سوی مدرسه مورد تشویق واقع نشدم اما در مقطع اخذ دیپلم به گروه شاگردان ممتاز تعلق داشتم. بعد از گرفتن دیپلم در سال 1374 (1995) دفترچه‌ی کنکور را خریدم و فرم‌ها‌ی مربوط به تقاضای شرکت در کنکور را پر کردم. برای شرکت در امتحانات باید یک کارت دریافت می‌کردم. در فرم تقاضا محلی وجود داشت که نام دین‌ها‌ی به رسمیت شناخته شده در آنجا آمده بود و هر متقاضی با علامت زدن مشخص می‌کرد که به کدام یک از آن‌ها تعلق دارد. طبیعتا جایی برای دین بهایی مشخص نشده بود. بعضی از ما آن قسمت را خالی می‌گذاشتند و برخی دیگر دین بهایی را به فرم اضافه می‌کردند. من آن قسمت را پر نکردم. وقتی که برای دریافت کارت مجوز ورود به امتحانات مراجعه کردم متوجه شدم که روی کارت مرا به عنوان مسلمان ثبت کرده‌اند. ما هجده نفر بودیم که در آن وضعیت قرار گرفتیم. همگی اعتراض کردیم. پاسخ نهایی این بود که اگر دین خود را اسلام ذکر نکنید از شرکت در امتحانات محروم می‌شوید. من سه سال پی در پی برای شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه تقاضا کردم و هر سه بار به دلیل مشابه از شرکت در کنکور منع شدم. بسیاری از هم‌کیشان من در سال‌های بعد هم به پر کردن فرم‌ها‌ی تقاضا ادامه دادند اما من دیگر چنین نکردم.
- اما از تحصیلات عالیه هم صرف نظر نکردید....
- همین‌طور است. در این زمان بسیاری از استادان بهایی که از تدریس در دانشگاه‌ها‌ منع و در نتیجه بیکار شده بودند گرد آمده و به طور داوطلبانه سیستمی برای آموزش عالی جوانان بهایی دایر کرده بودند. این یک مجموعه‌ی حرفه‌ای اما غیر رسمی بود. از امکانات خیلی محدودی برخوردار بود. مثلا از خانه‌ها‌ی افراد به عنوان کلاس‌ها‌ی درس استفاده می‌شد. رشته‌ها‌ی محدودی ارایه شده بود.
- یعنی عملا یک دانشگاه خصوصی دایر شده بود؟
- بله.
- چه رشته‌ها‌ی تحصیلی ارایه شده بودند؟
- علوم پایه و مهندسی راه و ساختمان. البته دیرتر رشته‌ها‌ی دیگری به آن افزوده شد؛ مثلا دندانسازی و زبان‌های خارجی. به مرور زمان امکانات گسترده‌تری گرد آمد. آزمایشگاه‌ها‌ی آموزشی دایر شد، مواد مورد نیاز آموزشی برای رشته‌ها‌ی مختلف تهیه شد و ...
- از کی این سیستم آغاز به کار به کار کرد؟
- در پی محدودیت‌ها‌ی شدیدی که برای بهاییان به وجود آمد. این محدودیت‌ها که از عدم اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل و عدم اجازه خروج از کشور آغاز می‌شد، و به سلب حق مالکیت بر اموال مشروع شان و همچنین زندان و اعدام امتداد می‌یافت، جوانان بهایی را با یاس و سرخوردگی فراوانی مواجه می‌کرد. در سال 1366 (1987)، برای جلوگیری از این یاس و ایجاد امید به آینده‌ای بهتر، سازماندهی این سیستم آموزشی توسط چندین استاد «پاکسازی» شده آغاز شد و سپس با حمایت جامعه‌ی بهایی - که به شکل کمک مالی و ارایه‌ی امکانات، از قبیل جا و مکان و ماتریال/ مواد آموزشی انجام می‌شد- گسترش پیدا کرد. در مهر ماه سال 1377 طی حمله سازمان یافته‌ی ماموران حکومتی که در سراسر ایران انجام شد این سیستم مورد ضربه‌ای شدید و ناگهانی قرار گرفت.
- تا پیش از این حمله، گسترش این نظام آموزشی در چه حدی بود؟ مثلا چند رشته‌ی آموزشی تدریس می‌شد؟
این نظام تا ده رشته‌ی آموزشی گسترش یافت که علوم پایه برای رشته‌ی پزشکی، راه و ساختمان، دندانسازی، روانشناسی، - زبانشناسی، ادبیات انگلیسی، شیمی، حسابداری و ... را در بر می‌گرفت.
- چه تعداد دانشجو در این مجموعه مشغول به تحصیل بودند؟
- من آمار دقیقی از کل دانشجویان ندارم اما در رشته‌ای که من در سال 1374 (1995) مشغول شدم هرساله ده نفر پذیرفته می‌شدند. در سال‌های بعد این تعداد به بیست نفر و بیشتر افزایش یافت. طبق تخمین من طی 10 – 12 سال، یعنی از 1987 تا 1998 که سیستم فعال بود تنها در رشته‌ی تحصیلی من حدود 100 دانشجو وارد پروسه آموزش عالی شدند. این تخمین دانشجویان فارغ تحصیل این رشته را نیز در بر می‌گیرد.
- شما به رشته‌ها‌یی مثل علوم پایه پزشکی و یا مهندسی اشاره کردید. این رشته‌ها‌ بر خلاف رشته‌هایی مثل زبان به امکانات فنی گسترده‌تری برای آموزش نیاز دارند. منظور من امکاناتی همچون آزمایشگاه‌ها‌ی مختلف است.
- طبیعتا سیستم نمی‌توانست از امکانات گسترده‌ای همچون نظام آموزشی عادی برخوردار باشد اما به مرور آزمایشگاه‌ها‌ی مختلف برپا شده بودند. دندانپزشکان بهایی امکانات مطب‌ها‌ی خود را برای دانشجویان این رشته در اختیار می‌گذاشتند. در عین حال لازم است توضیح بدهم که کلاس‌ها‌ی ما نه تنها متمرکز نبود بلکه ما امکان حضور در کلاس‌ها‌ به شکل روزانه را نداشتیم. بخش بزرگی از آموزش تئوریک از طریق مکاتبه صورت می‌گرفت و ما برای رفع سوالات با استاد قرار می‌گذاشتیم.
- آیا این درست است که مدارک فارغ التحصیلان این سیستم از سوی برخی دانشگاه‌ها‌ی معتبر جهانی برسمیت شناخته می‌شد؟
- تلاش برای رسمیت دادن به این مدارک خیلی دیرتر آغاز شد. در سال‌های پایانی دهه 1990 جامعه بهایی معرفی این نظام آموزشی را به تعدادی از دانشگاه‌ها‌ی معتبر در خارج از ایران آغاز کرد و پس از بررسی کیفیت نتایج کار این سیستم توسط دانشگاه‌ها‌ی مذکور مدارک ما به رسمیت شناخته شد.
- اشاره کردید که در مهر ماه سال 1378 یک حمله سراسری انجام شد. شما خود مستقیما شاهد این حمله بودید؟
- من در همان روز کلاس داشتم. سفارش شده بود که کتاب‌ها‌ی مذهبی با خود نداشته باشیم. حمله آغاز شده بود و سراسری بود. با تلفن به محل ما اطلاع رساندند که در جاهای مختلف به کلاس‌ها‌ حمله کرده، استادان را دستگیر و لوازم آموزشی را ضبط می‌کنند. ما نشسته بودم و دعا می‌کردیم که هر چه زودتر تمام شود. می‌دانستیم که حمله، به ویژه برای استادان عواقب وخیمی در پی داشت؛ سوای این که طبیعتا آموزش ما مختل می‌شد. همین که ما وارد کلاس شدیم، به ما گفته شد که چنین حمله‌ای در جریان است. تلاش این بود که دست کم آزمایشگاه‌ها‌ را از گزند تخریب و مصادره دور کنیم، اما بی فایده بود. بسیاری از استادان دستگیر شدند و تا ماه‌ها‌ با شرایطی دشوار دست و پنجه نرم می‌کردند. آزمایشگاهی که با زحمت بسیار راه انداخته بودیم و در ملک خصوصی یکی از اهالی جامعه بهایی بود مورد تهاجم و مصادره قرار گرفت.
- شما سال 1374 (1995) در آنجا آغاز به تحصیل کردید. اول سال تحصیلی 1377(1998) سیستم مورد یورش قرار گرفت، پس درس خود را تمام نکردید؟
- ماجرا از این قرار بود که پس از آن حمله، من آموزش خود را نزد استادانم ادامه دادم. یک سال بیشتر تا پایان تحصیلم نمانده بود و با همکاری استادان درسم را تمام کردم.
بعد توانستم در آمریکای شمالی در دانشگاه [...] برای مقطع فوق لیسانس پذیرش بگیرم و در همین مقطع فارغ التحصیل بشوم.
- اما بعد به ایران بازگشتید....
- بله نظام آموزشی که در سال 1998 ضربه خورده بود در این فاصله دوباره بازسازی شده بود. من به ایران برگشتم و تدریس در رشته‌ی زبان را آغاز کردم. چهار ترم داشتم که در هر کدام 20 – 25 دانشجو شرکت می‌کردند.
- شما شخصا با توجه به شناختی که از آن نظام آموزشی و دانشگاه‌ها‌ی آمریکای شمالی دارید، محتوی و کیفیت آموزش این دو را در یک مقایسه چگونه می‌بینید؟
- واقعیت این است که استادان ما در ایران از جان و دل مایه می‌گذاشتند. مقدار زیادی ایده‌آلیسم در کار بود که طبیعتا از یک نظام جا افتاده نمی‌توان انتظار داشت. آن‌ها گاه روز و شب خود را صرف آموزش می‌کرند. فراموش نکنیم که شرایط کاری آن‌ها نه تنها مشوق‌ها‌ی مالی نداشت بلکه به دلایل روشن همواره در خطر یورش، دستگیری و زندان بودند. تعهد شخصی و ایده‌آلیسم آن‌ها طبیعتا کاستی‌ها‌ی مادی را تعدیل می‌کرد. کار استادان ما تنها به درس دادن خلاصه نمی‌شد. برای آن‌ها مهم بود که ما دانشجویان مطلب را درک کنیم و به خوبی آن را یاد بگیریم. به نظر من کار ما در آنجا به هیچ وجه از کیفیت کمتری برخوردار نبود. به همین دلیل بود که مدارک من و نمره‌هایم تمام و کمال در دانشگاه [.....] پذیرفته شد.
- مونای عزیز، از شما برای وقتی که برای این گفت‌و‌گو اختصاص دادید سپاسگذاریم.
تاریخ گفت و گو: 21 سپتامبر 2006
(1) مونا درخشان نام واقعی فرد مصاحبه شونده نیست. به دلایل روشن ارایه‌ی نام واقعی وی ممکن نیست.

Thursday, October 26, 2006

esmael enayat asl -iranpressnews


دادستان کل آرژانتین خواستار صدور حکم جلب رفسنجانی شد
به گزارش خبرگزاریها، دادستان کل آرژانتین خواستار صدور حکم جلب بین المللی برای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آخوندی به اتهام صدور فرمان انفجار مرکز همیاری یهودیان بوینس آیرس شد.
آلبرتو نیسمان، دادستان کل آرژانتین روز گذشته رسما اعلام کرد بالاترین مقامات رژیم تهران دستور بمب گذاری سال 1994 بوینس آیرس را صادر کردند.
این مقام قضايی آرژانتین، رفسنجانی، رئیس جمهور وقت رژیم اسلامی و هفت تن دیگر از مقامات بلندپایه رژیم را از عامران این عملیات تروریستی دانست.
به گفته دادستان کل آرژانتین، مجری این عملیات مرگبار تروریستی که 85 نفر کشته و بیش از 300 مجروح برجای گذاشت، گروه افراطی حزب الله لبنان، وابسته به رژیم جمهوری اسلامی بود.
دادستان کل آرژانتین اظهار داشت به ما ثابت شد که تصمیم حمله به ساختمان مرکز همیاری یهودیان بوینس آیرس را بلندپایه ترین مقامات رژیم تهران گرفتند و حزب الله لبنان را مامور اجرای آن کردند.
دولتهای پیشین آرژانتین به دلیل عدم پیشرفت در تحقیقات پیرامون بمب گذاری علیه مرکز همیاری یهودیان بوینس آیرس مورد انتقاد شدید از جمله از سوی جامعه یهودیان آرژانتین قرار گرفته بودند. آرژانتین دارای بیشترین تعداد یهودیان (حدود 300 هزار نفر) در میان کشورهای آمریکای لاتین است.
نستور کرنشنر، رئیس جمهوری آرژانتین سال گذشته برای نخستین بار به ناکارآيی سیستم قضايی کشورش در رسیدگی به این پرونده اعتراف کرده بود.
خبر قبلیفرستادن خبر به دوستان بازگشت به صفحه ی اصلی چاپ خبر

Monday, October 23, 2006

esmael enayat asl


چنین باید بود
اسماعیل عنایت اصل
در شرایطی که اکثریت غالب جامعه جهانی بیش از دو دهه به تمامی ستمهای روا شده به ملت ایران یا با بی تفاوتی نگریسته و یا در کمال موذیگری به مغازله های اقتصادی و سیاسی مشغول بود، اینک یکسال بعد از فرو افتادن تشت رسوایی ( سید خنده ) از بام وهم و خیال اصلاح طلبی به کوچه خشونت و با روی کار آورده شدن سیرکی به نام مجلس و رئیس جمهوری سوپر مرتجع، حکومت اسلامی در نهایت یکدستی و هماهنگی رخ نموده است و جامعه جهانی به مدد خونهای بناحق ریخته شده و ضجه های جگر سوز ملت ایران به باوری برابر به مظلومین ایران زمین رسیده است، باوری که خود به اقتضای منافع آنان است و نه رفع ستم از ملتی که فریادی به طول و بلندای یک نسل را بانگ برآورده، زیرا اگر گوش شنوا و چشم بینائی بود وجدان جهانی خیلی پیش از اینها میبایست به ماهیت و عملکرد این گروگیران میتاخت و تمهیدات لازم برای مهار این هیولای چند سر خون آشام فراهم مینمود. زمانی که کمتر از دو ماه بیش از پنج هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را تنها بعد از چند دقیقه پرسش و پاسخ به جوخه های مرگ می سپردند، زمانی که حرامیان شبگرد باورمندان بهائی، مسیحی و... را شکار کرده مثله میکردند، زمانی که به دختران مبارز و پاکدامن این مرز و بوم در زندانها تجاوز کرده و سپس به دار می آویختند، زمانی که بصورت فله ای روزنامه ها و سایت های اینترنتی و وبلاگ ها به جرم واهی نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی بسته می شدند و روزنامه نگاران و پیشگامان غیور اطلاع رسانی در زندانها تحت سخت ترین و غیر انسانی ترین و موهن ترین شکنجه ها مجبور به نوشتن توبه نامه و اعتراف می شدند، زمانی که کوچکترین اعتراض دانشجویان جوان ما با حبس و شکنجه و اعدام پاسخ داده میشد، زمانی که میسیونرهای مرگ در دیار این حضرات به مثله کردن مخالفین سیاسی و مذهبی مبادرت می ورزیدند و صدها و هزاران زمان دیگر، آیا میتوان فراموش کرد که نشر و نشت اخبار ستمهای رژیم به ملت ایران چه بهای گزافی را به دنبال داشته و دارد، آیا در طی این بیست و چند سال گفته نشده بود که در زندانهای این ددمنشان بر دگرانیشان چه میگذرد؟ آیا در رساندن پیام مظلومیت ملت ایران حتی در خانه و کوچه و خیابان کوتاهی شده بود؟ نگاهی شتابان به گذشته تصویری تلخ و منفی را در مقابل این سئولات می نمایاند و نشان میدهد که مردم ایران و خصوصأ آگاهان اجتماعی و غیر مبتلایان به خرافه های جمکرانی به تمام منافذی که کور سوئی از آن می تابید به هر بهانه و با هر بهائی که بود متوسل شدند ولی اربابان و صاحبان منافع اقتصادی و سیاسی جهانی در کمال شقاوت کماکان خود را به خواب زده و منافع خود را به رفع ستم و همسوئی با یک ملت تحت ستم ترجیح دادند و قبیحانه نظاره گر جوی خونی شدند که از چشمه ولایت فقیه در ایران زمین فوران می زد. به واقع آنان را چه کار به منافع ملت ما؟ آنان منافع ملی خود و منافع کارتل های عظیم نفتی و تراستهای غول پیکر بین المللی را نمایندگی میکردند و میکنند و دفاع از حق زهرا کاظمی، اکبر محمدی و قربان توری ها و... آنان را بکار نمی آید. خروار خروار اعلامیه و اطلاعیه سازمانهای حقوق بشری در محکومیت رژیم ایران با بی اعتنائی مطلق سلطه جویان دینی ایران مواجه شد، چرا که فاقد قدرت اجرائی بود. صاحبان قدرت جهانی اجازه بیداری و هواخواهی وجدانهای جهانی را برای آگاهی از وضعیت رقتبار مردم ایران را نداده و دست حکومت گران جباریت دینی را با لطائف الحیل برای چپاول ثروت ملت ایران، تخریب زیر بناهای اخلاقی وفرهنگی و اقتصادی و نابودی و فرار منابع انسانی و به قهقرا بردن جامعه ایرانی باز گذاشتند و حال که عربده جوئی های باج خواهانه قم و جمکران آسایش حیات خلوت حضرات را مختوش کرده ناگهان از خواب پریده از نقض حقوق بشر و شرور بودن حکومت ولایت فقیه دم می زنند هر چند که در پس این بیداری تصنعی نیز باز باید به جستجوی نیات چپاول گرانه آنان به دقت نگریست و با قطع امید از آنان، ملت ایران را به قدرت لایزال خود آگاه نمود، لیکن همین تعارض مختصر را نیز باید با هوشیاری و بمنظور دفع شر حکومت اسلامی به سود ملت ایران به فال نیک گرفت.
حکومت ولایت فقیه که عنادی بنیادین و سیری ناپذیر با ارزش های ملی ایران دارد از یکسو به تاراج ثروت ملت ایران کمر همت بسته و از سوئی دیگر با شمشیری آخته و آغشته به زهر کینه دیرین هر صدای ناسازی را سر میبرد و در آن سوی ساحل بشریت نیز امید نجات سوسو می زند، برای نجات از این ( سونامی آخوندی ) آگاهی، هشیاری و همت والای همگانی بدون امید به دیگران همراه با اتحاد لازمه کار زار است. در سایه دمکراسی خواهی و پای بندی اصولی به اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر دست را به کمر زده بپاخیزیم و ققنوس وار از خاکستر سوخته پروازی نو را نوید دهیم.

Amir hossein bahadori

ضعيت چند تن از زندانيان سياسی در رژيم اسلامی ايران

Amir hossein bahadori

کانون مدافعان حقوق بشر، از جمله تشکل های غيردولتی فعال در حوزه حقوق بشر در ايران، در تازه ترين گزارش فصلی خود،
وضعيت حقوق بشر در اين کشور در نيم سال گذشته را بررسی کرده است.
در اين گزارش، به ده ها مورد محاکمه و احضار فعالان مطبوعاتی، لغو امتياز چندين روزنامه و نشريه، محروميت ده ها دانشجو از تحصيل و مواردی ديگر اشاره شده است.
وضعيت آزادی بيان از مهمترين نگرانی های کانون مدافعان حقوق بشر است که در گزارش اخير اين کانون به آن اشاره شده است.
در اعلاميه کانون مدافعان حقوق بشر به بيش از ۶۰ مورد احضار و محاکمه فعالان مطبوعاتی و توقيف دست کم ۷ نشريه در شش ماه گذشته اشاره شده و از وضعيت آزادی بيان در ايران انتقاد شده است.
در گزارش بهار و تابستان سال جاری، کانون مدافعان حقوق بشر از بيش از 130 مورد احضار دانشجويان در کميته های انضباطی دانشگاهها خبر داده و از احضار اين دانشجويان به مجامع قضايی و محکوميت آنان انتقاد شده است.
گزارش کانون مدافعان حقوق بشر
برخورد با تجمعات مسالمت آميز، بازداشت کارگران و بيکار شدن فعالان تشکلهای کارگری از ديگر مواردی است که کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان موارد بارز تخطی حقوق بشر به آنها اشاره کرده است
کانون همچنين از اينکه بيش از ۵۰ دانشجو به دليل فعاليت در تشکل های دانشجويی از تحصيل محروم شده اند ابراز نگرانی کرده و به محدود شدن آزادی های اجتماعی در ايران اشاره کرده است.
برخورد با تجمعات مسالمت آميز، بازداشت کارگران و بيکار شدن فعالان تشکلهای کارگری از ديگر مواردی است که کانون مدافعان حقوق بشر به عنوان موارد بارز تخطی حقوق بشر به آنها اشاره کرده است.
محمد علی داخواه وکيل دادگستری و از اعضای اين کانون می گويد که مجريان قانون با تخطی از اجرای قوانين مسئول اين اقدامات هستند.
آقای دادخواه گفته است که "عدم احترام به قانون و قانون گريزی بسياری از مسئولان و مجريان باعث بروز اين موارد شده است، علاوه بر اين در مواردی قانون نيز مطابق با اصول و موازين لازم تصويب نشده و اجرای اين قوانين باعث نقض حقوق بشر شده است."
شیرین عبادی ازموسسان کانون مدافعان حقوق بشر است
علاو بر اينها برخورد با دراويش گنابادی قم و محکوم کردن ۵۲ نفر از آنها به حبس و دهها ضربه شلاق از سوی دادسرای عمومی قم نيز به عنوان موارد نقض قانون اساسی جمهوری اسلامی و نقض حقوق بشر، از سوی کانون محکوم شده است.
کانون مدافعان حقوق بشر حدود ۵ سال پيش تاسيس شد و به عنوان يکی از معتبر ترين سازمان های ايرانی فعال در زمينه حقوق بشر مورد پذيرش مراکز بين المللی قرار گرفت.
اگرچه اين سازمان در داخل ايران موفق به دريافت مجوز و پروانه تاسيس نشده، ولی هر از گاهی اين کانون گزارشی را درباره وضعيت حقوق بشر در اين کشور ارائه کرده است.
شماری از حقوقدانان و وکلای مدافعی که در سال های اخير عمدتا دفاع از پرونده های مطبوعاتی و سياسی را بر عهده داشته اند، از جمله شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل، عبدالفتاح سلطانی، محمد علی دادخواه، محمد شريف و يوسف مولايی اين کانون را بنين نهاده اند

Thursday, October 12, 2006

nobat be khodiha resid


گزارش های ویژه
بررسی رویدادهای مربوط به دستگیری آیت الله کاظمینی بروجردی: مصاحبه با علیرضا نوری زاده روز یکشنبه در تهران کوچه سرو صحنه درگیری های شدیدی میان طرفدااران یک روحانی و نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها بود. این روحانی که به نام آیت الله کاظمینی بروجردی شناخته شده، از طرفداران جدایی دین از سیاست است. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ روز دوشنبه اعلام کرد در درگیری های روز یکشنبه آیت الله و حدود 300 تن از طرفدارانش بازداشت شدند. گزارش های غیررسمی از تخریب خانه های همسایگان، چاقوکشی، اسیدپاشی و حتی کشته شدن اهالی محل حکایت دارد. آقای بروجردی پیش از بازداشت خطاب به اجتماعی از اهالی محل گفت: گناه من این است که ما نمی خواهیم به اسم اسلام به مردم ظلم شود. اکنون از سرنوشت آیت الله و هوادارانش اطلاع دقیقی در دست نیست. تارا عاطفی در مصاحبه با علیرضا نوری زاده تحلیل و پژوهشگر مسائل خاورمیانه و ایران و با استفاده از سخنرانی های آقای بروجردی به بررسی وقایع می پردازد.
تارا عاطفي (rm) صدا (wma) صدا [ 23:23 mins ]
تارا عاطفی (رادیو فردا): روز یکشنبه در تهران کوچه سرو صحنه درگیری های شدیدی میان طرفدااران یک روحانی و نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها بود. این روحانی که به نام آیت الله کاظمینی بروجردی شناخته شده، از طرفداران جدایی دین از سیاست است. فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ روز دوشنبه اعلام کرد در درگیری های روز یکشنبه آیت الله و حدود 300 تن از طرفدارانش بازداشت شدند. گزارش های غیررسمی از تخریب خانه های همسایگان، چاقوکشی، اسیدپاشی و حتی کشته شدن اهالی محل حکایت دارد. آقای بروجردی پیش از بازداشت خطاب به اجتماعی از اهالی محل گفت: گناه من این است که ما نمی خواهیم به اسم اسلام به مردم ظلم شود. اکنون از سرنوشت آیت الله و هوادارانش اطلاع دقیقی در دست نیست. علیرضا نوری زاده تحلیل و پژوهشگر مسائل خاورمیانه و ایران درباره پدر آیت الله بروجردی به رادیو فردا می گوید:
دکتر علیرضا نوری زاده: آیت الله کاظمینی بروجردی پدر آیت الله محمدحسین کاظمینی بروجردی یک روحانی سنتی بود در جنوب شهر تهران. اینها از خانواده اعرجی کاظمینی هستند. خانواده ای که در کاظمین عراق شهرت و اعتبار دارند. حدود 150 سال پیش اینها از عراق به ایران آمدند و تعدادی از آنها در بروجرد اقامت کردند. دلیل عمده اش هم حضور مرحوم حاج آقا حسین بروجردی بود. پدر ایشان به تهران می آید، در جنوب شهر در میدان خراسان مسجدی داشت و چون از روحانیونی بود که ارتباطی با مرحوم شیخ محمود حلبی داشت رئیس انجمن حجتیه، اینها درواقع از صاحب زمانی ها بودند، پدر ایشان بسیار مرید داشت، آدم دست و دل بازی بود، ولی به کل انسانی بود از سیاست جدا، چون معتقدند حکومت اسلامی هرگز تا ظهور حضرت برپا نخواهد شد، بنابراین هر حکومتی که ادعای اسلامی گری کند، از نظر اینها غاصب است و اوائل انقلاب که بسیاری از مردم جنوب شهر دنبال انقلاب راه افتاده بودند، پدر ایشان منع می کرد مردم را و می گفت نروید، این حکومت، حکومت اسلامی واقعی نیست و ما را از هدف اصلیمان دور می کند.
ت . ع: چهار سال پیش پدر آقای بروجردی درگذشت و پس از مرگ پدر، سیدمحمد کاظمینی بروجردی دستگیر و به زندان اوین منتقل می شود.
دکتر علیرضا نوری زاده: در آنجا از او تعهد گرفتند، آزارش دادند و وقتی خارج شد دید مسجد پدرش را مصادره کردند و ایشان به ناچار از همان منزل پدری هم منتقل شد و آمد در محل کنونی اقامت کرد و جلسات درسی داشت، شبها می آمدند حکم درس می داد و تفسیر قرآن می کرد و یک عده زیادی طرفدار پیدا کرد در این مدت، باز برای او هم قائل به کرامات بودند و بیماران و گرفتاران پیش او می رفتند. ایشان هم مثل پدرش انسان خیری بود. عده ای از ثروتمندان بازار هم او را یاری می رساندند. در نتیجه به مرور ایشان تبدیل به یک قطبی شد. اما مساله ای که رژیم را نگرانی کرد، سخنرانی ایشان در استادیوم شهید کشوری بود. جمعیتی که برای این سخنرانی آمد، بی سابقه بود. تاکنون درهیچ یک از سخنرانی های غیرسیاسی و غیردولتی چنین جمعیتی نیامده. این یک مقدار نگرانشان کرد و حالا به چه دلیل پس از این ماجرا آمدند قبر پدر ایشان را خراب کردند به اسم توسعه مسجد، این هم آتش را شعله ورتر کرد و ایشان به شدت واکنش نشان داد و اعتراض کرد، در نتیجه عده ای از ماموران به خانه ایشان و خواهرش ریختند، عده ای را دستگیر کردند، ایشان سخنرانی کرد علیه این اقدام و سپس ماموری از وزارت اطلاعات به نام شیخ احمدی رفت که ایشان را احضار کند و اخطار کرد ما شریعتمداری را با ده میلیون مقلد از بین بردیم، شما که چیزی نیستید. و ایشان آمد جلوی مردم این را گفت، جوانانی که دورش بودند دستی به اینترنت و فیلم و کامپیوتر داشتند، تمام این صحنه ها را گرفتند و پخش کردند، در نتیجه روحانی که تا دوماه و نیم پیش شاید فقط در همان محدوده خیابان اوستا، کوچه سرو ایشان را می شناختند، ناگهان شهرت بسیار وسیعی پیدا کرد، از مناطق مختلف تهران به سراغش می رفتند. و در این دوماه و نیم منزلش تبدیل شده بود به یک پایگاه. عده زیادی از مردم جمع شدند تا از دستگیری ایشان جلوگیری کنند و عملا هم تا دو ماه و نیم مقاومت کردند تا اینکه روز یکشنبه با وسایل زرهی به خانه ایشان حمله بردند و تعداد زیادی خانه های مردم هم در بین راه از بین رفت.
ت . ع: آقای بروجردی نامه هایی به کوفی عنان، پاپ و خاویر سولانا نوشت. وی چند شب پیش از بازداشتش در کوچه محل اقامتش خطاب به همسایگانش از جمله گفت:
صدای آیت الله سید محمدحسین کاظمینی بروجردی: با عرض پوزش از همه همسایگان که خوابتان گرفته شد، بدانید که یک ساعت پیش به منزل ما از سوی اطلاعات و نیروی انتظامی حمله شد، برای کشتن من، بدانید که الان تمام ورودی ها و خروجی های این خیابان و کوچه را بسته اند تا به ما حمله کنند. بدانید که گناه ما آن است که ما مخالف دین سیاسی هستیم. ما نمی خواهیم به نام خدای باریتعالی به مردم ظلم کنیم. من از نیروی انتظامی سئوال می کنم شما برای خدمت به ملت آمده اید یا برای کشتن بچه های این ملت؟ من از نیروهای اطلاعاتی می پرسم وظیفه شما ریشه کردن کردن اعتیاد و فقر است در این جامعه یا نابودی بچه های پیغمبر؟ من آمده ام در این نیمه شب با تمام یارانم و به شما و به جهان و به تاریخ اعلام می کنم که ما حاضر نیستیم اسلام را بفروشیم، حاضر نیستیم قرآن را معامله کنیم. ماه قرآن است، اینجا ایران است، چرا باید حمله کنند به جوانان مسلمان؟ مگر ما تروریست هستیم؟ این همه کشور مشکل دارد، باید رهایش کنند به جان ما بیفتند؟ این همه فقر غوغا می کند. سرقت، دزدی، گرانی، کمبود، اعتیاد، طلاق، این همه کشور گرفتاری دارد، ول کرده اند می خواهند مرا بکشند، بیایید بکشید. آی نیروی انتظامی که سر کوچه ایستاده ای، چرا معطلی؟ اگر مامور به کشتنی چرا نمی کشی؟ تو نان این ملت را می خوری که حافظ منافع این ملت باشی، نه آن که در ماه رمضان بچه های اسلام و قرآن را بگیرید، بدزدید، به شکنجه گاه 209 اوین ببرید. اهالی محل من از شما کمک نمی خواهم، فقط می خواهم شاهد باشید که بروجردی برای دفاع از شما، قران شما، خدای شما، وجدان شما، عدالت شما، وطن شما ایستادگی کرد و ایستاد و تنش را به تیرباران عرضه کرد. من باز هم از همه شما معذرت می خواهم، همه شما را به خدا می سپارم و آماده ام برای حرکت خونین اینها تا دنیا بداند اینها مسلمان هستند؟ ایرانی هستند؟ خدمتگذار هستند؟ چه جوابی دارند بدهند؟
ت . ع: اما رسانه های داخلی و مقامات جمهوری اسلامی چه می گویند؟ ایسنا روز یکشنبه در گزارشی به نقل از معاون سیاسی امنیتی استانداری تهران نوشت: عده ای از عوامل فرقه گرا تحرکاتی را مدتی در تهران آغاز کرده بودند که در هفته گذشته این تحرکات شدید شد و مزاحمت ها و مشکلات امنیتی را برای برخی شهروندان تهرانی ایجاد کرد. عبدالله روشن معاون سیاسی امنیتی استانداری تهران به ایسنا می گوید: به دنبال اظهارنگرانی مردم از این تحرکات این عوامل فرقه گرا، چهارشنبه هفته گذشته تعدادی را به گروگان گرفتند و پس از ضرب و شتم اقدام به آزادی آنان کردند. آقای روشن می گوید نیروی انتظامی همواره سعی کرده تا از اقدامات این گروه جلوگیری کند، اما انها روز شنبه با جمع کردن تعداد زیادی از اراذل اوباش تهران و برخی شهرستان ها از طریق آتش زدن لاستیک، پرتاب ککتل مولوتف و حمل بیش از صدها سلاح سرد برای برخورد با نیروی انتظامی اعلام آمادگی کردند. وی گفت این عده تعدادی از نیروهای انتظامی را به گروگان گرفتند و با اسیدپاشی و تخریب اموال عمومی منطقه سعی در برهم زدن نظم محل کردند. اما به گزارش ایلنا خبرگزاری کار ایران تجمع کنندگان اوباش و اسیدپاش نبودند، بلکه خواهان آزادی مذهبی بودند. در گزارش روز شانزدهم مهر خبرگزاری کار در این رابطه آمده است تجمع کنندگان با سر دادن شعارهایی نظیر آزادی مذهبی حق مسلم ما است، خواستار آزادی برخی هواداران آیت الله بروجردی و فراهم شدن امکانی برای ترویج افکار سیدمحمد کاظمینی بروجردی شدند.
خبرگزاری کار ایران همچنین نوشت: آیت الله سیدمحمد کاظمینی بروجردی به خبرگزاری ایلنا گفته است به اعتقاد ما مرد از دین سیاسی خسته شده اند و خواستار بازگشت به دین سنتی هستند. اما آقای بروجردی تا امروز کجا بوده است؟
دکتر علیرضا نوری زاده: ایشان تا چهار سال قبل که درواقع خدمت پدرش را می کرد و به دور از سیاست ملایان محله ای از تهران بودند و نه حتی تمام تهران، مانند خیلی از روحانیان منطقه ای که در یک منطقه پیشنماز مسجد محله هستند، اینها هم در میدان خراسان سرشناس بودند. پس از فوت پدرش و وقتی ایشان منتقل شد به خیابان آزادی و کوچه سرو در خیابان اوستا، درواقع یک آدم ناآشنا بود، مسجد هم که نداشت، در خانه اش حسینیه درست کرد و به مرور مردمی که آگاه شدند از بودن ایشان در آن محل، از جنوب شهر به دیدنش آمدند، یک عده هم پیروان جدید پیدا کرد. بخصوص در جمع دختران و پسران جوان متدین. انسان بی آزاری بود و در گوشه ای برای خود زندگی می کرد و درواقع این نظام بود که باعث شد ایشان عصبانی شود؛ با ویران کردن قبر پدرش و این که به خانه اش آمدند و جلوی نشست هایش را گرفتند. پس از سخنرانی او در استادیوم شهید کشوری مزاحمش شدند مکرر و اینها به مرور جمع شد و باعث شد یک روحانی آرام که کاری به کسی نداشت و در گوشه ای کار خود را می کرد، ناگهان تبدیل شد به فردی که افراد زیادی به دنبالش راه افتادند و محل توجه رسانه های بین المللی شد.
آقای کاظمینی بروجردی اولا اصلا عنوان نمی کرد که آیت الله است. این آیت الله لقبی بود که در همین یکی دو ماهه به او دادند. ایشان نه سنش می خورد به این که آیت الله باشد و نه از نظر مراتب می تواند در این جایگاه قرار گیرد. بنابراین خود او هم مدعی نبود. ایشان بیشتر جایگاه یک پیشنماز را داشت و یک انسانی که در حوزه خودش حسینیه و خانقاهی را داشت و در آنجا ترویج ولایت می کرد، منتها نه ولایت آقای خامنه ای، ولایت خاصه که معتقدند خاص اهل بیت و امام زمان است. از نظر یک روحانی شیعه ایشان بسیار متعصب بود، نظام موجود را مظهر یک نظام اسلامی شیعه نمی دانست، معتقد بود اینها در دین بدعت آوردند و بزرگترین بدعتشان هم ولایت فقیق مطلقه است. چون به باور ایشان ولایت تنها از آن امام زمان است.
ت . ع: آقای بروجردی در سخنانش از جمله گفت: این وقایع نشان می دهد که طرف ما نه احترام به استقلال این کشور می گذارد، نه به جمهوریت و نه اسلامیت

Monday, October 09, 2006

nazdik shodan rooz jahani laghve edam

به مناسبت فرا رسسیدن ۱۰ اکتبرروز جهانی مبارزه درراه لغو حکم اعدام!جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران
اخبار روز:
http://www.akhbar-rooz.com/يکشنبه ۱۶ مهر ۱٣٨۵ - ٨ اکتبر ۲۰۰۶
بعدازسالهای 2005 و 2004،که جمهوری اسلامی از لحاظ تعداد احکام اجرا شده اعدام در جهان بعد از چین در مقام دوم قرار داشت،امسال دوباره با اعدام حداقل 104 تن،تاکنون،و اجرای هفتگی احکام اعدام جدید، این رژیم رکورد سال قبل را قطعا پشت سر خواهد گذاشت! انجام این تعداد اعدام درایران به خصوص، از میان آزادیخواهان، زنان و نوجوانان، طبیعتا شرم مسولان جمهوری اسلامی را برنمی انگیزد، اما متاسفانه تاکنون واکنش درخور آزادیخواهان را نیز بر نیانگیخته است! مقایسه جمهوری اسلامی وسایر کشورهای اسلامی! به جز نمونه هایی مانند کشور ترکیه که حکم اعدام در آن لغو شده است، از نظر تعداد اعدام جمهوری اسلامی در رده بسیار بالاتری از همه کشورهای اسلامی، با حکومتهای دموکراتیک و یا دیکتاتوری، با جمعیت هایی برابر و یا به مراتب بیشتر از ایران، نظیر پاکستان،اندونزی و یا مصر قرار دارد! بحث لغو حکم اعدام، به عنوان عملی شنیع که در بهترین حالت پاسخ یک جنایت با جنایتی دیگر است، و در کشور ما حتی تاثیر احتمالی بازدارنده خود را نیز ازدست داده و خود به عاملی برای عادی شدن و تبلیغ خشونت تبدیل شده است، در جمهوری اسلامی بحثی بی معنی و به احتمال زیاد حتی ممنوع است، اما نکته ای که در این جا باید بر آن تاکید کرد، این است که اعدام این تعداد انسان، ولو واقعا "مجرم"، که در بین آنها تعداد بسیاری زندانیان سیاسی، دختران، زنان و نوجوانی وجود دارند، که در زمان وقوع جرم و یا حتی موقع اعدام 18سال نیز نداشته اند، آیا برای این حکومت و بقای آن و یا در جهت کم کردن تعداد مجرمین لازم و موثر است و مجازات دیگری، لااقل برای تعداد زیادی از آنان، نمی توان درنظر گرفت؟ آیا جمهوری اسلامی اگر "خودشکنی" نمی کند نمی تواند لااقل "آینه شکنی" نکند؟! آیا مسولان این رژیم که خود نیز از نقش تعیین کننده حکومتشان در ایجاد شرایطی که، به قول شاهرودی رییس قوه قضاییه در ماه یولی گذشته، ایران را به جرم خیزترین کشور در جهان تبدیل کرده، مطلع هستند، واقعا نمی توانند حداقل جوانان آزادیخواه دربند را، که در شرایط فعلی آزادی شان سلب شده است و خطر بالفعلی برای این رژیم تولید نمی کنند، و یا مجرمان عادی جوان را به جای اعدام به مجازات حبس و یا حبس ابد محکوم کنند؟ آیا نمی شود زندانیان سیاسی، نظیر 6 جوان محکوم به اعدام در خوزستان و یا خالد هردانی و شهرام و فرهنگ پورمنصوری را، که درتهران به اعدام محکوم شده اند، به جوخه اعدام نسپرد و سرنوشت مرگ و زندگی دختران جوانی مانند،کبری رحمان پور 23ساله، نازنین مهابادی،19 ساله، و یا جوانانی مانند سینا پایمرد، 18ساله، را به تشخیص فردی به نام قاضی شرع و یا خانواده های، متاسفانه در بسیاری موارد انتقام جوی قربانی نسپرد؟ آیا با جنایتی مانند اعدام عاطفه رجبی 16ساله، 2 سال قبل در قایم شهر در ملا عام، کدام مشکل این کشور و این حکومت حل شد و چگونه است که کبری رحمان پور باید، بعد از این همه شکنجه، برای اعدام نشدن باید به خانواده همسرش بارها التماس کند و یا سینا پایمرد که در هنگام ارتکاب قتل 16 سال داشته باید با نواختن نی در پای چوبه دار ترحم خانواده قربانی را جلب کند و از مرگ نجات یابد؟ در حقیقت در ایران اسلامی جوانانی که با پشت سر گذاشتن یک زندگی زجرآلود و تبدیل شدن به یک مجرم یک بار زندگی شان توسط جمهوری اسلامی و سیاستهای آن تباه شده است، این بار دوباره قربانی می شوند. مجرم اصلی، جمهوری اسلامی، با کشتن این قربانیان در حقیقت آثار جرم را محو می کند! مقتول و قاتل هر دو در اصل قربانی جمهوری اسلامی و سیاستهای آن هستند! انگیزه های واقعی جمهوری اسلامی در اعدام وسیع در بندان سیاسی و غیرسیاسی: در مورد زندانیان سیاسی: در حقیقت حکومتی که خود از عمق نفرت خفته قاطبه مردم ایران از خود و عملکردش آگاه است، یکی از راههای پیش گیری از تبدیل شدن این به یک خیزش عمومی را حفظ جو ارعاب، از طریق اعدام هر چندگاه تعدادی از دربندان سیاسی می داند و در این رژیم در موارد بسیار شرایط بیرون از زندان، تظاهرات مخالفت آمیز مردم و غیر و، بیش از "جرم" زندانی سیاسی، در تصمیم برای اعدام زندانیان، با و یا بدون حکم اعدام،تعیین کننده بوده است. مانند نمونه اعدام های سال 67، اعدام اسماعیل محمدی در کردستان، حجت زمانی در کرج، مهدی نواصری و علی غفراوی در خوزستان، همه در سال 2006، و نیز موج اعدامهای اخیر در بلوچستان و یا کشتن زندانیان سیاسی اکبر محمدی و فیض مهدوی. * در مورد مجرمین عادی که مرتکب قتل شده اند نیز باید گفت، که شکست کامل حکومت اسلامی در حل مسایل حاد جامعه بحران زده ایران، و تشدید این بحران از طریق این عملکرد آزادی ستیز که به طور مثال خود را در رکورددار شدن ایران در رابطه با تعداد معتادان، در جهان، نشان میدهد و اعتقاد کور مسئولان این حکومت به قوانین قصاص اسلامی که سن قبول مسولیت در دختران 12 و در پسران 15سال میداند،باعث آن شده است که به قصد آرام کردن احساس انتقام جویی خانواده قربانیان، و در تلاشی کور برای مهار کم کردن جرایم،فردی به نام قاضی شرع، برای مقابله به مثل، دستور قتل مجرم را میدهد و یا تعیین سرنوشت او را به عهده خانواده داغدیده قربانی می گذارد! بنا به آمار اجرای قوانین قصاص اسلامی در ایران به هیچوجه به کم شدن تعداد مجرمین منجر نشده! در دوران حکومت جمهوری اسلامی، جمعیت ایران دو برابر و تعداد زندانیان 10 برابر شده است! در حقیقت حکومت مدتهاست که در مقابل رشد انفجاری انواع جرایم حرفی به جز اعدام و قصاص ندارد! در آخرین نمونه در هفته قبل 2 تن به نامهای رحیم .ع و صبا.ح در اهواز به قطع دست راست و پای چپ محکوم شده اند! سخن آخر آن که تا جمهوری اسلامی در این کشور برقرار است، آمار بالای اعدام هم در ایران وجود خواهد داشت، اما با بالا بردن هزینه حیثیتی این اعمال برای جمهوری اسلامی از طریق فعالیت افشاگرانه در جهان و ایران، به خصوص همراه با فرا رسیدن 10 اکتبر، میتوان در این یا آن مورد از تعداد اعدامها کاست. این برای هر ایرانی، به خصوص آزادیخواه، مایه تاثر بسیار هست و باید باشد که از کشوری می آید که در عرصه اعدام در جهان رکورددار است، گو این که رژیم حاکم هیچگونه احساس شرمی در این رابطه ندارد! این متن به زبان انگلیسی آلمانی نیز برای حدود 300 آدرس در سراسر جهان ارسال می شود! جمعیت دفاع اززندانیان سیاسی ایران- کلن 14مهر1385

kanone dfaa az hoghoghe bashar iran

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران
اعلامیه جهانی حقوق بشر
مقدمه
از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال نا پذیر آنان اساس آزادی ، عدالت و صلح را در جهان تشکیل می دهد.از آنجا که عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد واز ترس و فقر فارغ باشد به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است ، از آنجا که اساسا حقوق انسانی را باید با اجرای قانون حمایت کرد تا بشر به عنوان آخرین علاج به قیام بر ضد ظلم و فشار مجبور نگردد. از آنجا که لازم است توسعه روابط دوستانه بین الملل را مورد تشویق قرار داد ،
از آنجا که مردم ملل متحد ، ایمان خود را به حقوق اساسی بشر و مقام و ارزش فرد انسانی و تساوی حقوق زن و مرد مجددا در منشور اعلام کرده اندو تصمیم راسخ گرفته اند که به پیشرفت اجتماعی کمک کنند و در محیطی آزاد، وضع زندگی بهتری به وجود آ ورند، از آنجا که دول عضو ، متحد شده اند که احترام جهانی و رعایت واقعی حقوق بشر و آزادی های اساسی را باهمکاری سازمان ملل متحد تامین کند ، از آنجا که حسن تفاهم مشترکی نسبت به این حقوق وآزادی هابرای اجرای کامل این تعهد ، کمال اهمیت را دارد ، مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل ، اعلام می کند تا جمعی و همه ارکان اجتماع ، این اعلامیه را دائما در مد نظر داشته باشند و مجاهدت کنند که بوسیله تعلیم و تربیت ، احترام این حقوق و آزادی ها توصیه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بین المللی ، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها، چه در میان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشور هایی که در قلمرو آنها می باشند تامین گردد .
ماده 1
تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند .
ماده 2
هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.
ماده 3
هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد .
ماده 4
احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.
ماده 5
احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .
ماده 6
هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود .
ماده 7
همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.
ماده 8
در برابری اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد ، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .
ماده 9
احدی نمی تواند خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید بشود .
ماده 10
هر کس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید.
ماده 11
1- هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه محسوب خواهد شد تا وقتی که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع از تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد.
2- هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد.
ماده12
احدی در زندگی خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد
ماده13
1- هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.
2- هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.
ماده14
1- هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.
2- در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود .
ماده15
1- هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.
2- احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.
ماده16
1- هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند.
2- ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .
3- خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.
ماده17
1-هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد .
2- احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود .
ماده 18
هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.
ماده 19
هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد .
ماده20
1- هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد.
2- هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.
ماده21
1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
3- اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید .
ماده22
هر کس به عنوان عضو اجتماع حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.
ماده23
1- هر کس حق دارد کار کند. کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایتبخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.
2- همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت دارند.
3-هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید.
4-هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.
ماده 24
هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق ذیحق می باشد.
ماده25
1- هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.
2- مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند.
ماده26
1- هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.
2- آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید.
3- پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.
ماده27
1- هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد.
2-هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.
ماده28
هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی راکه در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.
ماده29
1- هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.
2- هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.
3- این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.
ماده 30
هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن
تواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه فعالیتی بنماید

esmael-enayat asl

اسماعیل عنایت اصل
برای گفتن و نوشتن به اندازه ای مطلب در ذهن تلنبار است که توان انتخاب را از آدمی سلب می کند و گستره مصائب هموطنانم چنان دردآور است که قلم فقط به وهم و هراس سر می سپارد.
از خواننده عزیز اجازه می خواهم این نوشته را به مادران محنت کشیده ایران زمین تقدیم کنم و از بانوان وطنمان سخن بگویم ، از زنانی که در مرز و بوم مان بیشتر از نصف یک انسان نمی ارزند ، از زنانی که به دلیل وجود مسائل زیر بنایی اگر دچار خطا شدند سنگسار خواهند شد ، از زنانی که هنگام تردد عادی در خیابانها به بهانه های واهی توسط عمال رژیم دستگیر شده و در سلولهای اداره منکرات شب را سحر میکنند و مورد نصایح ، شماتت و شلاق واقع میشوند و در پایان با اخذ وثیقه و تعهد آزاد می شوند، از زنانی که حتی بهمین علت بعد از آزادی مورد آزار و شکنجه ی سایر اعضای خانواده قرار میگیرند، از زنان و دختران ایران زمین در محیط های آموزشی و انواع سختگیریهائی که توسط مربیان تربیتی مدارس بر آنان روا می شود و در پایان نیز نتیجه ای معکوس میدهد چون واعظان آن خود ایمانی به گفته خود ندارند و چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند و حاصل آن نیز آن می شود که مدارس دخترانه شهرستان قم دارای بالاترین انحرافات جدی است .
ازدانشگاههای کشورمان که بانوان جوان کشورمان را هنگام ورود روزانه به گذراندن امتحان و آزمایش حجاب و آرایش می چلالنند و با کشیدن دستمال بر چشم و لب شان آنان را منزه و پاک به داخل ارشاد می کند!!از زنان کشورمان بگویم که در پی دادگاه های مدنی و خانوادگی سر به عصیان دارند. این به اصطلاح مراجع قضایی که حجم انبوهی از پرونده های خانوادگی و ناموسی را حمل میکنند به هر چیزی رسیدگی میکنند الا دادخواهی بانوان مستأصلی که ارباب رجوع آنها هستند از منشی دادگاه گرفته تا رئیس دفتر و صد البته رئیس دادگاه ، چنانچه شاکی و یا مراجعه کننده لقمه دندان گیری باشد یا باید با حضرات بگونه ای کنار بیاید و یا آنقدر به فرداهای دیگر حواله شود تا گیسوانش به رنگ دندانهایش شود.از زنان کشورمان در محیط کار بگویم که چنان اسفناک است که رقت انسان را برمی انگیزد. در این پهنه اگر جوینده کار، خوش شانس باشد و تخصصی و پارتی ای داشته و ملزم به ولایت فقیه باشد در ادارات دولتی و مدارس استثمار میشود. علاوه بر آن مشکلات محیطهای کارگری و انواع توهین و تحقیرهای حین رفت و آمد در مسیر و سرکوفت های دوستان و آشنایان و هرزه گری بعضی از شرکتهای قلابی خصوصی را و خطرات بیشمار دیگری که همه روزه صفحات روزنامه ها را البته تا حد مجاز انباشته است.
اگر از قصه و غصه زنان آواره خیابانی و دختران فراری و معتاد به کوتاهی سخن میرود در عوض به صادرات نوامیس مردم توسط حضرات با تألم سخن می رود که نمونه ی اتفاق افتاده در کرج مشتی از خروار است که به سرکردگی آنان رخ داده است ، نکته جالبتر آنکه به زبان دیگر نشان دادند باخلع لباس هم از خود رفع اتهام نموده اند و هم به دیگران توهین . چرا که بعد از پوشیدن لباس عادی دیگران نیز همشغل ایشان خواهند بود وهم لباس .
سخن هم به درازا کشید، اجازه بدهید به یکی از علتهای اساسی سقوط سهمناک بدنه اصلی جامعه نگاهی گذرا داشته باشیم. به این چند عبارت که توسط آقای مشکینی در کتابی بزبان عربی آورده شده وتوسط آقای جنتی نیز ترجمه شده ، دقت کنید.
زنان اخلاق ندارند ، زنان همگی رسوا هستند و همگی ناشایست . اگر بدانان کاری واگذار شود ، ضایع میگردانند ، سری که به بالین آنها گذاشته میشوند می برند ، دل به آنها نبندید ، اسرارتان را به آنها نگوئید چون فاش میکنند. نحسی در سه چیز است خانه، چهار پا، زن. اولی انسان را گرفتار همسایه بد میکند، دومی چموشی میکند و سومی سر ناسازگاری دارد ( مشارالیه گویی نه از مادر بلکه از بیخ علف بریده شده است) .
وضعیت زنان در پهنه آزادیهای سیاسی نیز خود شرحی است ضجه آور چرا که هر شیر زنی شهامت ورود به این صحنه را در خود سراغ دیده تاوانی بس گزاف پرداخته است تاوانی که انسان، گوش را از شنیدن و دیده را از دیدن آن کور میخواهد چرا که حاکمیت مزدور تظاهرات چند صد زن را در اعلام همبستگی با سایر همجنسهای خودشان در روز جهانی زن تحمل نکرده است، چه رسد به سایر موارد.
در راستای همین عملکرد است که روزنامه نویس بندرعباسی (خانم افروتن ) آماج دشنه های عمال رژیم واقع میشود .
گورستانهای آشکار و نهان ایران زمین با حزن و اندوه پیکر پاک عروسان ناخواسته بسیاری را به امانت در خود نگه داشته تا در فردای تاریخ شرم و ننگ را با غصب وکینه بر رخسار پلید و کریه دامادهای شب قبل از اعدام تف کند.
نوشته های فوق تصویر گذرا و تند و ناقصی است از ستمی مضاعف که زنان ایران زمین متحمل آنند و عملکرد نوع تفکر حاکمیت ایران و دست نشانده های آنان که نه در این مختصر می گنجد و نه از این قلم برمی آید ولی امید میرود که با آگاهی ملت ایران به اصول دمکراسی و مبانی حقوق بشر ، محصولی که عمال رژیم کاشته اند هر چه زودتر چون طوفانی سهمگین دامنگیرشان شود . به امید آن روز